ایمان من به اندازه ایمان مادر موسی هم نیست!

ایمان من به اندازه ایمان مادر موسی هم نیست!

برای لحظه‌ای کوتاه، شرایطی را که مادر موسی(ع) در آن قرار گرفته بود، تصور کنید. سربازان فرعون در شهر راه افتاده اند و تمام نوزادان پسر را به قتل می رسانند. هیچ کجا، امن نیست.یک زن تنها، که از قضا نوزادی پسر دارد! اما ایمان هم دارد!خداوند به او الهام می کند که نوزادت را در آب بیانداز!نوزادی را که هنوز نمی تواند از خود مراقبت کند، خداوند می گوید در آب خروشان نیل بیانداز!وَ أَوْحَيْنَا إِلَىٰ أُمِّ مُوسَىٰ أَنْ أَرْضِعِيهِ ۖ فَإِذَا خِفْتِ عَلَيْهِ فَأَلْقِيهِ فِي الْيَمِّ وَلَا تَخَافِي وَلَا تَحْزَنِي ۖ إِنَّا رَادُّوهُ إِلَيْكِ وَجَاعِلُوهُ مِنَ الْمُرْسَلِينَو به مادر موسى وحى كرديم كه: شيرش بده و اگر بر او بيمناك شدى به دريايش بينداز و مترس و غمگين مشو، او را به تو باز مى‌گردانيم و در شمار پيامبرانش مى‌آوريم.ذهن نجواگرِ مادر موسی(ع) کارش را شروع می کند: این چه راه حل مسخره ای است دیگر؟ این نوزاد را زیر یک بوته‌ خاری مخفی کنم احتمال زنده ماندنش بیشتر است. این رود خروشان خیلی راحت می تواند سبد را واژگون کند و فرزندم را غرق کند. در این رود، آدم بزرگ و بالغش غرق می شود، این نوزاد که جای خود دارد. این راه حل غیرمنطقی ترین و احمقانه ترین راه حل است!ذهن جایگاه نجواهای شیطان است.إِنَّمَا النَّجْوَىٰ مِنَ الشَّيْطَانِ لِيَحْزُنَ الَّذِينَ آمَنُوا وَلَيْسَ بِضَارِّهِمْ شَيْئًا إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ ۚوَعَلَى اللَّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَ آیه 10 سوره مجادلههمانا نجوا كردن كار شيطان است و مى‌خواهد مؤمنان را محزون كند، حال آنكه هيچ زيانى، جز به فرمان خداوند، به آنها نمى‌رساند و مؤمنان بايد بر خدا توكل كنند.اما قلب جایگاه الهامات و وعده های خداوند است. قلب مادر موسی(ع) می گوید: مگر به برنامه ریزی های بی نقص خداوند ایمان نداری؟ مگر ایمان نداری که قدرتی بالاتر از قدرت خداوند وجود ندارد؟ مگر این رود خروشان نیل به دستور خداوند جاری نیست؟مادر موسی(ع) می ترسد. آری او می ترسد و نگران است. اما بر نجواهای ذهنش غلبه می کند و ایمان خود را نشان می دهد. چگونه؟او به الهاماتش عمل می کند. عمل می کند. عمل می کند. هزار مرتبه باید گفت عمل می کند. آری، او ترسید اما عمل کرد!الهامات خداوند در ظاهر بسیار غیر منطقی است. اما اگر نتیجه می خواهی باید ایمانت را نشان دهی و آن کار به ظاهر غیر منطقی و احمقانه از نظر دیگران را، انجام دهی.من و شما چقدر به الهاماتمان عمل می کنیم؟ عمل به الهامات ایمان می خواهد. عمل به الهامات شجاعت می خواهد.همه‌ی آنها که امروز جزو موفق ترین انسانهای دنیا هستند، یک روز کاری را انجام داده اند که از نظر بقیه احمقانه بوده است. کاری را انجام داده اند که در ابتدا نمی‌دانستند نتیجه میدهد یا نمیدهد، آنها ترسیدند اما اقدام کردند.شجاعت به معنای نترسیدن نیست. شجاعت یعنی می ترسم اما فارغ از نتیجه، حرکت می کنم و طبق وعده‌ی قرآن، خداوند به شجاعان پاسخ می دهد…مسلمان از نظر قرآن یعنی چه؟ یعنی کسی که تسلیم است (نه کسی که دینش اسلام است). یعنی خدایا تو بگو تا من انجام دهم. نتیجه چه می شود مهم نیست. من تسلیم هدایت تو هستم فارغ از نتیجه ای که می گیرم.ایمان به غیب از نظر قرآن یعنی چه؟ یعنی من نتیجه را نمی بینم اما قدم اول را بر می‌دارم. چون من ادعا می کنم که ایمان دارم! ایمان به ادعا و حرف نیست. ایمان را تنها با عمل می توان نشان داد.أَحَسِبَ النَّاسُ أَنْ يُتْرَكُوا أَنْ يَقُولُوا آمَنَّا وَ هُمْ لَا يُفْتَنُونَ آیه 2 سوره عنکبوتآيا مردم پنداشته‌اند كه چون بگويند: ايمان آورديم، رها شوند و ديگر آزمايش نشوند؟ایمان به حرف نیست. عمل کردن شرطه ایمان است.ایمان به این نیست که روزی چند مرتبه بدون هدف، خم و راست شویم به این امید که فردای قیامت، هفت درِ بهشت را باز کنند، بگویند از هر دری که می‌خواهید وارد بهشت شوید!ایمان به این نیست که ذکری را روزی هزار بار طوطی‌وار تکرار کنیم اما به وقت عمل، پا به فرار بگذاریم!ایمان به ریشِ بلند و پیشانی سیاه شده با مُهر داغ نیست. چقدر عمل می کنیم؟ همان اندازه ایمان داریم.خداوند را باید دوباره بشناسیم. قرآن را باید دوباره بخوانیم. این جهان قانون دارد.طبق قانون خداوند، این جهان به ظاهر من و شما کاری ندارد. به حرفهای من و شما هم کاری ندارد.این جهان، تنها فرکانس را می شناسد. این جهان، تنها ایمان را می شناسد.قدری تفکر لازم است…

Author: admin

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *