شرح دعای مکارم الاخلاق (4)

شرح دعای مکارم الاخلاق (4)

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ اکْفِنِی مَا یَشْغَلُنِی الِاهْتِمَامُ بِهِ، وَ اسْتَعْمِلْنِی بِمَا تَسْأَلُنِی غَداً عَنْهُ، وَ اسْتَفْرِغْ أَیَّامِی فِیمَا خَلَقْتَنِی لَهُ، وَ أَغْنِنِی وَ أَوْسِعْ عَلَیَّ فِی رِزْقِکَ، وَ لَا تَفْتِنِّی بِالنَّظَرِ، وَ أَعِزَّنِی وَ لَا تَبْتَلِیَنِّی بِالْکِبْرِ، وَ عَبِّدْنِی لَکَ وَ لَا تُفْسِدْ عِبَادَتِی بِالْعُجْبِ، وَ أَجْرِ لِلنَّاسِ عَلَى یَدِیَ الْخَیْرَ وَ لَا تَمْحَقْهُ بِالْمَنِّ، وَ هَبْ لِی مَعَالِیَ الْأَخْلَاقِ، وَ اعْصِمْنِی مِنَ الْفَخْرِ.پیش از این، امام سجاد علیه السلام از خداوند درخواست داشت تا زمینه را برای اخلاق و رفتار صحیح آماده کند. از او خواست تا آسودگی خاطری برای او حاصل شود که بتواند به وظایف اصلی بپردازد. سپس تقاضا کرد که از نظر مالی و مادی محتاج نباشد و البته مبتلا به سرخوشی و چشم و همچشمی نگردد. همچنین عزتمندی خود را از ایزد منان تقاضا کرد. ولی سریع از آفت آن که کبر و غرور بود دوری نمود. حال در ادامه حضرت به اهداف خود از این دعاها اشاره میکند. ایشان همه این درخواست ها را به این منظور داشت که به وظایف اصلی خود بپردازد. وظایف اصلی یعنی عبادت، خدمت به مردم و اخلاق حسنه. از این رو در ادامه این سه مورد را از خداوند درخواست کرده است.اول از همه امام زین العابدین میخواهد رابطه خود و خدا را اصلاح کند. در نتیجه درخواست او در خداوند این است که خدایا! من را بنده خودت قرار بده. اما باز هم نگران است که همین عبادت هم او را گمراه کند. چرا که ممکن است کسی که اهل عبادت است، دچار خودشیفتگی شود. در این صورت هم خودش گمراه شده و هم عباداتش از بین خواهد رفت. در نتیجه از پروردگاه عالمیان تقاضا میکند که عجب و خودپسندی در او راه نیابد. در مرحله دوم امام چهارم به فکر رابطه خود و خلق است. او میخواهد تا با مخلوقات خدا رابطه ای خوب بسازد. در نتیجه از خداوند میخواهد او را واسطه خیر و برکت قرار دهد. حال که خداوند او را بی نیاز کرده، او نیز از مردم دستگیری کند و به آنها کمک برساند. و مانند موارد قبل باز هم نگران است که این کارهای خیر با منت گذاشتن از بین برود. در نتیجه از ایزد متعال میخواهد که او را از این آسیب نیز محفوظ بدارد.و در نهایت به رابطه خود، با خودش میپردازد. اخلاق نیکو نتیجه رابطه ای صحیح با خود است. چرا که انسانی که خود را ارزشمند بداند، اخلاق و رفتار نیکو خواهد داشت. ولی اگر برای خود ارزشی قائل نباشد، هر کاری از او سرخواهد زد. پس دعای ایشان این است که اخلاق من را نیکو گردان. ولی باز هم نگران است که این خوبی اخلاق سبب انحراف او شود. اخلاق خوب سبب شود که انسان فخر فروشی کند و خود را بزرگ بپندارد. پس از خداوند خواسته تا این آسیب را نیز از او دور کند.حتما باید به این نکته توجه داشت که انسان در هر حالی مورد امتحان است. حتی آن زمانی که اهل عبادت شده و اخلاق خوبی دارد و به مردم کمک میکند. در چنین حالتی نیز او باید از خود مراقبت کند تا آسیب ها و آفات او را از پای در نیاورد. به صورت کلی مومن هیچ ها خیالش از خودش آسوده نیست و همواره نگران انحرافات و آسیب هاست. ما نیز در زندگی خود در هر مرحله ای که هستیم، باید مراقب باشیم تا این آفات و آسیب ها ما را گمراه نکند.

Author: admin

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *