نمیدانم…!

نمیدانم…!به نام خداوند شهیدانمن در دبیرستان رشته علوم‌انسانی خواندم و در کنکور پر فراز و نشیب ۹۹ شرکت کردم و به لطف خدا رتبه خوبی آوردم.طبیعتاً بعد کنکور نوبت انتخاب رشته میرسه که من هم مثل بقیه شروع به تحقیق درباره رشته های مختلف کردم و چند رشته مورد علاقه رو انتخاب کردم و در سایت وارد کردم و رشته‌ای که دوست داشتم و در دانشگاه خوبی قبول شدم.چند روز بعد موبایلم زنگ خورد من از روی پیش شماره فهمیدم از دانشگاه امام صادق علیه السلام هست وخبر پذیرفته شدن در دانشگاه را به من دادند.من هم که از قبل تصمیم خودم را گرفته بودم که اگه در دانشگاه امام صادق پذیرفته بشم حتما اونجا ثبت نام میکنم وهمین کار رو هم کردم.بعد از پذیرفته شدن تصمیم گرفتم در رشته مدیریت تحصیل کنم و با تحقیقاتی که کرده بودم بسیار این رشته رو دوست داشتم.تا اینکه:بعد از گذشتن تقریبا یک ماه متوجه این موضوع شدم که در دانشکده مدیریت کمتر توجهی به بچه های انسانی میشه و همین منو دلسرد کرد و با پیگیری از مسئولین گفتن که کمک میکنیم واز این جور حرف ها…ولی در همین یک ماهی که گذشت علاوه عالی بودن فضای دانشگاه که فقط یکبار آن را دیدم و پاک و تجیب بودن دانشجوها و اکثر اساتید؛که از همین آموزشه های مجازی کاملا پیداست در سر یکی از کلاس ها این دلسردی ام را تبدیل به نوعی نفرت کرد و آن این بود که استاد محترم که از نظر بنده اصلاً هم محترم نیست گفتند که وجود بچه های انسانی در رشته مدیریت “فاجعه” است واین در دانشگاه سابقه نداشته است.و در رفتار این استاد به حساب نیاوردن انسانی ها به طور مشهودی به چشم میخورد و این مرا آزار میداد به طوری که اصلا سر کلاس نمیرفتم و نمیروم.چون ایشون رو مبداء اصلی ناامید شدن خودم میدانم و این را هم میدانم که در مسیری که انتخاب کرده ام با مشکلات زیادی مواجه هستم…و این از ذهن من خارج نمیشود که : ادامه این راه چه خواهد شد؟آیا مجبور به تغییر رشته میشوم؟و هزار و یک سوال دیگر!و من هنوز نمی‌دانم…!والسلام

Author: admin

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *