گسترش ارتباطات با تلفن همراه و اینترنت

گسترش ارتباطات با تلفن همراه و اینترنتتا دیدمش احساس کردم هم سن و سالیم حدود ۴۰-۵۰ سال داشت.سلام دادم و جوابم را با لهجه شیرین لری داد. در هر جمله اش حتما کلمه بِرار را هم میگفت ،بِرار به زبان آنها یعنی برادر.شاید عادتش بود و شاید هم از این آشنایی خوشش آمده بود که هی به من بِرار بِرار میگفت.صورتش از داغی آتش سوخته بود و موهایش از کار زیاد بهم ریخته اما حرفهایش حرارتی داشت که انگار نزدیک ترین کس اش را دیده و اصلا احساس غریبی نمیکرد من هم راحت بودم.از مشکلات شهر گفتم و او از سختی های روستا.من از رفاه شهر گفتم و او از آب و هوا ی پاک روستا. همانطور که داشت با من حرف میزد پشت سرش گوسفندانش می چریدند.با آنها حال میکرد صدایشان میکرد و هراز چندگاهی برایشان صوت می زد و یا ترانه می خواند.آنها هم به ظاهر بی تفاوت فقط صدا در می آوردند و می چریدندچشم هایم را بستم چه بوئی،چه هوایی و چه زندگی راحتی.بی دردسر و بی دغدغه از مشکلات شهری.وقتی بیشتر حرف می زدیم تازه فهمید که در بهشت قدم می زند بدون اینکه دود‌ و دم،ترافیک،شلوغی و آپارتمان نشینی و گرانی اذیتش کند. برایش مهم نبود موهایش پریشان است و کتری‌ش از آتش سوخته،برایش مهم نبود آفتاب به فرق سرش می خورد و کفشش روی سنگ‌ها لیز‌ می خورد.برایش این مهم بود که برای من چگونه از روستایش سخن بگوید که من شیفته‌اش شوم . او آرام سخن می گفت.گویی برای حرف زدن عجله ندارد اما برای من دقایق سرعت گرفته بودند وباید به نوعی از هم جدا می شدیم.آهسته گفتم بِرار من فعلا باید بروم بقیه حرف ها را بگذار برای بعد خندید و گفت:یک گوش شنوا در این صحرا گیرآورده بودم که او هم دارد میرود.عیب ندارد برو  بِراربعدازاینکه از دلش در آوردم که مجبورم بروم اینترنت را قطع کردم و گوشی را خاموش کردم پیش خودم گفتم:مک لوهان راست میگفت که دنیای امروزی همچون دهکده جهانی استمن کجا و این مرد کجا با یک تلفن و یک اینترنت از این شهر به آن شهر از این کشور به آن کشور بدون جابجایی سفر می کنیم.حالا چه برسد به این دوران بخاطر این ویروس لعنتی کرونا حتی از خانه هم نمی توانیم خارج شویمیاد بابا بزرگ و مامان بزرگ ها افتادم که مثلا چندین سال پیش در دوران بیماریهای واگیردار چه می کردند.یا خانه می نشستند و هیچ کس را نمیدیدند و یا بیرون می رفتند و بیمار می شدند.عجب دارد این ارتباطات واین تکنولوژی که ما را کنار هم قرار داده.شاید هم روزی برسد که با همین وسیله و همین تکنولوژی سفر کنیم سفر با جسم و شاید هم سفر در زمان#روایتگر باشیم

Author: admin

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *