پرفروش ترین های سال 2020

پرفروش ترین های سال 2020

مطالعه و کتابخوانی شاهکار است؛ اما اگر بدانید کدام کتاب مناسب شما است و همان را بخرید کاری کرده‌اید کارستان! حتی اگر کتابخوان قهاری هستید باز هم پیشنهاد می‌کنم پرفروش ترین کتاب های سایت آمازون در سال 2020 را از دست ندهید. در مقاله امروز تصمیم دارم پرفروش ترین کتاب های سال 2020 را معرفی کنم. خلاصه یا چند خط از هر کدام را با هم بخوانیم. با من همراه باشید.خلاصه : یکی از شاهکارهای مسلم ادبیات جهان می‌باشد که تأثیر زیادی در فرهنگ عامه و رسانه‌ای جهان گذاشته است. رمانی است که هیچگاه کهنه نمی‌شود و داستان آن برای ابد تازه جلوه می‌کند و هر کسی گمان می کند که کتاب برای عصر او نوشته شده است. با کتاب ۱۹۸۴، اصطلاحاتی مانند «برادربزرگ» به واژه‌های روزمره مردم و مطبوعات تبدیل شدند. کتاب 1984 تا به حال به بیش از ۶۵ زبان مختلف برگردان شده و میلیون‌ها نسخه از آن به فروش رسیده است و در نتیجه آن، جورج اورول به جایگاه ممتازی در ادبیات جهان رسید. اُروِل در «نوزده-هشتادوچهار»، می‌خواهد با فراگیری چه‌گونگیِ عمل‌کردنِ پروپاگاندا و مراقبت، خوانندگانش بتوانند آزادیِ بیش‌تری از عُرف‌های کوچکِ بوگندویی به ‌دست بیاورند که امروزه با روحیه‌ی ما ستیزه‌جو است. جُرج اورل با دو شاهکار جاودانش «مزرعه‌ حیوانات» و «1984»، وجدانِ بیدارِ نسل خود و نسل‌های بعد است. بسیاری از نویسندگان معاصر برای دفاع از آرمان‌های‌شان مدام به نام وی اشاره می‌کنند و او را سرمشقی برای چگونه‌اندیشیدن و چگونه‌نوشتن می‌دانند.بخشی از متن کتاب : وینستون،قلم را در جوهر فرو برد و سپس برای لحظه یی دچار تردید و نگرانی شد. نوشتن روی کاغذ برای او به عزم و جزمی راسخ نیاز بود، و سرانجام با حروف کوچک و کج و کوله ای نوشت: <<چهارم آوریل هزار و نهصد و هشتاد و چهار>> سپس به عقب تکیه داد.مستاصل شده بود. نمی دانست سال 1984 است یا…؟ از آن جایی که می توانست حدس بزند که سی و نه سال دارد و تقریبا متولد سال های 1944 یا 1945 است، مطمئن شد که باید حدود های سال 1984 باشد. ناگهان فکری به ذهنش خطور کرد که، این خاطرات را برای چه کسانی می نویسد؟ برای آیندگان یا کسانی که هنوز به دنیا نیامده اند. برای لحظه ای افکارش روی قطعی نبودن تاریخ بالای صفحه دور زد، و سپس متوجه کلمه دو گانه باوری در زبان جدید شد. برای نخستین بار سنگینی مسوولیتی را که بر دوش گرفته بود احساس کرد. چطور می توانست با آینده ارتباط  برقرار کند؟ این کار به طور قطع غیرممکن بود. اگرهم آینده به زمان حال شباهت داشته باشد که در این صورت هم به حرف های او توجه نمی کردند، و یا اگر هم با آن تفاوت چندانی نداشته باشد در این صورت همه ی دغدغه ها و دل مشغولی هایش بی معنی خواهد بود.خلاصه : این کتاب داستان دختری است از یک خانوادۀ فقیر و کارگری که تحصیل در یک دبیرستان خوب پلی می‌شود تا او بتواند به هاروارد راه پیدا کند. درس می‌خواند و وکیل می‌شود و سرانجام از کاخ سفید سر در می‌آورد. میشل اوباما در این کتاب درباره زندگی خودش، از کودکی تا زمانی که از کاخ سفید خارج شد صحبت می‌کند و با صداقت همه آنچه که در این دوران احساس می‌کرده است را با خواننده در میان می‌گذارد. این کتاب از سه بخش اصلی شامل : من شدن، ما شدن و بیشتر شدن تشکیل شده است که هرقسمت در چند فصل روایت می‌شود و سه دوره مختلف از زندگی میشل را توصیف می‌کند.بخشی ازمتن کتاب : تقریباً از همان دقیقه‌ای که برای شرکت در انتخابات، توافق کردیم باراک برایم تبدیل به شبحی انسانی شد. حالا دیگر نوعی پیکسل شده از مردی را که می‌شناختم می‌دیدم. مردی که ناگهان باید همه‌جا حضور پیدا می‌کرد و درگیر کارهایی بسیار مهم‌تر می‌شد. کمتر از یک سال دیگر انتخابات مقدماتی در ایالت آیووا آغاز می‌شد. باراک به سرعت کارکنان خودش را استخدام کرد و به دنبال حامیان مالی که چک‌هایی با رقم بالا می‌نوشتند افتاد. تصمیم داشت نامزدی‌اش را به مناسب‌ترین نحو ممکن اعلام کند. هدف این بود که فکر مردم را بخواند و با آن‌ها تا روز انتخابات همراه باشد. کمپین‌ها می‌توانستند به سادگی برنده و یا بازنده باشند.خلاصه : اگر به دنبال معنایی برای زندگی‌تان می‌گردید، کتاب انسان در جستجوی معنا را بخوانید. اگر دوست دارید که از ناامیدی بیرون بیایید و می‌خواهید درباره‌ی معنادرمانی بدانید، این کتاب گزینه‌ی خوبی برای شما است.  کتاب انسان در جست‌وجوی معنی در دو بخش نوشته شده است، بخش اول شامل خاطرات فرانکل از اردوگاه کار اجباری آشویتس است و بخش دوم آن مکتب تخصصی دکتر فرانکل یعنی لوگوتراپی یا معنادرمانی را توضیح می‌دهد.بخشی از متن کتاب : مراحل خودکشی تقریبا از ذهن همه‌ی ما گذشته بود؛ همه‌ی ما این اندیشه را ولو برای مدت کوتاه تجربه کرده بودیم. اندیشه‌ای که زاییده وضع موجود بود، خطر مرگ که همواره تهدیدمان می‌کرد و نزدیک بودن مرگ کسانی که زیر شکنجه بودند، به علت عقیده‌ی استوارم که بعدا به ذکر آن خواهم پرداخت، نخستین شب ورودم به اردوگاه با خود پیمان بستم که «به سیم خاردار نزنم.» این عبارتی بود که در اردوگاه به کار می‌رفت و بهترین شیوه‌ی خودکشی بود که با دست زدن به سیم خاردار برق‌دار انجام گرفت. گرفتن چنین تصمیمی برای من خالی از اشمال نبود. از آنجا، که شانس زنده ماندن و یا رویدادهایی که موجب رهایی می‌شد کم بود، خودکشی دیگر معنایی نداشت. هیچ‌کس اطمینان نداشت جز کسانی باشد که از همه‌ی گزینش‌ها جان سالم به دربرد. زندانیان آشویتش در نخستین مرحله ضربه‌ی روحی از مرگ وحشت نداشتند. حتی اتاق گاز پس از چند روز نخست، ابهت خود را از دست می‌داد.خلاصه : تارا وستور تاریخ نگار و نویسنده آمریکایی در این کتاب زندگی و سرگذشت خود را به زیبایی به رشته تحریر درآورده است و از سختی‌هایی که در زندگی گذرانده سخن می‌گوید. این کتاب سرگذشت دختری ست که با وجود رفتارهای بیمارگونه‌ی پدرش و سختی‌هایی که در زندگی متحمل می‌شود، راه خود را به سوی آینده‌ای که حتی در تصور خودش هم نمی‌گنجد، باز می‌کند و پا به دنیایی تازه می‌گذارد.بخشی از متن کتاب : آپارتمانی که اجاره کرده بودیم در یک مایلی جنوب دانشگاه واقع شده بود. آشپزخانه، یک اتاق نشیمن و سه اتاق خواب داشت. اتاق خواب‌ها کوچک بودند. دخترهایی که در آن آپارتمان زندگی می‌کردند-می‌دانستم همۀ آن‌ها دخترند زیرا در بی وای یو خانه‌های دانشجویانِ پسر و دختر از هم جدا بودند-هنوز از تعطیلات برنگشته بودند. چیزهایی که با خود آورده بودم را از داخل اتومبیل به داخل خانه آوردم. من و مادر چند لحظه با دستپاچگی در آشپزخانه ایستادیم سپس مادر مرا در آغوش گرفت و سوار اتومبیلش شد و به راه افتاد.خلاصه : این کتاب می‌تواند نقطه شروعی برای تمام کسانی باشد که می‌خواهند کنترل مالی‌شان را در آینده بدست گیرند. رابرت کیوساکی در این کتاب می‌گوید اگر بتوانید راهی را یاد بگیرید که به‌جای کارکردن برای پول، کاری کنید که پول برای شما کار کند، برای تمام عمر در رفاه زندگی خواهید کرد و هیچ‌گاه نگران مسائل مالی و قبض و کرایه خانه و هزینه‌های زندگیتان نخواهید بود. آموزه‌های کتاب پدر پولدار پدر بی پول به قدری عالی است که باعث می‌شود نگرش افراد در مورد سرمایه‌گذاری و رسیدن به آزادی مالی تغییر کند.بخشی از متن کتاب : با این همه یکی از آن ها از نظر مالی تمام عمر درگیر مشکلات بود. دیگری هم یکی از ثروتمندترین مردان هاوایی شد. یکی از آن ها وقتی فوت کرد ده ها میلیون دلار برای خانواده اش و کلیسایی که برای اجرای مراسم مذهبی به آن می رفت و موسسات خیریه به جای گذاشت. دیگری هم کلی قبض و صورت حساب به ارث گذاشت که باید پرداخت می شدند. هر دوی این مردها قوی، کاری، دانا و تاثیرگذار بودند. هر دوی آن ها به من مشاوره می دادند اما موضوع مشورت شان یکی نبود. هر دوی آن ها قویا به آموزش اعتقاد داشتند اما منظورشان از آموزش یکی نبود. اگر قرار بود فقط یکی از این دو پدرم باشد باید توصیه هایش را یا قبول می کردم یا رد. با وجود دارا بودن دو پدر از این بخت برخوردار بودم که دیدگاه های متفاوت یک پدر پولدار و یک پدر بی پول را با هم مقایسه کنم.خلاصه :  داستان جنایی و جذاب دختری است که اعضای خانواده‌اش او را در سنین خردسالی رها کرده‌اند تا تنهایی، در دل طبیعت بکر کارولینای شمالی، با پدر کج خلقش زندگی کند. او در حاشیه‌ی یک مرداب در طبیعت بکر کارولینا زندگی می‌کند. همه او را به اسم دختر مرداب می‌شناسند و او هم ارتباطات خاص خودش را دارد. با طبیعت محشور است و می‌تواند به راحتی با گیاهان و حیوانات ارتباط برقرار کند.بخشی از متن کتاب : جودی گفت: «وقتی بزرگتر بشی، همه چی رو می‌فهمی.» کیا دلش می‌خواست فریاد بزند که بچه و احمق نیست و همه چیز را متوجه می‌شود. او می‌دانست که پدر، دلیل اصلی رفتن خواهرها و برادرانش است. کیا می‌خواست بداند که چرا کسی او را با خودش نمی‌برد. او هم به رفتن فکر کرده بود، اما واقعاً جایی برای ماندن و پولی برای کرایه اتوبوس نداشت. جودی به عنوان حرف‌های پایانی به کیا گفت: «گوش بده، باید مراقب باشی. اگه دیدی کسی توی خونه بود، اصلاً طرف خونه نرو و با تمام سرعت‌ات توی علف‌ها و اطراف مرداب قایم شو. تو می‌تونی خودت رو از پدر هم مخفی کنی.»خلاصه : کتاب کشتن مرغ مینا رمانی نوشته هارپرلی رمانی فراموش نشدنی درباره ی دوران کودکی است. دوران کودکی، در محله ای خواب زده در جنوب آمریکا که معصومیت هر لحظه در برابر بی عدالتی و تعصب نژادی، قربانی می شود. داستان از زبان دختری به نام اسکات فینچ روایت می‌شود که دختر وکیل سفیدپوستی به نام اتیکاس فینچ است که دفاع از جوان سیاه‌پوستی به نام تام رابینسون را که به اتهام ناروای تجاوز به یک دختر سفیدپوست در شهر کوچک میکوم، در آلاباما محاکمه می‌شود، به‌عهده می‌گیرد.بخشی از متن کتاب : شما از حقیقت خبر دارید و حقیقت این است: بعضی از سیاهان دروغ می‌گویند، بعضی از آن‌ها فاسدالاخلاقند و بعضی به زن‌ها چه سیاه و چه سفید چشم دارند. اما این حقیقت منحصر به نژاد خاصی نیست. این حقیقتی است که شامل نوع بشر می‌شود. در همین دادگاه هیچ کس نیست که هرگز دروغ نگفته باشد و هرگز کاری برخلاف اخلاق نکرده باشد. مردی هم یافت نمی‌شود که هرگز از روی هوس به زنی نگاه نکرده باشد.خلاصه : کتاب چهار میثاق مطمئنا یکی از بهترین کتاب هایی است که هر کسی می تواند بخواند. این کتاب خردنامه‌ى مردمان سرخ است؛ مردمانى آگاه به ذات و خرد آدمى. آن‌ها که تن و روان را از هم گسسته نمى‌پنداشتند و مى‌دانستند هرچه هست در پیوند با مام طبیعت تجلى مى‌یابد. دون میگوئل روئیز، مردى از تبار تولتک ها، بومیانِ امریکاى مرکزى است که با نگارش این کتاب سعى در انتقال مفاهیم والاى انسانى، از نسل‌هاى گذشته به نسل حاضر و آینده را دارد. او سعى کرده با ودیعه گذاشتنِ باورهاى بنیادینى که جهان را پاکتر و روشن‌تر مى‌کند، رویاى مشترک سیاره‌ى زمین را تغییر دهد.بخشی از متن کتاب : اگر شما دوزخ را به منزله ى مرتبه یا حالتى از ذهن به تصور آورید، ما در دوزخ به سر مى بریم. کسانى هستند که به ما اخطار مى دهند اگر آنچه را آنان مى گویند انجام ندهیم، به دوزخ مى رویم. چه خبر بدى! همه ى ما اکنون در دوزخ هستیم و حتى کسانى که این مطلب را به ما مى گویند. هیچ بشرى نمى تواند دیگرى را به دوزخ محکوم کند، چون ما هم اینک در دوزخ به سر مى بریم. البته کسان دیگرى هم هستند که مى توانند ما را به دوزخ عمیق ترى ببرند. البته اگر ما اجازه دهیم.خلاصه : کتاب 5 زبان عشق به همان میزان که روشنگری می‌کند، کاربردی و عملی هم هست. حقایقی ذاتی را آشکار می‌کند و مهارت‌های کاربردی و مرتبط را به شیوه‌ای مفید معرفی می‌کند. این کتاب شامل داستان زندگی چندین زوج و نشستن و همراه شدن با گری در دفتر مشاوره‌اش است. در واقع ایده اصلی کتاب 5 زبان عشق، این است که ما انسان ها، همانگونه که به زبان های مختلفی صحبت می کنیم (فارسی، انگلیسی، چینی و …)، زبان عشقی متفاوتی هم داریم.بخشی از متن کتاب : زبان عشق شما ممکن است با زبان عشق همسرتان متفاوت باشد، همانند تفاوت زبان چینی با فارسی. اگر زبان همسر شما چینی باشد، هر چقدر به زبان فارسی به او ابراز عشق کنید او نخواهدفهمید و در نهایت نمیدانید چطور به هم عشق بورزید. دوستی که در ابتدا از او صحبت کردم، وقتی به همسر سومش میگفته که او چقدر زیبا است، عاشق اوست و به او افتخار میکند، در حقیقت با زبان کلام تاییدآمیز با او صحبت میکرده است. او صادقانه ابراز عشق میکرده اما همسرش زبان او را نمیفهمیده است. شاید همسرش به دنبال ابراز عشق به زبان خودش بوده و آن را نمیدیده است. صادقانه ابراز عشق کردن کافی نیست. اگر میخواهیم به روشی موثر عشق بورزیم، باید زبان اصلی عشق همسرمان را یاد بگیریم.ممنونم که تا انتهای این مقاله با من همراه بودید. برای خرید هر یک از کتاب ها با ارسال رایگان و پراخت درب منزل با شماره تلفن 02154063 تماس بگیرید.

Author: admin

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *