نه شرقی؛ نه غربی!

نه شرقی؛ نه غربی!«حرکت در جهت احقاق حقوق زنان در جوامع اسلامی و در جامعه‌ی ما حتما باید انجام بگیرد؛ منتها بر مبنای اسلامی و با هدف اسلامی. یک عده نگویند«که این چه نهضتی است، این چه حرکتی است؛ مگر زن در جامعه‌ی ما چه کم دارد؟»؛ متاسفانه ممکن است بعضی این‌گونه فکر کنند. این، ظاهربینی است. زن در همه‌ی جوامع -از جمله در جامعه‌ی ما- گرفتار ستم و دچار کمبودهایی است که بر او تحمیل می‌شود؛ اما این کمبودها، کمبود آزادی به معنای بی‌بند‌و‌باری نیست. این کمبود، کمبود میدان‌ها و فرصت‌ها برای علم، معرفت، تربیت، اخلاق، پیشرفت و شکوفایی استعدادهاست. این را باید تامین و جستجو کرد. این همان چیزی است که اسلام بر روی آن تکیه کرده‌است.»[1]گاهی اوقات با افرادی مواجه هستیم که اساساً، صحبت درباره‌ی احقاق حقوق زنان در جامعه‌مان را حرکتی ضد اسلامی می‌دانند! اگر‌چه غالبا وقتی آنچه در ذهن‌شان هست را کمی بکاویم، متوجه می‌شویم که با حرکت‌هایی مخالفند که در حال تلاش برای رهایی زن از دسته‌ای از ستم‌ها، برای سپردن او به دسته‌ای دیگر از کمبودها و ظلم‌ها هستند.برخی گمان می‌کنند در جامعه‌ی ما، هر گونه حرکت در جهت تغییر شرایط زندگی زنان و اعتراض به موانع موجود برای رشد آن‌ها، برابر با اعتراضات ضدحاکمیتی و ضداسلامی است. البته کتمان نمی‌کنم که کم نیستند سوارشوندگان بر موج‌های این حرکت، که شعار احقاق حقوق زنان سر می‌دهند و در بطن این شعارها، نه به زن می‌اندیشند و نه به حقوقش. بلکه فقط به دنبال مقاصد خودشان هستند! به جای کتمان ضرورت وجودی این حرکت، که ناشی از ظاهربینی‌های نابخردانه است، باید هویت و مقاصد موج‌سوارها را روشن کنیم.در همان زندگی سنتی شرقی حاکم بر ایران مشروطه، مگر موانع در مسیر رشد زنان کم بودند؟ مگر می‌شد وجود این موانع را کتمان کرد؟ مگر آن‌ها مسلمان نبودند؟ بله می‌شود مسلمان بود، اما به سبک شرقی‌ها زن را موجودی خدمتکار تمام وقت و منفعل به دور از هر گونه سرنوشت‌سازی در جامعه دید و هم می‌شود مسلمان بود، اما به سبک غربی‌ها زن را موجودی برای کسب لذت و نیروی کاری ارزان‌قیمت برای توسعه‌ی جامعه دید!اگر بخواهیم به دور از ظاهربینی، واقعیت جامعه را ببینیم، خیلی زود متوجه می‌شویم که در بخشی از جامعه‌ی مسلمانان، گرفتار نگاه غربی به زن شده‌ایم و در بخشی دیگر برای جلوگیری از افتادن در دام نگاه غربی، لاجرم در اعماق نگاه شرقی گیر افتاده‌ایم.در حالی‌که نگاه اسلام را باید در الگویی دیگر جستجو کرد. الگویی که دیر یا زود با تهاجم خود به هر دو نگاه غربی و شرقی، به احقاق حقوق زنان خواهد پرداخت و برای رساندن زنان به مسیر رشد انسانی خود، حتی لحظه‌ای از پا نخواهد نشست.[1] بیانات رهبری در تاریخ ۳۰/۷/۷۶

Author: admin

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *