بازی تکراری با آدم های جدید

بازی تکراری با آدم های جدیداین روزا خیلی ها از بورس و تحرکات سیاسی و کرونا و … ضربه خوردن. احتمالا خیلی ها هم ۱ گوشه از دفترشون رو چند خطی در موردش نوشته باشن. ولی به نظرم رسید شاید بهتر باشه من کمی عمومی تر بنویسم.۱ بازی تکراری تو بورس یا هر بازار یا موقعیتی که آدم ها توش با پول سر و کار دارن تکرار میشه. بازی همیشه همینه، ولی آدم هاش تغییر میکنن. کافیه هر آدمی ۱ بار اسیر این بازی بشه تا صاحب بازی رو به مرور ثروتمند بشه. حالا اون بازی چیه، میگم بهتون:اولش با یکم پس انداز و پول کنار گذاشته ای که نسبت به کل پولت رقمی نیست شروع میکنی. حالا یا به پیشنهاد ۱ دوست یا با دیدن تبلیغ یا … تو این مرحله مثلا در نظر بگیریم ۱۰۰ دلار درگیر کردیم. یکم که گذشت با شانس یا با هر چیزی که میخواید اسمش رو بذارید ۱۰۰ دلارمون میشه ۱۵۰ دلار.کسی که تو بازارهای مالی کار کرده باشه میفهمه تبدیل کردن ۱۰۰ دلار با ۱ ریسک منطقی به ۱۵۰ دلار کار ساده ای نیست. ولی برای عموم آدم ها اتفاق میوفته تو شروع.مرحله دوم اونجایی که پول های بیکار بیشتری تو زندگیت پیدا میکنی. چرا که قبلا نمیدونستی میشه ۱۰۰ دلار رو کرد ۱۵۰ دلار حالا ولی دیگه میدونی چی به چیه. کمتر قرض میدی، کمتر خرده ریز میخری، کمتر … و همینا باعث میشه این دفعه بتونی ۱ سرمایه ۷۰۰ دلاری دست و پا کنی.دست بر قضا اینبار هم بخت باهات یار میشه. البته الان تجربه دانش بیشتری هم نسبت به شروع داری و پولت میشه ۱۰۰۰ دلار. و از اونجایی که ۱۰۰۰ دلار همیشه ۱ مقدار کارایی داره تو زمونه ما طبیعتا خوشحالی از این دست آورد.از این مرحله به بعد سر ۱ دوراهی ذهنی باید یکی از این دو حس بهت دست داده باشه: ۱- هنوز دارم شانس میارم. معلوم نیست همیشه اینطوری بشه. ۲- دیگه یواش یواش داره دستم میاد. هم باید وقت بیشتری برای آموزش بذارم، هم پول بیشتری وارد کنم که ارزش وقتی که میخوام براش بذارم رو داشته باشه.اونایی که تو دسته اول جا میگیرن چند وقت طول میکشه ولی در نهایت به دسته دوم ملحق میشن. برای همین مرحله سوم ما کلا با همون دسته دومه.تو مرحله سوم شما دیگه با کم کردن هزینه ها یا بیشتر کار دیگه کردن و پس انداز کردن به راحتی نمیتونید ۱۰۰۰ دلار دارایی رو به ۲۰۰۰ دلار یا ۵۰۰۰ دلار برسونید پس اولین اشتباه رو مرتکب میشید، که اون اشتباه پول قرض گرفتن یا پول شرایطی گرفتن از دوست و آشنا یا وام گرفتن هست.تو این مرحله شما با ۵۰۰۰ هزار دلار شروع میکنید. اولش خیلی دقیق و پراسترس کار پیش میره. ۵۰۰۰ دلار میشه ۶۰۰۰ دلار یکم بعدش میشه ۸۰۰۰ دلار و اینجاس که بازی طمع و اعتماد به نفس کاذب شروع میشه.کم کم وقت کمتری برای مطالعه میذاری، کمتر استرس میگیری برای ترید. تز مالی میدی، پیشنهاد ورود به دوست و آشنا میدی و حسابی کبکت خروس میخوانه!!!ولی خب بازی اینجا تموم نمیشه. بازار ۱ شوک بهت میده ۸۰۰۰ دلارت میشه ۶۵۰۰ دلار، خیلی ناراحت میشی. میپذیری که اشتباه کردن بخشی از کار هست و هیچکسی بدون اشتباه و خطا نبوده. ۱ دسته آدم وقتی باهاشون صحبت میکنی غر میزنن و سرزنش میکنن. ۱ دسته آدم میگن کاسبی همینه هر بازاری بالا و پایین داره. ۱ دسته میگن تا همینجا هم خوب پیش رفتی تا اصل پولت از بین نرفته پولت رو بردار و به زندگیت برس.اینجا در واقع همه دارن درست میگن. ولی از زاویه خودشون. اونجا لذت سود کردن و لذت اینکه من تونستم روی پای خودم باشم سود کنم و پول روی پول بذارم رو لمس نکردن(البته بعضی هاشون همین حس رو دارن و رو حساب تجربه هم دارن میگن، که خب اینجا کشش اینکه چرا درست میگن رو نداره بمونه برای بعد)این بازی ادامه پیدا میکنه تا جایی که پولت میشه ۳۰۰۰ دلار! درحالیکه سرمایه ورودی بوده:۱۰۰+۳۰۰+۴۰۰۰= ۴۴۰۰ دلاراینجاس که فشار عصبی شروع میشه. اگر قرض گرفته باشی و طرف پولش رو بخواد پول نداری.اگر وام گرفته باشی باید در شرایطی که تو زیان هستی قسط بدی یا …در هر صورت حسابی اذیت میشی.تویی که تا اینجا مطلب رو خواندی از دو حال شرایطت خارج نیست. یا این حس رو تجربه کردی و میای اگر اعصابش رو داشته باشی این پایین در مورد تجربت میگی تا بقیه هم بتونن بخوانن. یا هنوز این مسیر رو نرفتی.اگر از دسته دوم هستی ۱ پیشنهاد سخت برات دارم. یا فقط و فقط با پول خودت کار کن و آهسته و پیوسته برو. یا ۱ آدم ریسک پذیر پیدا کن که حاضر باشه با پذیرش ریسک پولش رو بگیری. فقط برادرانه میگم اون کسی که انتخاب میکنی اگر از نزدیکات باشه و حالت قرض پیدا کنه باز تو همین تله خواهی افتاد.

Author: admin

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *