عاشق باش. عاشق مهر، روشنایی و پاکی

عاشق باش. عاشق مهر، روشنایی و پاکی

منبع: isna.irپیامبر (ص) در جمعی از اصحاب نشسته بودند که ناگه بوی پیام وحی مشام ایشان را پر از عطر خود کرد. آری جبریل آمده بود و از طرف پروردگار عالم پیامی بسیار مهم داشت.از خواب بیدار شد. شاید اصلا خواب نبود. او قبلا هم پیک حق را ملاقات کرده بود. اما این بار با دفعات گذشته فرق می کرد. آمده بود تا بگوید از این پس هدایت مردمان این سرزمین با تو است. از این پس باید در گوششان “پندار نیک”، “گفتار نیک” و “کردار نیک” بگویی. باید آماده شان کنی. آماده کوهی از حوادث تلخ و شیرین. باید به ایشان بیاموزی که باید اندیشه کرد. اندیشه مردان بزرگ. می توان به هر چیز بزرگی فکر کرد و هر چیز پاکی ساخت و هر کردار نیکی کرد. اما نمی توان و نباید در قلب، جز به اجازه خدا هیچ کس و هیچ چیزرا میهمان کرد که دل، خانه حضرت دوست است و مالکش اوست. باید بیش از پیش عاشقشان کنی. مستشان کنی. تا نور را و روشنایی را تنها نگذارند.پیام وحی این بود:”يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا مَنْ يَرْتَدَّ مِنْكُمْ عَنْ دِينِهِ فَسَوْفَ يَأْتِي اللَّهُ بِقَوْمٍ يُحِبُّهُمْ وَيُحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ أَعِزَّةٍ عَلَى الْكَافِرِينَ يُجَاهِدُونَ فِي سَِبِيلِ اللَّهِ وَلَا يَخَافُونَ لَوْمَةَ لَائِمٍ ۚ ذَٰلِكَ فَضْلُ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَنْ يَشَاءُ ۚ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ”قرآن کریم – سوره مبارکه مائده(5) – آیه شریفه 54″ای گروهی که ایمان آورده‌اید، هر که از شما از دین خود مُرتَد شود به زودی خدا قومی را که بسیار دوست دارد و آنها نیز خدا را دوست دارند و نسبت به مؤمنان سرافکنده و فروتن و به کافران سرافراز و مقتدرند (به نصرت اسلام) برانگیزد که در راه خدا جهاد کنند و (در راه دین) از نکوهش و ملامت احدی باک ندارند. این است فضل خدا، به هر که خواهد عطا کند و خدا را رحمت وسیع بی‌منتهاست و (به احوال همه) دانا است.”پرنده نگاهش بر روی شانه رسول الله نشست. پیامبر به او نگاهی کرد و لبخند زد. از شرم، نگاهش را برگرفت و دوباره در قفس کرد.یاران پرسیدند: این کدام ها هستند که خدا آنها را بسیار دوست دارد و آن ها نیز خدا را بسیار دوست دارند و خاک پای مؤمنان را توتیای چشم خود خواهند کرد و خار چشم کافران و بدعهدان خواهند شد، و جان ها را سپر دین خدا کنند و مثل کوه استوار و نیرومند باشند؟ فضل خدا این طحفه دلربا، افتخار مردم کدام سرزمین خواهد بود؟حالا دیگر قلبش تند تند می تپید. این بار، این همای سعادت نگاه رحمه للعالمین بود که بر بام بختش آرام گرفته بود. کی؟ من؟ ما؟ از چه روی؟ چرا؟مردم ایران زمین از گذشته پیش از مبعث زرتشت سه چیز را مقدس و عزیز می شماردند: نور و روشنایی، طهارت و پاکیزگی، و عشق و مهر. این ها اصول آیین مهرپرستی بود که زرتشت – که درود اورمزد بر او باد- به آن ها جانی تازه بخشید. زرتشت نبود جز پیامبری از پیامبران خدا و جز این نبود و نیست و نخواهد بود که عشق پاک و روشن اهورامزدا خدای یگانه، الله بی همتا به سان ریسمانی محکم شیرازه هستی شده تا انسان ها با تمام وجود بر آن چنگ بزنند و زشتی ها و پلشتی ها و تاریکی ها و دشمنی ها را به اهریمنان واگذارند.پیامبر مهربانی ها بارها گفته بود که “النظافت من الایمان”؛ پاکیزگی جزیی از ایمان است. او بارها خود به چشم دیده بود که ایشان چگونه و با چه عشقی کودکان را در آغوش می گیرند و بزرگان را احترام می کنند. غرق در افکار خود بود که صدای شیرین و رسای رسول الله او را از جا پراند مثل غریقی که یکباره از آب سربرآورده باشد. پیامبر (ص) در حالی که چشم از او بر نمی داشت اسمش را صدا کرد: “سلمان”. ناگهان انگار در دلش کوهی به لرزه لزال در آمده باشد به خود آمد و بهت زده چشمش در چشمان پیامبر دوخته شد. حالا که بهتر او را نگاه می کرد می دید که چهره نورانی اش به روشنایی یلدا است.انگار هنوز صدای آن ستاره زرین، نیکومرد ایران زمین، زرتشت بزرگوار به گوشم می رسد: “فرزندانم، بندگی کنید و خدا را بپرستید نه به سان بردگانی که از ارباب و ولی نعمت خود ترس دارند که بنی اسرائیل خدا را این گونه بندگی کردند و در فراموشی گم گشتند. و نه چونان بازرگانان که پردیس و دوزخ را دستمایه کردار خود قرار دادند و چون معامله را به زیان خود دیدند راه اهریمنان برگرفتند. بندگی کنید همچون بزرگ ایمان آورندگان، امیر مؤمنان، علی بلندمرتبه و بزرگ که خدای بلندمرتبه و بزگتر را نه از روی ترس و نه با ترازو بلکه از روی عشق و مهر و با دل بندگی کرد”. چقدر این گفتار به دلم نشست. به یقین، سرچشمه این گفتار، پنداری نیک است. کتاب وحی را باز می کنم آیه 54 سوره مائده: “ای گروهی که ایمان آورده‌اید، هر که از شما از دین خود مُرتَد شود به زودی خدا قومی را که بسیار دوست دارد و آنها نیز خدا را دوست دارند و نسبت به مؤمنان سرافکنده و فروتن و به کافران سرافراز و مقتدرند (به نصرت اسلام) برانگیزد که در راه خدا جهاد کنند و (در راه دین) از نکوهش و ملامت احدی باک ندارند. این است فضل خدا، به هر که خواهد عطا کند و خدا را رحمت وسیع بی‌منتهاست و (به احوال همه) دانا است.” خدا را دوست دارند و خدا هم آن ها را دوست دارد. نسبت به ایمان آورندگان پر از مهر و نسبت به اهریمنان پر از کین. چه پندار نیکی! چه کردار نیکی! حالا بهتر از هر وقت دیگر فلسفه و چرایی شب یلدا را درک می کنم. چه نیاکان غرور آفرینی! چه پدران و مادران خوش فکری! چه نیکو پنداری و چه نیکو گفتاری و چه نیکو کرداری! من و تو، ما هم فرزندان همین سرزمینیم. ما هم می توانیم خالق این معماری های زیبا، این هنرهای رنگین و این عشق های پاک باشیم.قرآن را می بندم و بر آن بوسه می زنم و… اما نه! آیه بعدی نظرم را جلب می کند. در این اندیشه فرو می روم که چرا باید پیام بعدی وحی، این باشد…

Author: admin

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *