بعد دیگر مجازی

بعد دیگر مجازی

سلام راستش داشتم زبان انگلیسی میخونم که یه نوتیفیکیشن(notifcantion) اومد رو گوشی اولش میخواستم مثل همیشه ردش کنم بره که دیدم مسابقه نویسندگیه گفتم چی بهتر از این منم که عاشق نویسنگیمیخوام بگم از روزی که این مهمون ناخونده اومد این ویروس اومد که ما چه بخوایم چه نخوایم مجبور به استفاده‌ای بیشتر از دنیای مجازی و گوشی شدیم بهمن ماه بود که از دانشگاه فارغ التحصیل شدم و میخواستم برای کارشناسی بخونم بماند که چقدر برای دفاع استاد اذیت کرد تو این اوضاع بود که با روبیکا اشنا شدم و رفتم تو گروه های لاو بوک و اونجا بود که عاشق کتاب شدم و البته دوستای خیلی خوبیم پیدا کردم یه دوستی که گفت رشتش کامپیوتره و من سریع رفتم پیویش بهش گفتم که رشتمم کامپیوتره و عاشق اینم بیشتر از این رشته بفهمم اونم لینک یه گروه سکرت اوپن سورس رو داد محبت خدا بود که منو با دوستای برنامه نویس و حرفه ای تو این رشته اشنا کرد از اون به بعد استفاده‌ای من از گوشی تغییر کرد دیگه برای چت کردن‌های الکی خوندن رمان های بی معنی و مزخرف و… وقتمو تلف نکردم یه عالمه سایت آموزشی و کانال های اموزشی گروه های اموزشی شاخه های کامپیوتر پیدا کردم از چند وقت پیشم که بیشتر به ویرگول میام تجربه برنامه نویسی با گوشی باحال بود در صورتی که من لپ‌تاپ‌قوی داشتم و میتونستم با اون کد بزنم الان که اینو مینویسم ابتدای برنامه نویسی هستم و عاشق طراح رابط کاربری هستم و بعد از اندروید میرم سراغ اون شاخه اینم بگم که من تازه تو این قرنطینه بود که فهمیدم برنامه نویسی یعنی چی؟ قبل از اون دانشگاه چیزی به ما یاد نداده بود.ممنون وقت گذاشتی که خوندی به امید روزهای بهتر #روایتگر_باش

Author: admin

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *