ناعادلانه‌ای برعکس!

ناعادلانه‌ای برعکس!اخیرا در یک استارتاپ ویکند که مال #دانشگاه_کرمان بود شرکت کردم.(صرفا برای بردن جایزه و آخرم با صرف ۳-۴ ساعت وقت جایزه سوم که چند میلیون ای بود رو بردم. قبول دارم یکم نامنصفانه بود شرکت کردن من! چون اندازه و کمی کمتر از داورهای رویداد و حتی بیشتر (از اونهایی که مسئول مرکز رشد بودن) سواد داشتم ولی قوانین شون رو مانع کننده نگذاشته بودند)از روز اول که از حدود ۴۰ ایده ۱۰ تا را انتخاب کردند از شواهد و قرائن مشخص بود دارند در داوری تقلب می‌کنند. (ما با سه تا تیم شرکت کردیم بهترین ایده و ایده خوب مونو رد کردند و بدترین ایده مون از لحاظ اجرا در واقعیت رو فرستادن بالا!)و اینقدر مشخص و واضح تقلب کردند که حتی با اینکه مسابقه مجازی بود و تنها راه ارتباطی ما واتساپ، و هیچکس هیچسو نمیشناخت بچه ها هی گروه های واتساپی ساختند و اعتراض کردند و مسئولین رو اضافه کردند. (که جواب هم قابل پیش بینیه: شما قبول نشدید به معنی بد بودنتون نیست و آرزوی کارآفرینی و شکوفایی ایران اسلامی!)با اینکه ۵ استان شرکت کرده بودند از ۱۰ تیم قبول شده ۸تا کرمانی بودند!خلاصه بگذریم از قسمت تقلب (ارزش نقل بیشتر ندارد ولی اعصاب خورد کن بود چونکه خیلی واضح اینکار رو کردند و حس کردم از فرط واضح بودن به شعور کل شرکت کنندگان داره توهین میشه! لعنتی اخه مجری ای که با همه بد اخلاق بود میاد با یکی از شرکت کننده ها حین ارائه خوش و بش و احوال پرسی میکنه؟ وقتی یکی از معیارهای انتخاب شدن تیمها و نحوه اعتراض میپرسه چت گروه رو میبندن؟ کلداوری هم که شفاف نبود. بگذریم…)در پایان مسابقه تیم اول و دوم هم دوتا تیم کرمانی شدند.و اما شب که داشتم فکر میکردم یکم بغض کردم.. کمی گریه ام گرفت.. بخاطر خراب کردن آینده چند نفر…برای اون دوست کرمانی عزیزی که اول شد و اون دوست دیگه که دوم شد…یکی شون که دقیق یادم موند و خواهد ماند یک جوان ۱۹ ساله بود، طراحی گرافیکی اسلایدهاش فوق العاده بود، آمار هاشو از گوگل ترند و بانک جهانی آورده بود! (البته آمار ترند یه چیز بی‌ربط بود!) به داور حین توضیح داشت میگفت کتاب قلاب و نوپای ناب رو اگر بخونید متوجه فلان چیز میشید که من درست میگم!.. با لبخند مصنوعی و تمجید از داورها سعی میکرد فرندلی بودن و تواضع شو نشون بده.. بچه‌ی باهوشی بود (از لحاظ آی‌کیو بین ۱۲۵ و ۱۱۰ و با هوش هیجانی پایین) ولی ایده اش محتوا نداشت… یک استارتاپ نمایشی بود… گرافیک عالی… استفاده از کلمات قلمبه سلمبه نامفهوم.در لباسی زیبا از ظاهر و عاری از معنا….خلاصه جایزه رو برد و به وی توهم برتر بودن دادند، و به وی گفتند عالی هستی بیا مرکز رشد کرمان هم ثبت ایده کن! البته چندتا از داورها بهش گفتند که ایده ات قابل اجرا نیست و باید با یک فرد با تجربه مشورت کنی! و یکی دو داور هم تمجید فراوان! احتمالا الان میگه اونهایی که منو نقد کردن خنگ بودن درک نمیکردن… مسئولان برگزاری هم کلی از آمار و ارقام شگفت انگیز رویداد و اثر آن گفتند..اما در نهایت دلم برایش میسوزد که بزودی استارتاپ‌هایی رو راه خواهد انداخت و شکست خواهد خورد… اینقدر شکست می‌خورد که کم کم به خود شک می‌کند و گریه می‌کند.. حس بد متقلب بودن و فیک بودن… اینکه شاید بقیه درست می‌گویند و در توهم هستم…برایش امیدوارم توی شکست‌های سنگین آینده.. سمج باشه و بتونه از روی پاش بلند بشه و باایستد و بازهم بجنگد!و لعنت به اون مسئول برگزاری ای که تقلب را پذیرفت و سرعت رشد و پیشرفت در زندگی وی را چند سال کندتر کرد و به تعویق انداخت. #nihiL

Author: admin

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *