پست قرنطینه ای

پست قرنطینه ای

این پست را در حالی مینویسم که در قرنطینه قرنطینه شدم.ویرگول حساب کاربری من را به مدت 14 روز مسدود کرد به دلیلی که نمیدانم و آنقدر از این موضوع عصبانی شدم که حتی دست و دلم نمیرود به آن ایمیل بزنم تا حداقل دلیلش را بدانم که اگر نیاز بود خودم حسابم را برای همیشه مسدود کنم.کمی ذهنم بهم ریخته و اینجا تنها جایی است که میتوانم خودم باشمدرحالی که همچنان در مسدودیت بودم کامنت یکی از دوستان را میخواندم که نوشته بود «این فمینیسم را هیچکس اجرا نمیکند و در ظاهر برابری میخواهند»و از آنجایی که 13 روز با تاخیر میتوانم جوابش را بدهم ترجیح دادم پستی جدیدتر و جامع تر بنویسم چرا که احتمالا این سوال تنها سوال آن شخص نیست.مشکل اینجاست که ما در باب فمینیسم حداقل در کشور خودمان به اندازه ی انگشتان دست (و چه بسا کمتر) تئوریسین داریم که متاسفانه غالب آنها در توهم مکتب فمینیسم رادیکال و مارکسیستی مانده اند که جنبه ی مردستیزی آن گاهی اوقات بسیار در ذوق میزند و باقی انسان ها که تصور میکنند الگوهای بسیار باسوادی را پیداکرده اند تبدیل میشوند به کنشگرهایی که در بهترین حالت این اندیشه های رادیکالی را در کل جامعه منتشر میکنند و به جای تلاش برای بهبود برابری جنسیتی باعث نفرت عامه ی مردم از فمینیسم میشود و نوعی کمک به جامعه ی پدرسالار است.من فکر میکنم که در جامعه ی امروزی ما بیشتر به یکسری نظریه پرداز مستقل و غیرمتعصب روشن بین احتیاج داریم که انصافا راه زیادی را باید بپیمایند تا بتوانند باعث ایجاد دیدگاه بهتری نسبت به جنبش های برابری خواهانه بشوند.و به غالب مردم بفهمانند که به دنبال برابری هستیم و نه واژگونی و جابه جایی جنسیت ها و یا کوباندن یک جنسیت خاص (در اینجا مردان)در اصل ما به یک تئوریسینی احتیاج داریم که بگوید همانقدر که معتقد است محدود کردن زن به بهانه ی شهوترانی برخی مردان احمقانه است سربازی اجباری نیز همانقدر ناعادلانه است.و اینجاست که در لایه ی زیرین این نیاز،نیاز به مطالعه آزاد دست و پا میزند.برای مثال یکی از بزرگترین اشتباهات هم فکرانم(منظورم در زمینه ی برابری جنسیتی است) این است که تصور میکنند هرکه مخالف برابری است و معتقد به محدودیت برای یک جنسیت خاص است کوته بین و امل استدر حالی که شخصا به این مومنم ما تنها در صورتی میتوانیم پیشرفت کنیم و به عقایدمان پایندتر؛که نظرات مختلف را بشنویم و با استفاده از تفکر انتقادی و نه صرفا مغالطه و یا تخریب شخص مقابلمان را از میدان عقایدش به در کنیم.برای مثال اخیرا کانالی را در تلگرام پیداکردم تحت عنوان «حمایت از حقوق مردان» که شبی در هفته را انتخاب میکنند و با هجوم به صفحات افراد فمینیست نسبتا معروف شایعه ی مرگ مادرآنها را بولد میکنند.وقتی برای اولین بار تلاش کردم محترمانه از ادمین کانال بخواهم تبادل نظر داشته باشیم درخواستم را رد کرد و اکانتم را بلاک1و زمانی که دوباره برنامه ریزی شبانه داشتند پیامی تحت عنوان زیر برای ایشان ارسال کردم و جالب بود که ادمین این کانال اینقدر با فمینیست های عصبانی و حق به جانب مواجه شده بود که تقریبا در ابتدا برایش غیرقابل باور بود که ممکن است من هم یک فمینست باشم آنهم از نوع سفت و سختش2هرچند در نهایت من هم در انتها کلی مورد عنایت ایشان قرار گرفتم آن هم در کانال پابلیکشاناما به هرحال به جواب برخی سوالاتش در زمینه سربازی اجباری و ارتباطش با فمینیسم و یا حتی صفحه ی فمینیسم روزمره«آخ که ما هرچه میریسیم فمینیسم روزمره پنبه میکند» رسیده بود و ذره ای تغییر دیدگاه آن شخص می ارزید به تمام فحش هایی که آن شب نوش جان کردمما مخالف بودیم آن هم مخالف هایی در دو خط موازی اما قبل از آن ما دو انسان بالغ بودیمو ای کاش همه کسانی که خود را فمینیست و یا حتی ماسکولیست و یا بی طرف میدانند این را رعایت میکردند و قبل از هربار بحث و جدل به این فکر میکردند که طرف مقابل ماهم انسان است و بعد مخالف مامن معتقدم با این طرز تفکر حتی اگر برابری مطلق حاکم نشود اما ما به آرامشی ژرف میرسیم که با استفاده از آن راحت تر با سرمایه داری و نابرابری و جنسیت زدگی و … بجنگیمآزاد شو از بند خویش زنجیر را باور نکناکنون زمان زندگیست تاخیر را باور نکنحرف از هیاهو کم بزن از آشتی ها دم بزناز دشمنی پرهیز کن شمشیر را باور نکنخود را ضعیف و کم ندان تنها در این عالم ندانتو شاهکار خالقی تحقیر را باور نکنبر روی بوم زندگی هر چیز میخواهی بکشزیبا و زشتش پای توست تحقیر را باور نکنتصویر اگر زیبا نبود نقاش خوبی نیستیاز نو دوباره رسم کن تصویر را باور نکنخالق تو را شاد آفرید آزاد آزاد آفریدپرواز کن تا آرزو زنجیر را باور نکن

Author: admin

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *