استارتاپ‌های ایرانی در مسیر بورسی شدن

استارتاپ‌های ایرانی در مسیر بورسی شدن

در ادبیات کسب‌وکار عرضه‌ی اولیه سهام یا IPO، آخرین مرحله از عمر یک استارتاپ و مرحله‌ای است که استارتاپ در آن به یک شرکت بزرگ تبدیل شده و روند عمر خودش را در کامل می‌کند. در این مرحله یک استارتاپ با بهره‌مندی از امکان خرید و فروش سهام خود به عموم مردم و افزایش سرمایه‌ای که به دنبال آن دریافت می‌کند سرمایه‌ی لازم برای رشد نهایی خود را بدست می‌آورد. همچنین این امر به‌دلیل نیازمندی به شفافیت‌های مالی برای شرکت‌های وارده شده به بورس، موجب استقبال بیشتر مردم به کسب‌وکار این شرکت‌ها و حمایت‌های دولت نظیر تخفیفات مالیاتی برای آن‌ها می‌شود. با این وجود، ورود استارتاپ‌های کشور به بازار بورس همواره با مشکل مواجه بوده است و استانداردهای لازم برای ورود استارتاپ‌ها توسط سازمان‌های بورس و فرابورس ایران مقرر نشده است.بازار بورس، بازاری است که در آن اوراق بهادار مانند سهام شرکت‌ها و ارواق مشارکت توسط خریداران و فروشندگان مختلف حقیقی و حقوقی مبادله می‌شود. به‌وسیله‌ی سرمایه‌گذاری در بورس، می‌توان نقش بسیار زیادی در رونق اقتصادی داشت، زیرا با این کار منابع مالی که بنگاه‌های اقتصادی برای توسعه فعالیت‌هایشان نیاز دارند، تأمین می‌شود. در نتیجه، رونق کسب‌و‌کار، اشتغال‌زایی و رشد و شکوفایی اقتصاد کشور را به دنبال خواهد داشت. در حقیقت تأمین منابع مالی کافی، یکی از ارکان مهم رشد و توسعه‌ی سریع استارتاپ‌ها است. بیشتر استارتاپ‌های نسل اول ایران که از سرمایه گذاران خارجی جذب سرمایه کرده بودند، با تشدید تحریم‌ها و وضعیت اقتصادی نامناسب کشور همانند گذشته به منابع مالی خارجی دسترسی ندارند. به‌همین‌دلیل بازار سرمایه مورد توجه بسیاری استارتاپ‌ها قرار گرفته است. یکی از راه‌های تأمین مالی برای استارتاپ‌ها، استفاده از قابلیت‌های موجود در بازار سرمایه است. به‌طور کلی، با بورسی شدن استارتاپ‌ها، علاوه بر این که کارآفرینان در این عرصه انگیزه‌ی بیشتری برای فعالیت پیدا می‌کنند و زمینه‌ی اشتغال‌زایی بیشتری نیز در کشور فراهم می‌شود؛ در عین حال بنا به گفته کارشناسان تنوع در بازار بورس را افزایش داده و روال بورس نیز از حالت انحصاری خارج شود.عوامل متعددی موجب علاقه‌ی شرکت‌ها به‌خصوص استارتاپ‌ها به ورود به بورس و عرضه‌ی اولیه سهامشان می‌شود که از میان آن می‌توان به موارد زیر اشاره کرد.جذب سرمایه نقدی: جذب سرمایه از مهم‌ترین دلایل عرضه‌ی اولیه برای شرکت‌های نوپا است. این سرمایه که مقدار قابل‌توجهی است می‌تواند برای تحقیق و توسعه، استخدام نیرو، اجاره و یا خرید ابزارهای سنگین مورد نیاز شرکت‌ها بکار برده شود.فرصت خروج سهام‌داران: عرضه‌ی اولیه فرصت مناسبی برای سهام‌داران شرکت است پس از انتظارها و همراهی با شرکت، بالاخره سرمایه خود را به پول نقد تبدیل کنند.کسب اعتبار و برندینگ: برای ورود به بازار بورس شرکت‌های باید خود را به بازار معرفی کرده و اعتماد آن را جلد کنند که همچنین به‌دلیل لزوم شفافیت در صورت‌های مالی شرکت‌های بورسی و انتشار آن‌ها باعث اعتماد و اعتبار آن‌ها نزد مردم و شرکت سرمایه‌گذاری مانند بانک‌ها می‌شود.باوجود مواردی که در رابطه با فرصت‌هایی که عرضه‌ی اولیه برای شرکت‌ها فراهم می‌کند شرح داده شد، این حرکت چالش‌هایی نیز پیش روی شرکت‌ها قرار می‌دهد. که در ادامه به آن‌ها اشاره می‌کنیم.ارزش‌گذاری نادرست: در صورتی که ارزش‌گذاری درستی برای قیمت عرضه‌ی اولیه شرکت‌ها صورت نگیرد شاهد عدم استقبال سرمایه‌گذاران و رشد ناکافی سهام خواهیم بود و اگر این اتفاق هم نیافتد در آینده موجب لطمه خوردن به اعتماد سرمایه‌گذاران می‌شود.از دست دادن قدرت: علی‌رغم اینکه راه‌هایی برای حفظ قدرت همچنان وجود دارد اما مدیرعامل یک شرکت سهامی عام نیازمند این است که در جهت منافع سرمایه‌گذاران بزرگ حرکت کند.الزامات قانونی و افشای اطلاعات: همانطور که گفته شد، شرکت‌های بورسی نیازمند به انتشار صورت‌های مالی خود در بازه‌های مشخص و حسابرسی شده هستند و شفافیت از الزامات فعالیت در بورس است. لزوم چنین فرایندی وقت‌گذاری و استخدام نیروی متخصص و صرف هزینه است.در سال ۲۰۱۸ و ۲۰۱۹ و در بازارهای بورس نزدک و نیویورک آمریکا مجموعه ۳۵۱ عرضه‌ی اولیه وجود داشته که از این میان، ۷۵ مورد مربوط به استارتاپ‌ها بوده است. مجموع ارزش اولیه‌ی این استارتاپ‌ها در زمان عرضه ۴۰۶ میلیارد دلار و در خرداد ماه ۲۰۱۹ برابر ۶۲۸ میلیارد دلار برآورد شده بود. به‌طور تقریبی از میان این استارتاپ‌های عرضه شده، نیمی افزایش رشد داشته‌اند که ۴۴٪ از استارتاپ‌ها رشد بالای ۵۰٪، ۸٪ رشد بین ۰ تا ۵۰ درصد داشته و باقی استارتاپ‌ها شاهد افت ارزش بوده‌اند.تا اواسط ژوئن سال ۲۰۱۹، ۱۷۷ استارتاپ یونیکورن در آمریکا وجود داشتند که این مقدار در یک دهه قبل تنها ۹ استارتاپ بوده است. این استارتاپ‌های تکنولوژی، به مقدار طولانی‌تری از قبل به‌صورت خصوصی فعال بوده و سودهای فراوانی کسب کرده‌اند که این امر موجب علاقه‌مندی افراد زیادی به خرید سهام این شرکت‌ها شده است. با وجود این، شکست و سقوط این شرکت‌ها همچنان امری محتمل است. ۸۴٪ از استارتاپ‌های عرضه شده در سال ۲۰۱۸ در حالی وارد سال ۲۰۱۹ شدند که هیچ سودآوری برای سهام‌داران خود نداشتند. آخرین باری که این حجم از استارتاپ‌های تکنولوژی عرضه شدند در سال ۲۰۰۰ بوده است که موجب بحران دات‌کام شد (در این بحران پس از ظهور و گسترده شدن استفاده از اینترنت، استارتاپ‌های زیادی با استفاده از این بستر ایجاد و عرضه شدند که به مبالغ بسیار زیادی مبادله شده اما در نهایت سقوط شدید قیمت سهام‌هایشان را در پی داشتند). در سال‌های اخیر نیز، استارتاپ‌ها به پشتوانه‌ی عظیم سرمایه‌گذاران خطرپذیر و عطش شدید سرمایه‌گذاران برای رشد وارد بازار شدند. نگرانی دیگر این است که این استارتاپ‌ها در نزدیکی آغاز یک رکود اقتصادی دیگر عرضه می‌شوند و می‌توان گفت استارتاپ‌های عرضه شده در این دوره، به مانند قناری‌هایی در معدنِ اقتصادیِ شرکت‌های تکنولوژی خواهند بود.از نگاه دیگر، براساس بررسی‌های انجام شده بر میانگین عمر استارتاپ‌های حاضر در بازار بورس نیویورک و نزدک (NASDAQ) در حدود ۱۰ سال اخیر، مشاهده شده است که از این میان ۲۰٪ عمری کمتر از ۵ سال، استارتاپ‌های ۵ تا ۱۰ سال ۴۰٪ و استارتاپ‌های بالای ۱۰ سال نیز ۴۰٪ را تشکیل‌ می‌دهند.چالشی که در حال حاضر مطرح است ارزش‌گذاری استارتاپ‌ها است. طبیعتاً استارتاپ‌ها به واسطه‌ی ماهیت‌شان دارایی فیزیکی خاصی ندارند و یا اگر دارند قابل توجه نیست. درحقیقت ممکن است در نگاه اول، یک استارتاپ ضررده تشخیص داده شود، اما در آینده به‌واسطه‌ی کاربران زیادی که جذب می‌کند به سوددهی برسد. همچنین یک استارتاپ ممکن است حجم زیادی داده داشته باشد، ولی تولیدی نداشته باشد. یکی از ملزومات پذیرفته شدن یک شرکت در بورس داشتن «چشم‌انداز روشن از رشد یا سودآوری» است. این قید برای استارتا‌پ‌های چگونه تفسیر و تأمیم داده خواهد شد؟ در دنیا، استارتاپ‌ها براساس برند، حجم داده، تعداد کاربر، پیچیدگی تکنولوژیک و… ارزش‌گذاری می‌شوند. در ایران چه اتفاقی می‌افتد؟براساس اظهارت مدیران شرکت‌های استارتاپی و بخشی از کارشناسان بازار سرمایه‌، یکی از بزرگ‌ترین مشکلاتی که شرکت‌های نوآور را در ورود به بازار بورس با مشکل مواجه کرده، ارزش‌گذاری روی دارایی‌های نامشهود آن‌ها است. بسیاری از این شرکت‌های برای ارائه خدمات بهتر به مشتریانشان میلیاردها تومان روی بخش‌های زیرساخت فنی خود سرمایه‌گذاری کرده‌اند و این درحالی است که چون این سرمایه‌گذاری قابل مشاهده نیست و در رده‌بندی دارایی‌های فیزیکی قرار نمی‌گیرد، حساب کردن آن به عنوان یک دارایی از سمت کارشناسان بورسی با اما و اگرهای بسیاری همراه است.در سه سال گذشته، اخبار مختلفی در مورد ورود شرکت‌های استارتاپی که حالا به برندهای بزرگی در بازار اقتصادی کشور تبدیل شده‌اند به بازار بورس شنیده شده است؛ اما در نهایت تمام این خبرها بعد از مدتی به فراموشی سپرده شدند. در چهار ابتدای سال ۱۳۹۹، به دنبال رشد شاخص‌ها در بازار بورس کشور، مجددا بحث ورود شرکت‌های استارتاپی به بازار بورس داغ شد و شرکت‌هایی مانند کافه بازار،‌ دیجی‌کالا، تپسی، شیپور با قدرت از ورودشان به این بازار تا تابستان امسال گفتند. از سوی دیگر نیز دولت با نشان‌دادن چراغ سبز به این شرکت‌ها در حالی که تا سال‌های گذشته مشکل شفافیت نداشتن آن‌ها را عامل اصلی وارد نشدن به بازار بزرگ سرمایه می‌دانست، حالا به پیگیری و هیجان بالا به دنبال متصل کردن آن‌ها به بورس است.در اواسط تیرماه امسال بود که در جلسه‌ی مدیران چند شرکت استارتاپی با وزیر اقتصاد و دارایی، اعلام شد تا پایان مرداد ماه، ۴ شرکت بزرگ استارتاپی صباایده،‌کافه بازار، تپسی و دیجیکالا تحت یک تابلو در بورس عرضه می‌شوند. این امر تاکنون محقق نشده است. به گفته برخی کارشناسان، اکنون، بهترین زمان برای ورود شرکت‌ها به بازار سرمایه است؛ چرا که نقدینگی بسیار زیادی وارد بورس شده و حضور شرکت‌های آینده‌دار و فعال در این بازار، هم به نفع آنها و هم مردم است.این مقاله در تیرماه ۱۳۹۹ برای نشریه داخلی مؤسسه‌ی مطالعاتی سپید تهیه شده است. منابع:۱- کدام استارتاپ‌ها آماده‌ برای ورود به بورس هستند؟ – راستا۳۶۰۲- عرضه اولیه سهام استارتاپ‌ها در ایران و آمریکا – صندوق مالی توسعه تکنولوژی ایران به همراهی تکراسا۳- How the tech unicorns of 2019 are doing on the stock market – Vox

Author: admin

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *