شروع دنیای برنامه نویسی (قسمت دوم – تجربه زبان های برنامه نویسی)

شروع دنیای برنامه نویسی (قسمت دوم – تجربه زبان های برنامه نویسی)

سلام محمد هستم و این قسمت دوم این سری هست اگر شروع دنیای برنامه نویسی (قسمت اول) رو نخوندید پیشنهاد میکنم برید بخونید تا بفهمید تا اینجا چیشد. من خیلی علاقه مند شدم به بیشتر یادگرفتن یه زبان برنامه نویسی، تصمیم خودمو گرفتمو اون زبان سیشارپ بود . خیلی دوسش داشتم، و شروع کردم توی خونه میخوندم راجبش، البته توی گوشی ( برنامه هایی هستن که برای زبان سیشارپ در حد if else و… رو توی گوشی میتونن اجرا کنن ) و به همین دلیل کم کم سر کلاسا برام داستان شد، معلممون که میدید من همش خوابم یا وقتیم بیدارم هیچ کدی نمیتونم بزنم خیلی گیج بودم چون تمام شبو داشتم راجب برنامه نویسی میخوندم و هی چیزای جالب تری میدیدم . و بهم گفتن باید اولیامو بیارم چون تقریبا توی ۲ هفته از شاگرد تنبل تبدیل شده بودم به صفر صفر 🙂 پیشرفت خوبیه نه ؟:) هیچی منم نیاوردم که بعدش اخراجم کردن ( ۳ روزه ) و بلاخره پدرم اومد و معلممونم یه چیزایی گفت بهشو و برگشت بمن گفت میخوای اخراج بشی ؟ ( من برام این چیزا اصلا مهم نبود و از چیزی که داشتم خوشحال بودم حتی اگه اخراجمم میکردن من از ته دلم میخواستم که برنامه نویسی رو ادامه بدم حتی اگه به قیمت از دست دادن مدرسم میشد اون زمان حس خیلی خاصی داشتم که با هیچی عوضش نمیکردم) و در جوابش گفتم نه و یکمی دیگه حرف زدن باهامو چیزی نگفتن و امتحانات میان ترم شد امتحان میان ترمو حسابی جبران کردم.و تقریبا چند ماهی خبری نبود منم که دیگه نمیتونستم بیشتر جلو برم چون کامپیوتر نداشتم مجبور بودم کتابشو گیر بیارم اما هیچ جا نداشت. کتابای سال بالاییم به ما نمیدادن که، عید شد گذشت تقریبا اخرای سال بود که گفتن کتاب اضافه میخوایم بفروشیم به سال بالاییایی که کتابشونو گم کردن منم گفتم ایول این فرصت خوبیه که برم کتابو بگیرم رفتم گفتم کتاب سیشارپ ۲ و ۳ رو میخوام اولش طرف یکمی مکث کرد و گفت سال سومی هستی منم گفتم اره بهم نمیخوره و اونم چون حوصله چک نداشت بهم کتابو داد ( اخه به سال دومی ها نمیدادن کتابا کم بود نمیخواستن تموم بشه کتابشم کتابی نبود که از بیرون بخری. درضمن برای اینکه کسی الکی نگه کارتشو چک میکردن که من گفتم کارتمو نیاوردم کتابو بده فردا کارتو میارم. کتابو که گرفتم فرداش چون همون نفر نبود نمیدونستو گذشت)خیلی خوشحال بودم مثل اینکه به یکی کتاب جادو بدن و دقیقا با اون کدا توی دنیای واقعی تاثیر بذاری ! با خوشحالی برگشتم خونه و کتابارو باز کردم و با خودم گفتم حتما باید یه کامپیوتر بخرم . و خریدم ( یک هفته طول کشید کلی پیگیری کردم )یه کامپیوتر که رمش نمیدونم چقدر بود فکر کنم ۱ ام نبود ، cpu ش هم نمیدونم چقدر بود، هاردش 80 گیگ بود خخخ ولی برای من جواب بود( البته که بعد یکماه سوخت easy) هیچی توی هفته اول کتابارو تموم کردم و بازم از درسام عقب موندم ولی برام مهم نبود اخه همیشه ۱۰ یا ۱۲ برای تخصصیا میگرفتم که قبول بشم .کلا نمیخواستم درس بخونم . فقط از کدنویسی خوشم میومدیاد حرفای معلمم افتادم که وقتی من هیچی بلد نبودم چیا میگفت اینجا نمیگم ولی خب حسابی تلافی کردم براش انقدری بلد بودم که سر کلاساش دیگه میخوابیدم هر سوالیم میپرسید جوابشو بلد بودم یکبارم انداختتم بیرون از سر لج .( البته درسای عمومی هنوز که هنوزه داستان دارم باهاشون ولی خب راضیم به ۱۰ مشکلی نیس) وقتی سیشارپ ۳ رو تموم کردم هفته دوم سیستمم بود روش ویژوال بود که سوخت دو هفته بعدش البته توی این دو هفته کلی بازی نوشتم ماشین حساب نوشتم و کلی برنامه دیگه . وقتی میرفتیم سر کلاس معلم تازه سیشارپ دو درس میداد من بازی میساختم با بچها بازی میکردیم بازی های مثل توپ بازی تانک بازی و… چون کلاسا طولانی بود خیلی حال میداد چندتا زنگمون همش توی سایت بودیم ! سال سوم رسیده بودم معلممون عوض شد این یکی خیلی خوب بود و کلا کاریم نداشت دلیل خوب بودنشم که معلوم بود چون درسو فول بودم . کامپیوتر منم که سوخت مجبور شدم درستش کنم برای خواهرم که بازی میکردو اهنگ گوش میداد و همزمان یه کامپیوتر هم بخرم پس رفتم سر کار .سال سوم یکی از بهترین سالای درسیم بود همه معلما راضی بودن (در حد قبولی نمره رو میگرفتم همچینم راضی نبودن 🙂 ) اما از نظر خودم همه چی اوکی بود خیلی با سیشارپ خوش میگذروندیم و تقریبا هر هفته آرزومون بود سه شنبه ها بشه که کل ساعت ها سایت داشتیم بجز یه زنگ . وقتی دبیرستانم تموم شد همه چی انگار سیاه شد برام خودم موندمو خودم نه رفیقی نه چیزی فقط خودمو سیشارپ موندیم 🙁 یه کامپیوتر ساده خریده بودم که خداروشکر یه ویندوز سون با هزار بدبختی روش نصب کرده بودم با سه بار پاک کردنش چون اون موقعه اینترنت درست درمونی نبود (هنوزم نی . ایران ؟ نت خوب ؟ کو. شوخی میکنم الان خوبه خداروشکر ۲ مگه کمتر نشه حالا راضیم ) بهرحال سرچ بلد نبودم و هی دکمه نصبو میزدم تا فرجی بشه بلاخره نصب شد .یادمه شروع کردم به هک کردن ویندوز نه اون هکی که شماها میشناسید هک به معنی کشف کردن چیز های باحال و تغییر دادنشون حالا یه فردی بودم که از بازی کردن فقط، تبدیل شده بودم به فردی که سیشارپ بلده و cmd پیشرفت بزرگی بود برای من. ولی هیچکدوم از اینا مهم نبود تنها چیزی که میخواستم اطلاعات بیشتر بود کد های بیشتر کار های بیشتر . بله سی درست میبینید، سی عشقه و شروع کردم به یادگرفتنشخیلی خوب بود تجربه عالی بود فقط یادمه pointer ها خیلی سخت بود واسم که یادبگیرمشون هنوز نمیدونستم که چرا برنامه های سیشارپ همه جا نمیخونه و چرا کامپیوتر ها باهم متفاوتن اصلا سی پی یو ها تفاوتشون چیه . اینسری نه کسی بود تشویقی کنه نه حتی کد هامو ببینه ! خودمو کامپیوترم پس کارمو ول کردم و چسبیدم به سیستم .خب از اینجا به بعد میخوام از بحث درسی خارج بشم و فقط راجب کارایی که توی برنامه نویسی رفتم سمتشون بگم. تقریبا همه جای برنامه نویسی کارهایی کردم که به درس هم مربوطه اگه جاییش رسید به اونجاها درسم میارم .ولی توضیح درس کمتر == با توضیح برنامه نویسی بیشتر 🙂 سی واقعا عالی بود با اینکه تقریبا خیلی ساله از اون موقعه نمیگذره ولی واقعا وقتی سی رو شروع کردم حتی خیلی از کساییم که با سی کار میکردن هنوز دقیق خیلی از ویژگیهاشو نمیدونستن مثل تخصیص حافظه، مولتی ترد با fork() و حتی بعضیاشون توی کار با اشاره گرها لنگ میزدن .یادمه توی turbo c شروع کردم کد نویسی اولش مثال هاشو دیدم مثل colors.c و… که با کتابخانه graphics.h بود. از خوبی های turbo c بگم که help واقعا کاملی داشت میشد به راحتی سرچ کرد برای هر دستور… کلید هاش بد دست بود یکمی. ولی خوب بود بهرحال مثلا فایل باز کردنش f3 ولی با ران کردنش اصلا حال نمیکردم ctrl +f9جالبیش اینه که هنوزم این نرم افزار توی دانشگاه ها تدریس میشه ! چه فاجعه ای . یادمه کلی کد گرافیکی زدم با این کتابخانه کلی بازی باحال ساختم باهاش که عکساشو میذارم ولی اگه کدشو میخواید بگید که اپلود کنم توی گیت هاب بله هنوز دارمشون !!!فیلماشم توی آپارات به اشتراک گذاشتم که بعدا پشیمون شدمکلی بازی دیگم هست خواستید همشو یه پک میکنم ته هزینه اجراش 5 مگ دانلود توربو سی و dosbox یاد قدیما میندازه ادمو من که کلی خاطر باهاش دارم تقریبا خیلی از دستورات زبان سی رو با help این برنامه یاد گرفتم . خب دوستان برای اینکه طولانی نشه قول میدم هر شب یه قسمتی ازش بنویسم تا تموم شه و کوتا بنویسم و سعی کنم قسمت های اضافیشو تموم کنم. به اینجایی رسیدیم که درحال تست زبان سی هستم و دارم یه دستی توی هر قسمتمش میبرم تا ببینم چقدر به دلم میشینه راستش خیلی حال داد و هنوز هم میده هر وقت بتونم و پیش بیاد بازم سی کد میزنم هنوزم که هنوزه دوسش دارم ! ولی به عنوان عشق دوم 🙂 huh اولیش پایتونه ! به زودی میرسیم بهش ! پس تا بعد

Author: admin

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *