دیر آمدم، اما زود می‌روم…

دیر آمدم، اما زود می‌روم…

هر گونه برداشتی از نوشته هایی که در ادامه می‌خونید آزاد بوده و هر نوع کامنتی هم پذیرفته است :)عده ای از دوستان و خوانندگان عزیز، مطالبی که در این سایت نوشتم رو به عنوان تفسیر قرآن برداشت کردند. باز هم لازم می‌دونم تأکید کنم که تفسیر قرآن نیاز داره به علم، مهارت و تسلط به موضوعات بسیار زیادی که کمترینش، تسلط کامل به زبان عربیه.وقتی قرآن رو بر اساس قوانینی مثل قانون جذب یا قانون فرکانس خوندم، دیدم این کتاب فارغ از نوع نگاهی که دین و مذهب‌مون به این کتاب داره، کتابی به شدت فرکانسیه.با خوندن کتاب قرآن دیدم:توو قرآن، از اون خدای ترسناکی که توو ذهن‌مون ساختن اثری نیست.این همه آیه‌ی عذاب بخاطر انتقام گرفتن خدا از ما نبوده و دلیل منطقی داشته.همه‌ی (تأکید می‌کنم) همه‌ی اصول موفقیتی که اساتید خارجی و داخلی آموزش میدن ، خداوند توو کتابش آورده.خیلی از چیزهایی رو که برای ما اصل کرده بودند، از نظر قرآن فرعه و اصلا موضوعیت نداره.واسه خدا، اصل ایمان ماست فارغ از دین و مذهبی که داریم.خلاصه اینکه، کتاب قرآن خیلی از سوالهای بی جواب ذهنم رو درباره خدا، دین، بهشت و جهنم جواب داد. اونم نه هر جوابی. یه جواب منطقی که هر ذهن چموشی رو راضی میکنه.مطالبی هم که توو این سایت نوشتم نتیجه همون مطالعاته، نه تفسیر قرآن. هدف من آموزش اصول موفقیت به کمک آیات قرآن.به نظر من، وقتی می بینی قوانینی رو که به عنوان اصول موفقیت شناخته شده، خداوند توو کتابش اونم 1400 سال پیش آموزش داده، بیشتر به درستی این قوانین ایمان میاریم. ایمانی که منجر به عمل بشه.قبول دارم که بعضی از مطالب، ناخواسته جنبه مذهبی بخودش گرفته اما هدف من فقط آموزش اصول موفقیت به کمک آیات قرآن بوده . کامنت دوستان هم بیشتر بجای نقد کردن نوشته های من از جنبه های موفقیت، نقدشون بیشتر از نگاه دین و مذهب بود.مورد بعدی هم که لازمه بهش اشاره کنم اینه که من به شدت اعتقاد دارم قرار نیست همه مثل من فکر کنند و من هم نباید تلاشی برای قانع کردن دیگران بکنم.خداوند به پیامبر(ص) که از نظر ما وظیفه اش هدایت مردمه میگه با کافرین، مشرکین، منافقین بحث نکن و اعراض کن! تکلیف من دیگه روشنه.با این حال هنوز این نگاه رو دارم که باید همه رو قانع کنم و بگم حرف من درسته. از طرفی هم نمیشه به کامنت دوستان بی اعتنا بود و به رسم ادب لازم می‌دونم که پاسخ داده بشه و این پاسخ دادن در 99% موارد فقط از ما انرژی می‌گیره و طرف مقابل قانع نمیشه. اون 1% هم جنبه احتیاط داشت که دوستان جبهه نگیرند!وگرنه به نظر من 100% مواقع، وقتی طرف مقابل در فرکانس و مدار دیگه ای باشه، خودتم بُکشی نمی‌تونی طرف مقابلت رو قانع کنی و نکته مهم داستان اینجاست که ما اصلا نیازی نداریم که اون شخص رو قانع کنیم.پس تا وقتی که بتونم مسیر نوشته هام رو به مسیری که هدف اصلیمه هدایت کنم و انسجام مطالبم بیشتر بشه و مهمتر از همه دنبال قانع کردن بقیه افراد نباشم، اینجا مطلب نمی‌نویسم.نمیخوام کسی با نوشته های من ستونهای دینش متزلزل بشه. گرچه به نظر من دینی که قراره باشه ستون هاش با چندتا مطلب متزلزل بشه، قطعا و بدون شک باید کامل خراب بشه و اساسی از نو ساخته بشه. باید یک ایمان و اعتقادی راسخ ساخته بشه که هیچ چیز باعث خراب شدنش نشه.در هر حال دوستانی که علاقه مند به نوشته های من بودند و من رو دنبال کردند، اگر با این توضیحاتی که دادم همچنان میخوان نوشته های من رو دنبال کنند می‌تونند به سایت AmirTabasi.Com یا پیج اینستاگرام بنده مراجعه کنند.بابت همراهی تون تا این لحظه صمیمانه سپاسگزارم..

Author: admin

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *