شروع برنامه نویسی (قسمت سوم – دوران سخت – پایان سری)

شروع برنامه نویسی (قسمت سوم – دوران سخت – پایان سری)سلام دوستان محمد هستم این قسمت سوم و پایانی این مجموعه هست. اگه قسمت های قبلی رو نخوندید پیشنهاد میکنم اول اونارو بخونید بعدش بیاید اینجا چون بهم مربوطنقسمت اولقسمت دومکم کم به دورانی رسیده بودم که هیچ رفیقی نداشتم تابستون بود و تازه دبیرستانو تموم کرده بودم . زبان سی رو تا حد قابل قبولی برای خودم یادگرفته بودم و راجب سیستم های زیادی تحقیق کردم پردازنده های مختلف و.. توی سه ماه تابستون تقریبا روزی ۳ تا ۵ ساعت میخوابیدم، همش بیدار بودمو پای سیستم، روز های عجیبی بود شروع کرده بودم به یادگیری هرچی که خوشم میاد شبکه اندروید برنامه نویسی وب php , css , html , js و پایتون، برای اندرویدم جاوارو یاد گرفته بودم چون زبان سی رو بلد بودم بیشتر اون زبان ها شبیه هم بود ولی یه سری مباحث بیشتری هم داشتن که کاری نداشت برای من چون نه کسی کارم داشت نه من کاری به کسی تقریبا روزی ۱۳ ساعت مطالعه میکردم و چیز های جدید و باحال یاد میگرفتم یادمه به هک خیلی علاقه داشتم(جو داشتم) ولی نمیدونستم راه درستش چیه پس شروع کردم به انجام کار های بداز ویروس ساختن برای کامپیوتر ها و گوشی های اندرویدی هنگی کردنشون در اوردن شماره مخاطبین کپی کردن اطلاعات و پاک کردن اطلاعاتشونو… بگیر تا دستکاری توی سایت های چترومی, تبلیغاتی و فروش و… خیلی احساس میکردم دارم واقعا یه کار باحالی میکنم که تصمیم گرفتم backtrack نصب کنم و کارمو ارتقا بدم یه لینوکسی که ابزار های هکو امنیت رو بصورت پیشفرض نصب و کانفیگ کرده و اماده استفاده است. البته اینطور لینوکسارو روی ماشین مجازی نصب میکنن ولی نمیدونستم اون موقعه . تقریبا با تلاش های خیلی زیاد فهمیده بودم چطوری دیگه توی گوگل سرچ کنم و هرچی میخواستم رو پیدا کنم از دورک ها استفاده میکردم و موتور جستجو های مختلف مثل shodan که میشد باهاش دیوایس های سخت افزاری که به اینترنت وصل هستن رو پیدا کرد خیلی دوربین های مدار بسته دسترسی بهشون اسون بود چونکه معمولا شخص های که وصلش میکنن توجه ای به امنیتش نمیکن و با یه دوسه تا bypass میشد رمزشونو در اورد و به پنلشون دسترسی پیدا کرد که مثل پنل وایفای هست که میشه بصورت انلاین دیدشون. سایت دانشگاهمونو زده بودم و برای کل بچهای اتاقمون غذای مجانی رزرو میکردم (بچهای بودن که خیلی بهشون اطمینان داشتم و تا اخر دانشگاهم باهم بودیم و کلی خوش گذروندیم). سایت های زیادی رو بلد شده بودم که ایمیج سیستم های دارای باگ رو دانلود میکردی و روشون تست های مختلف میزدی. میخواستم کلی از شبکه یاد بگیرم و خیلی کار ها باهاش بکنم .که کم کم برام داستان شد کارهایی که قبلا کرده بودم حالا شکایت هایی رو در پی داشت که نمیدونستم چطوری جمعشون کنم .بهرحال کاری بود که شده و حالا باید جواب پس میدادم ….. اتفاقاتی که افتاد خیلی تغییرم دادن این زمانی بود که دانشجو بودم و داشتم فناوری اطلاعات میخوندم. وقتی به گذشته خودم نگاه میکنم میبینم چقدر تغییر کردم کجا بودم به کجا رسیدم چیشد که اینطوری شد ؟ نمیشد همون دلمو خوش کنم به سیشارپم ؟ انگار نه، من برای قانع بودن ساخته نشده بودم چیزی نمیتونست دلمو راضی کنه اما هنوزم امیدی بود سیستم عاملم از زمانی که بک ترک بود و بعدش ماجراش جمعش شد( اپدیت ندادن دیگه براش) عوضش کرده بودم و کالی لینوکس نصب کرده بودم. بعد اون داستان ها یه مدتی دست به سیستم نزدم پاک سازی کردم خیلی چیزا باهاش پاک شد برنامه های سیشارپیم پروژه هام اسکریپتام ( که بعضیاشو باز نویسی کردم برای سرگرمی)….. بعد از مدتی دبیان و مینت و لوبونتو( یه توزیعی سبک بر پایه اوبونتو هست) و در اخر ارچ لینوکس رو پیدا کردم و خودم رو از اول ساختم با یه برنامه ریزی جدید با برنامه های جدید و سیستمی جدید. سیستمی که همه برنامه هاشو خودم انتخاب کردم هنوزم حساس به تک تک برنامه هایی که نصب میکنم هستم. اما از گذشته ام بهم چیزی رسید که کلید طلایی من بود لینوکس و ابزار های گنو . از وقتی توش بودم اطلاعاتم دوبرابر شده بود ابزار های رایگان و اوپن سورس واقعا عالی بودن دیگه خبری نبود از کرک نرم افزار های پولی . به راحتی برنامه هایی که میخواستم در اختیارم بودن واقعا برگشتن به اون محیط قبلی عذاب اور بود ترمینال رو خیلی دوس داشتم با bash میتونستم توی سیستمم همه کار کنم از تایم بندی دانلود هام با aria2 تا نوشتن ابزار های که باعث میشد توی استفاده روزمره خیلی راحت باشم. تفریحم شده بود نوشتن اسکریپت های کاربردی مثل TorBridge که ابزاری بود برای گرفتن پل از سایت تور و مدیریت اون که هنوزم ازش استفاده میکنم میتونه پل های خراب رو حذف کنه وضعیت پل های سالم و تور رو نشون بده و پل جدید بگیره و ابزار clidis رو همکاری کردم در نوشتنش که یه display manager برای لینوکسه که خیلی سبکه کمتر از یک مگ . بعد از اون شروع کردم به بیشتر کارکردن با پایتون و جنگو رو یادگرفتم . خیلی عالی بود یادمه قبلا با php سایت مینوشتم خیلی سخت تر بود همه چیشو باید خودم می ساختم ولی جنگو خیلی چیزاش اماده بود و راحت سایتمو بالا میاوردم و از فندوق استفاده میکردم. میدونم که php یه زبانه و جنگو یه فریمورکه که باید با لاراول مقایسه بشه و… بگذریم .بعد از اون ماجرا ها ارتباطی با کسی نداشتم یکسالی میشد که کاملا تنها بودم با کسی حرف نمیزدم گاهی irc رو چک میکردم و گروه هایی که اونجا ها میرفتم و گاهی هم تلگرام. کم کم فهمیدم مسیر من برنامه نویسیه نه شبکه نه امنیت شبکه و… شروع کردم به یادگیری بیشتر پایتون و جاوا اسکریپت و هدفم اینسری عمیق شده توی طراحی وب سایت ها بود . کم کم فهمیدم ساختن یه چیزی، خیلی خیلی سخت تر از خراب کردنشونه . یه سری چیزا برام فرق کرده بود دوس داشتم هرجا که هستم فقط خوشحال باشم. یه سری درسایی گرفتم توی این مسیر که مفید بود برام و یه سری تجربه های تکرار نشدنی . فهمیدم یادگرفتن همه چیز مفید نیست بلکه عمیق شدن در راهت مهمه .هیچوقت یادم نمیره اولین باریو که یه دستور نوشتمو کامپیوتر اجراش کرد چه حس خوبی بود، من یه دنیای واسه خودم ساختم که وقتی کد میزدم انگار روحم جدا میشدو توی دنیای دیگه ای زندگی میکردم.دنیای که تا نسازیش برای خودت درک نمیکنی چه لذتی داره، چه وقت هایی که چند ساعت پشت سیستم مشغول به نوشتن کد ها بودم ولی اینجا نبودم ! دنیای خودمو دوس داشتمو دارم دنیای قشنگیه و با هیچی عوضش نمیکنم.هنوزم از کانفیگ سیستمم لذت میبرم و عاشق آرچ لینوکس هستم و تا عمر دارم ازش استفاده میکنم، برای خودم اسکریپت هایی مینویسم که زندگیمو اسون تر کنن و ابزاری مفید باشن که وقتمو ذخیره کنن و به اشتراک میذارمشون تا هرکسی که براش مفیده ازش استفاده کنه.مثل هر نوشته ای نوشته منم به پایان رسید. ولی هنوز اول راهم تازه 21 سالمه، یه برنامه نویس مبتدی ام و عشق لینوکس.در اخر بگم که شرمنده خیلی خیلی خلاصش کردم، داستان خودمو براش برنامه داشتم ۶ قسمتی بنویسم که بخاطر محدودیت های درسی و کاری مجبور شدم انقدر خلاصه کنم و همشو توی این قسمت بنویسم که خیلی خیلی بد شد و قاطی شد. خودم هم دوس نداشتم ولی ذهنمم خیلی درگیره این مدت…. حتی نمیتونم فکر کنم یا برنامه ریزی کنم. ولی بجاش سعی میکنم از هفته بعد راجب کانفیگ برنامه ها و زبان های مورد علاقم یعنی javascript و python بنویسم. و سری بزنیم به دنیای وب . پس موفق باشید خندون D;

Author: admin

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *