کمینه محصول پذیرفتنی (MVP) و 6 استراتژی اجرای آن

کمینه محصول پذیرفتنی (MVP) و 6 استراتژی اجرای آنبرای اینکه به تعریف MVP برسیم اول باید یک مقدمه ای رو باهم داشته باشیم. استارتاپ چیست؟ به یک عبارت شرکتی هست که درباره سه چیز سردرگم هست: محصول. مشتری. چگونگی پول درآوردن.یکسری هم میگن یک اعتبار سنجی یا آزمایش هست. در ادامه هم میگن موفقیت استارتاپ ها 3 تا شرط داره: مشکل درست، راه حل درست، استراتژی درست.مسیر حرکت استارتاپ ها:1. Problem solution fitهمخوانی مسئله و راهکار. یعنی بفهمی راه حلی که داری ارائه میدی واقعا مشکل رو حل میکنه یا نه. این کار با مصاحبه و فرآیند توسعه مشتری انجام میشه. مصاحبه با مشتری در رابطه با مسئله و راه حل اینجا انجام میشه.2. Product / market fitهمخوانی محصول و بازار. آیا محصول شما از سوی بازار و مشتری مورد استقبال قرار میگیره؟ در این مرحله دو نوع مصاحبه میتونه انجام بشه: مصاحبه علمی و عملی. در مصاحبه و اعتبار سنجی عملی MVP مطرح میشه که در اون نظرات افراد رو در مورد محصول اولیه پرسیده میشه. قطعا این اعتبار سنجی واقعی تر هست.3. Scaleرشد سریع و گسترده.MVP چیست؟نسخه ای از یک محصول جدید است که به یک استارتاپ ها کمک میکنه تا با یک هزینه ی معقول و در یک زمان معقول بتونن مفروضاتشون رو در رابطه با مشتری بسنجن و اطلاعات جدیدی رو کسب کنن و یادگیری های جدیدی رو در مورد محصول بدست بیارن. بعد از اینکه استارتاپ با استفاده از فرآیند و تکنیک های توسعه مشتری تونست یک نیاز درست رو در بازار تشخیص بده، زمان اون میرسه که یک محصول درست رو برای رفع کردن اون نیاز طراحی کنه. تولید MVP در این زمینه خیلی میتونه به استارتاپ کمک کنه. شروع از یک حداقل برای ایجاد محصول نهایی . MVP باید مشکل کاربر رو حل کنه. یک محصول اولیه برای پاسخ دادن به پرسش های کلیدی. حداقل امکانی که ارزش ایجاد میکنه. یعنی حتما باید ارزش ایجاد کنه. در زمان ساخت MVP به این فکر کنید که مشتری چطور ارزش رو درک کنه و چیکار باید بکنید که براش ملموس و شفاف بشه.Minimum viable product یا همون کمینه (حداقل) محصول پذیرفتنی. حداقل: میخواد بگه MVP یه محصول حداقلی هست که نیاز مشتری رو تا جایی برآورده میکنه. ام وی پی نباید پر باگ باشه چون دیگه فید بک ها افتضاح میشه. باید تا یک حد معقولی اون چیزی که قراره بعدا ایجاد بشه رو ارائه کنه.پذیرفتنی، قابل ماندن، زیست پذیر: باید به بتونه به حیات خودش ادامه بده. زنده بمونه. بتونه رشد کنه. مشتری بتونه ازش استفاده کنه. بشه بهش ارزش های دیگه رو اضافه کرد.MVP باید دوتا شرط رو داشته باشه:1. بواسطه شیوه پیاده سازی و تچربه ای که ارائه میده، به کاربر ارزش پیشنهادی شما رو نشون بده و کاربر اون ارزش رو درک کنه2. اونقدر اطلاعات باید برای ما فراهم کنه که شما بتونید در مورد تایید یا رد شدن فرضیات خود تصمیم بگیرید.ام وی پی یک نسخه از محصوله که باعث میشه تیم، بالاترین میزان اطلاعات معتبر در مورد مشتری رو با کمترین تلاش کسب کنه.ام وی پی یکی از استراتژی های اعتبار سنجی عملی در این مرحله هست. قطعا این اعتبار سنجی واقعی تر هست در مورد فرضیات و اطلاعات ما. باهش کاهش ریسک و افزایش موفقیت میشهام وی پی روی این نکته تاکید میکنه که آقا زود تر شکست بوخور تا زودتر موفق شی. آخه حیف نیست وقتتو رو محصولی بذاری که کسی نخوادش؟ام وی پی یک آزمایش ویژه و واقعی تر با هدف یادگیری بیشتر از مشترک و کاربران هدف است. این آزمایش باید هدف داشته باشه و یک خروجی رو ایجاد کنه. در واقع شما در این آزمایش شما باید یک سری پارامتری که میخواین از مشتری بفهمین رو در نظر داشته باشید و اونها رو اندازه گیری کنید. هدف بگذارید برای این اعتبارسنجی عملی.کاربرد های ام وی پی:درک واکنش افراد نسبت به محصول و اینکه آیا افراد با محصول درگیر میشن یا نه؟آیا رفتار مورد نظر ما رو انجام میدن؟با این ما برای محصول اصلی پایه ریزی می کنیم.یک تله و اشتباه بزرگ این هست که تو ام وی پی امکانات زیادی قرار میدن. انگار که همه چیز رو توش میزارن. ایده آل گرایی رو کنار بگذار. آقا در ام وی پی قرار نیست همه امکانات و ایده های شما پیاده سازی شوند. از اونجایی که برای ام وی پی ما هزینه ی کمی کردیم طبعا انتظار پایین تری هم باید ازش داشته باشیم.استراتژی های تولید ام وی پی:بسته به نوع استارتاپ، نوع مسئله ای که قرار است حل کنید و سطح رقابت، بیاد استراتژی و نوع ارائهی MVP خود را انتخاب کنید.هدف گذاری برای تولید MVPآیا ما می توانیم این محصول را به دست مشتریان درستی برسانیم؟آیا مشتریان حاضرند به ارزشی که این محصول قرار است به آنها ارائه دهد پول دهند؟مشتری چطور ارزش تولید شده را اندازه گیری می کند؟بهترین شیوه قیمت گذاری و هم راستا کردن آن با شیوه تفکر مشتری کدام است؟انواع استراتژی های تولید MPV· بارویکرد پیش خرید pre orderمعرفی محصول، ثبت نام و پیش خریدمعرفی محصول، ثبت نام و پیش خرید. یعنی میگن پول بدید و این رو بخرید. اینکه فقط ایمیل و نظرسنجی ازشون بکنید، تو این دسته قرار نخواهید گرفت. باید ببینید که آیا اینا حاضرند که بهش پول بدن یا نه؟ ثبت نام زود هنگام. باید متریک و سنجه داشته باشید. مثلا اگه از 50 نفر که من پرزنت کردم 20 تا اوکی دادن، فلان. تازه یه نکته: اگر عده ای حاضر باشن برای محصولی که هنوز آماده نیست پول پرداخت کنند، این یک سیگنال ارزشمنده. البته در قبال اینکه الآن طرف اومده و پرداخت کرده باید در آینده شما یک امتیاز خاصی بهش بدید. مثلا اپ رو رایگان در اختیارش قرار بدید.این رویکرد مناسب هست برای راهکار هایی که نیازمند یک تعداد کاربر مشخص، برای معنی دار بودن و سودآور بودن سیستم هست. ایده هایی که منابع زمانی و مصرفی زیادی می برند. کسی حاضره براش پول بده؟· با رویکرد جمعاوری مخاطب audience buildingبرای ایجاد پایگاهی از مشتریان احتمالی اولیه مناسب است. روشی برای جمعاوری مخاطبان کنار یکدیگر/ به واسطه آن می توان نظرات، ایده ها ، امکانات مورد علاقه آنها را در مورد محصول شناسایی کرد. ابزاری برای سنجش میزان تقاضا برای یک امکان در راهکارتان است. در واقع بازخورد از کاربران. خیالتان راحت است که در زمان ارائه محصول شما مشتریان و کاربران هدف را در دسترس دارید.آیا مردم به محصول علاقه دارند یا خیر؟ اخبار آن را دنبال می کنند؟ واکنش آنها چیست؟ تفاوتش با قبلی بحث پول دادن بود. تو بحث سرویس های آنلاین کاربرد بیشتری داره که پیش ثبتنامش رایگانه. ایده هایی که نیاز به تولید محتوا از سوی کاربران دارد. باعث کمک به ایجاد بازار میشه.· بارویکرد دستی انجام دادن کارها concierge or manualization شما به صورت دستی و ابتدایی مشکل و مسئله مشتری را حل می کنید. مشتری هم می داند که شما به صورت دستی سعی در حل کردن مشکل او دارید. در ازای این نوع سرویس دهی، مشتری بواسطه این خدمات اختصاصی که به وی می دهید، تمامی نظرات و فیدبک های سازنده خود را ارائه می دهد. راه حل ها و شیوه ارائه این نوع معمولا توسعه پذیر نیست و نمیشه بعدا زوش چیزی سوار کرد. در اینجا هیچ چیز اتومات نیست ولی ارزشی ارائه میشه و شما کلی چیز یاد میگیرید. میتونید 0 تا 100 کار رو شبیه سازی کنید و زیر و بم همش رو در بیارید. در اینجا متوجه میشید که چه مواردی مهم هستن. کدام ویژگی ها برای کاربران مهم هستن. گلوگاه ها کجا هستند و اولویت بندی به چه صورتی هست. بدون نوشتن یک خط کد یا طراحی وبسایت. این روش بیشتر به درد مخاطب هایی میخوره که معمولا آفلاین هستن و خیلی تکنولوژی باز نیستن. پروژه هایی که موارد لوجستیکی در آنها اهمیت بالایی داره و قابل پیشبینی نیستن. راهکار هایی که هزینه زیاد عملیاتی دارن. برای یک بار 0 تا 100 کار رو شبیه سازی کن تا همه ی چالش هاش رو در بیاری. ایده هایی که وجه تمایز آنها، رضایت مشتری بواسطه شخصی سازی حرفه ای خدمات است. مثلا ارائه کت و شلوار VIP· به سبک جادوگر شهراوزداستان عالیس در سرزمین عجایبه که یه جایی بودن که صدا های عجیب و غریب میومده و بعد میرن که ببینن خبره، میبینن یکی پشت یه پرده ای هست و همه صدا ها رو اون داره در میاره. این متد این رو میگه که شما یک نمونه ی اولیه رو به گونه ای ارائه میدید که در ظاهر کاملا کار میکنه ولی در اصل مهمترین کارهای اون در پشت صحنه به صورت دستی و توسط یک نیروی انسانی انجام میشه. تفاوتش با قبلی اینه که کاربر نمیدونه سیستم به صورت دستی داره انجام میشه. آگاه نیست. مثلا برای استارتاپ ترجمه: تو نسخه MVP این امکان رو فراهم می کنید که کاربر حداکثر یک پاراگراف بیشتر نتونه برای ترجمه درخواست کنه و دو تا نیروی مترجم استخدام می کنید و اونها دارن دستی کار رو انجام میدن. با این کار شما واکنش کاربر به این خدمت که آیا حاظر به پرداخت هزینه براش هستند یا نه رو در میارید. کاربرد: راهکارهایی که معمولا نیازمند الگوریتم های پیچیده برای اتومات کردن کارها هستند. صنایع حساس مثل مالی. سلامتیاین و قبلی مشکل رو به صورت دستی حل میکنه تا شما بفهمید که اصلا بازاری برای این مشکلات وجود داره یا نه؟· تک کاره SINGLE USE CASEتک کاره. تمرکز بر روی یک بخش مشخص و مهم یک مسئله و اعتبار سنجی اون. ممکنه مشتریا ناراحت بشن که چرا انقدر محدود؟ ولی این نشونه خوبیه چون فهمیدید این مورد قبول اونهاست. این، شما رو مجبور میکنه که روی یک حوزه از مسئله تمرکز کنید. پیاده سازی سریعتر و اعتبار سنجی هم بهتر انجام میشهمعمولا وقتی که میخواید یک امکان جدید یا تغییر رویکردی تو محصولتون ایجاد کنید، (یک محصول جدید از دل یک محصول دیگه) این روش به کار میاد. آیا همون یک ارزشی که دست گذاشتید روش برای مشتری ارزشمند هست یا نه؟بخشی از مشکل مشتریان رو حل می کنه و بسیار متمرکز هست· مبتنی بر محصولاتی که سایرین ساخته اند Others productدر اینجا شما از محصولاتی که بقیه ساختن برای اجزای مختلف محصول خودتون استفاده می کنید و اعتبار سنجی محصولتون رو انجام میدید. کاربر در جریان قرار میگیره یا نه خیلی هم نیست. بمثلا برای برگزاری سمینار بیام اینکار رو بکنم:ثبت نام: ایونت سنتر. اطلاع رسانی: میل چی برگزاری: ای سمیناردر آخر این پیشنهاد رو میدم که به سایت مهدی علیزاده مراجعه کنید و مطالب خوبشون رو در این رابطه دنبال کنید.

Author: admin

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *