سبدگردان اختصاصی…

سبدگردان اختصاصی…

معیارهای سرمایه گذاری برای سرمایه های بزرگ با سرمایهء خرد بسیار تفاوت دارد. بعنوان مثال، شاید بنظر شما صرف نمیکند که پولتان را در یک حساب 5 ساله بگذارید و ماهی 2% سود بگیرید ولی بخش قابل‌توجهی از سرمایه های بزرگ به این گزینه‌های کم‌ریسک (اوراق‌قرضه، اوراق مشارکت، حسابهای درازمدت و …) اختصاص داده میشود. در ایران، سود اینگونه سرمایه گذاریها سالانه حدود 16-25% است. در آمریکا، مثلا سود اوراق قرضهء ده سالهء بانک مرکزی آمریکا، 3% است (بله سالی 3%)…!!!خیلی ها وقتی این حرف را میشنوند، میگویند “مگر دیوانه ام که سرمایه ام را در بانک بگذارم؟ من اگر دلار بخرم بیشتر از این سود میکنم” ولی این حرف درست نیست. مثلا همانطور که در نمودار زیر مشاهده میفرمایید، از تابستان 2012 تا تابستان 2017 دلار بین 3000 تا 4000 تومان نوسان میکرد.خیلی ها در آن سالها دلار میخریدند و بعد از چند سال و با ناراحتی آن را در همان حوالی میفروختند ولی اگر همان ابتدا، پولشان را مثلا در یک سپردهء 5 ساله میگذاشتند (آن روزها 26-28% سود میدادند) سود بسیار بیشتری بدست می آوردند.دلار بین 2012 تا 2017این مثال را عنوان کردیم که بخاطر داشته باشید بازارها همیشه صعودی نیستند؛ مردم فقط زمانهایی که قیمتها بالا میروند را میبینند و زمانهایی که بازار نزولی و یا نوسانی است را بحساب نمی آورند. بعلاوه، مردم همیشه فاصلهء کف قیمت تا سقف را حساب میکنند ولی معمولا کسی توانایی تشخیص دقیق سقف و کف را ندارد و فقط میتواند بر بخشی از این موجها سوار شود. یکی از معیارهای رایج برای بررسی موفق بودن یک سرمایه گذاری اینست که اگر کسی بتواند در درازمدت (مثلا یک بازهء 5 ساله به بالا)، بطور متوسط حداقل دو برابر این ارقام سود بسازد، عملکرد قابل قبولی داشته است. برای ایران و با احتساب سود فعلی حسابهای بانکی، برای یک سرمایه گذاری 1 تا 5 ساله، این معیار چیزی در حدود سالیانه 30% الی 50% است (ماهیانه بین 2 تا 4 درصد).اما گزینه های دیگری هم برای سرمایه گذاری هست؛ مثلا اینکه با یک “سبدگردان” کار کنید. سبدگردان کسی است که با حساب شما کار میکند و مثلا خرید و فروش سهام میکند (یا هرچیز دیگری). مثلا سبدگردانی بورسی بدین شکل است که یک کد بورسی میگیرید و طبیعتا پولتان را بحساب آن واریز میکنید (حساب بنام شماست ولی عنوانش “حساب نزد کارگزار” است). سپس یک سبدگردان پیدا میکنید و با او توافق میکنید و نهایتا Username/Password اکانت بورسی خود را به او میدهید. او مسوول انجام معاملات خواهد بود و بر اساس توافقی که انجام داده اید، درصدی از سود حاصله را به سبدگردان میدهید. لازم به ذکر است که شما پولی به حساب سبدگردان واریز نمیکنید؛ پول بحساب خودتان است و سبدگردان نمیتواند در آن دخل و تصرفی کند؛ فقط میتواند با آن معامله انجام دهد. البته عملکرد سبدگردانها و قیمت آنها هم با یکدیگر تفاوت دارد. سبدگردانهای شرکتی، درصد پایینتری میگیرند ولی سود کمتری هم میسازند. معمولا اگر بازار صعودی باشد، نتیجه بد نیست ولی گاهی ممکن است سود آنها از سود بانکی هم پایینتر بشود یا حتی ضرر کنند. طبیعیست که سبدگردان اختصاصی که سودهای بالاتری برای مشتریانش میسازد، درصدهای بالاتری از سود را هم برمیدارد. یک سبدگردان خوب، معمولا کارمند جایی نمیشود و مستقل کار میکند؛ بدلیل داشتن مشتری، با حسابهای کوچک کار نمیکند و نیازی هم ندارد که قیمت خدماتش را پایین بیاورد. برای سرمایه‌داری که حساب و کتاب بازار را میداند، کار با سبدگردانِ کاربلد، بسیار سودآورتر از دیگر گزینه هاست.به‌عنوان‌مثال، عرف سبدگردانی شرکتی اینست که تا بازدهی 20%، سبدگردان فقط کارمزد مدیریت دریافت کند (معمولا 2% کل سرمایه در سال) و چنانچه بازده کسب شده از نرخ 20% بیشتر باشد، از مازاد آن، درصدی نیز به سبدگردان اختصاص یابد. مثلاً سرمایه‌گذاری که 10 میلیارد تومان سرمایه‌گذاری کرده است، با سبدگردان توافق می‌کند که تا سود سالانه ۲۰% فقط کارمزد مدیریت پرداخت کند (2%) و اگر احیاناً سود مذکور از 20% بالاتر رفت، یک‌پنجم از سود مازاد کسب‌شده هم به سبدگردان اختصاص یابد. بنابراین درصورتی‌که بازده سرمایه‌گذاری 40% باشد، ابتدا 2% کل سرمایه بابت کارمزد مدیریتی کسر میشود (سالیانه 200 میلیون) و یک‌پنجم آن 20% مازاد هم بعنوان کارمزد عملکرد به سبدگردان اختصاص می‌یابد (4% یا 400 میلیون). نهایتاً سبدگردان 4%+2%=6% برمیدارد (مجموعا 600 میلیون) و بازده سرمایه‌گذار هم به 34% می‌رسد (3 میلیارد و 400 میلیون).برای سرمایه‌گذار خیلی اهمیتی ندارد که سبدگردان چند درصد از سود را برمیدارد؛ بلکه مهم اینست که خودش چقدر سود بدست می‌آورد. سرمایه دار باید حساب و کتاب سود خودش را بکند، نه اینکه به سود سبدگردان حسادت کند. البته سبدگردان اختصاصی خوب هم همیشه هوای مشتریان خود را دارد و آنها را راضی نگه میدارد. مثلا در مورد همان مثالی قبلی، فرض کنید سبدگردان، در همان بازار بجای 40% بتواند 100% سود بسازد (10 میلیارد). اگر او 50% سود را هم برای خودش بردارد، باز هم برای سرمایه گذار 5 میلیارد سود میسازد. هرچقدر درصد سبدگردان بالاتر باشد، طبیعتا بیشتر روی حساب مشتری اش وقت میگذارد و سود بیشتری به جیب سرمایه‌گذار خواهد رفت.وقتی صاحب ‌سرمایه ببیند سود خالص نهایی او بالاتر رفته است، دلیلی ندارد که طمع کند و آن سبدگردان را راضی نگه میدارد مگر اینکه این حساب و کتابها را نفهمد که البته چنین افرادی هم پیدا میشوند ولی معمولا در بازار سرمایه دوام نمی آورند. همان ابتدای کار این حساب و کتابها را با سبدگردان انجام دهید و توافق خود را نهایی کنید. اگر سبدگردان شما سود خوبی میسازد، دندان‌گردی نکنید و با تنگ نظری بیمورد، کسب و کار خود را خراب نکنید… #سبدگردانی #سرمایه‌گذاری

Author: admin

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *