یادداشتی بر فیلم ملک الموت

یادداشتی بر فیلم ملک الموت

+ توضیحاتی در مورد فیلم.- در شاهکار بونوئل چه می گذرد؟- چرا افراد نمیتوانند از خانه خارج شوند؟- آیا مسائل جبر و محیط در میان است؟- حیوانات در فیلم چه میکنند و نماد چه چیزی هستند؟the Exterminating Angelاین فیلم دومین فیلم از سه‌گانه بونوئل با همکاری گوستاو آلسترید و سیلویا پینال است. فیلم ملک‌الموت از سوی منتقدان مکزیکی به عنوان شانزدهمین فیلم سینمای مکزیک شناخته شده است و در لیست هزار فیلم برتر سینما از نظر نیویورک تایمز قرار دارد.در داستان فیلم آمده است:مهمانان خانه ادماندو نوبیل به دلیل غیر قابل توضیحی قادر به ترک خانه میزبان خود نیستند.. وهرتلاشی برای خروج بی نتیجه رها میشود، گویی که هم در تلاش برای خروج هستند و هم اراده ای برای رفتن وجود ندارد.لوئیس بونوئلدر خلاصه داستان فیلم آشکار است که این فیلم اثری سورئال می باشد و این سورئال با مسائل جبر و محیط ارتباط های مستقیمی دارد. هرگز این اشتباه را نکنید که گمان کنید بونوئل و تیم وی دچار اشتباه در فیلمبرداری یا تدوین شده اند. یکی از مهمترین سرنخ های فیلم سکانس های تکراری است. اولین سکانس تکراری، سکانس ورود میهمانان است. اما در سکانسی که مخاطب میبیند تفاوتی را متوجه نمی شود؛ زیرا در واقع تفاوتی وجود ندارد!ورود میهمان بونوئل چه چیزی را میخواهد به مخاطبش بفهماند؟جواب این سوال را در ادامه خواهم داد.دومین سکانس تکراری فیلم، سکانس سخنرانی ادماندو بر سر میز شام است. با این تفاوت که، در این سکانس های تکراری مخاطب با تفاوت بیت آن دو مواجه میشود. در پلان اول تمام افراد (میهمانان) به حرف های ادماندو گوش می سپرند اما در پلان دوم انگار نه انگار که وی درحال حرف زدن است. و کسی به حرف های وی گوش نمیدهد.پلان اولپلان دومجواب معلوم است و قضیه پیچیده نیست. این همان جبر است. ما همزمان درحال تماشای دو جهان هستیم. چگونه؟! اتفاقات زیر را مشاهده کنید.جهان اول :- میهمانان وارد خانه میشوند.- میهمانان به حرف های ادماندو گوش می دهند. – میهمانان به خوبی و خوشی از خانه خارج میشوند و پایان داستان شکل میگیرد.جهان دوم :- میهمانان وارد خانه میشوند.- میهمانان به حرف های ادماندو گوش نمی دهند. – میهمانان در خانه گرفتار می شوند.- درگیری ها آغاز می شود.- میهمانان بالاخره از خانه خارج می شوند.جهان دوم داستان فیلم بونوئل را شکل می دهد. حال به این سوال می پردازیم که چرا افراد نمیتوانند از خانه خارج شوند؟+ جواب این سوال نیز تا حدی با توجه به سرنخ های بونوئل آشکار است. اما ابتدا باید ترجمه کلمه ای را به دایره لغات مان بیفزائیم. مشیت الهی مشیت الهی یعنی مصلحت الهیتصمیم و اراده انسان در طول مشیت الهی است.بصورت خلاصه خداوند قدرت و علم هر کاری را دارد اما با دادن عقل به انسان ما را صاحب اختیار کرده است. لوکیشن فیلم در خیابانی به همین نام ساخته شده است که در آغاز فیلم نام آن را میبینیم. خیابان مشیت الهی افراد درون خانه به این دلیل نمی توانستند از خانه خارج شوند که ارده و تصمیمی نداشتند و همواره بدنبال کمکی ماورایی و جادویی بودند. البته دید بونوئل نسبت به خداوند در این فیلم چیز دیگری است اما از آن دید میتوان چیزهای دیگری را نیز تشریح کرد. باید بدانید که در آن طرف آب ها یعنی خارج از کشور، مردمانی با فرهنگ و اصولی متفاوت با کشور و دین ما زندگی میکنند، بیشتر آنان هنوز دلیل محکمی برای اعتقاد به دین مسیحیت و خداوند ندارند و دلیل اصلی روی آوردن به دین را می توان ترس از اتفاقاتی که در زندگی می افتد، رهایی از مشکلات و… . دانست. به علاوه ی اینکه مسیحیان هنوز خداوند را به درستی نشناخته اند. آن ها فکر می کنند که خداوند در تمامیِ سخت ها آن ها را کمک میکند. بله درست است که کمک میکند اما نه به آن صورت که ما فکر می کنیم. خداوند به انسان عقل داده است تا بیندیشد، بیندیشد و انتخاب کند بودن یا نبودن. نمود داشتن یا نداشتن. اما انسان هایی که در حقیقت هنوز خداوند را نشناخته اند به اشتباه گمان می کنند که خداوند به آنها می گوید که باید بودن را انتخاب کرد و یا دیگر گزینه ها را در حالی که در سطر بالا گفتیم چنین نیست. لوئیس بونوئل نیز از همین قضیا به اصطلاح کفری می شود و بر سر انسان ها می کوبد که برای اراده داشتن یا نداشتن نیازی به کمک خدا و… نیست. خداوند خود این قدرت را به انسان داده، پس خود انسان باید انتخاب کند. پس دلیل و علت اصلی ناتوان بودن برای خروج از خانه عدم اراده و تصمیم گیری است. اما بالاخره این افراد به جایگاهی میرسند تا بتوانند انتخاب کنند و از آن خانه خلاص شوند. علاوه بر این روایت فوق العاده ی بونوئل را نیز به این اثر اضافه کنید.میتوانست همه چیز در اینجا تمام شود اما..نبود اراده و تصمیم باعث شد که این سکانس پایانی و زیبا شکل بگیرد. و همه چیز پایان یابد.اما همه چیز که در کل پایان نمی یابد زیرا پس از خلاص شدن این افراد از خانه وارد مکان و لوکیشنی بزرگتر می شویم مکانی بنام: کلیسا. در ابتدا کشیش روحانی را میبینیم که از خارج شدن از کلیسا ناتوان است و در ادامه مردمی را می بینیم که سردرگم اند و انتخاب و تصمیم درستی ندارند. پس از این سکانس ابتدا به یک ناقوس نزدیک می شویم و صدا به همراه تصویر آن را میشنویم و بعد با یک کات به پرچمی سفید متصل می شویم و نمایی لانگ شات را از نمای بیرونی کلیسا میبینیم و پس از آن با یک کات دیگر نمای بیرون کلیسا را می بینیم که انگار انقلاب یا جنگی درحال رخ دادن است. در همین لحظه است که گوسفندانی را میبینیم که گله ای درحال وارد شدن به داخل حیاط و پس از آن به خود کلیسا هستند و دوربین در فاصله ی خود را با سوژه اش حفظ میکند و در نمایی لانگ ورود حیوانات را به داخل کلیسا نشان می دهد که در همین لحظات جملۀ FIN (به معنای اتمام) از درون کلیسا به بیرون می آید و این پایان فیلم است.پلان پایانی حال، بهترین زمان برای پاسخ به آخرین سوال است:- حیوانات در فیلم چه میکنند و نماد چه چیزی هستند؟کلا دو نوع حیوان را در فیلم مشاهده می کنیم. خرس و گوسفند.خرسگوسفندان خرس نماد کسانی است که قدرت تصمیم و انتخاب دارند اما در بند زنجیرند مانند چه کسانی؟ درست است! مانند خدمت کاران اما روزی که از بند زنجیر رها شوند خود تصمیم میگیرند که کجا بروند و چه کاری را انجام بدهند. پ.ن: حتی در سکانسی از فیلم این موضوع را تماشا می کنیم. و اما گوسفندان، گوسفندان نماد کسانی هستند که نمی توانند انتخاب کنند. به علاوۀ اینکه عقلی درست و حسابی نیز ندارند. و معذرت میخواهم مانند گوسفند سرشان را می اندازند و به هر جایی می روند مانند سکانسی که توسط افراد خانه کشته و خورده می شوند. به علاوۀ سکانس پایانی که دوباره همان ها می آیند و….. FINبا تشکر از م. یوسفی پور…………………………………………………………نگاتیو شماره دوم<br/>

Author: admin

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *