عکس و مکث / ۲

عکس و مکث / ۲

(تأمّلی در بعضی از تصاویرِ منسوب به بزرگان)✍🏻 علی قنبری بیدگلیدر نوشتار پیشین به بررسی تصاویری پرداختیم که اشتباهاً به بعضی از بزرگان منسوب گردیده و سپس اشتهار یافته است. گرچه این مسأله به قدری درازدامن است که پرداختن به آن از عهدهٔ این قلم بیرون است؛ با این حال در این قسمت نیز مطالبی به عنوان مشتی از خروار تقدیم خواهد شد. در این میان، تکلیف عکس‌های خیالی و نقّاشی‌های افتراضی از علمای قدیم – مانند شیخ صدوق، شیخ مفید، شیخ بهایی، مقدّس اردبیلی، صدرالمتألّهین، محدّث نوری و دیگران – روشن است و از ذکر آن می‌گذریم.بنابراین چند قطعه عکس ذیل که اهمّیت بیشتری دارد را مورد مطالعه قرار خواهیم داد:۶) شیخ مفید / شیخ محمّد شیرازی تصویر مزبور هیچ ارتباطی با شیخ مفید ندارد و متعلّق به یکی از افراد بیت خاندان معروف «امام‌جمعه» در شیراز است.در این خانوادهٔ روحانی، سه نفر به لقب «مفید» مشهور گشته‌اند:۱. شيخ محمّد مفيد، پدر شيخ عبدالنّبى امام‌جمعه (م ۱۱۹۱) ، و مؤلّفِ کتبی همچون: الأربعين في إثبات الخلافة بلا فصل لأميرالمؤمنين، سیادة الأشراف، دليل شريف على طرز طريف، كلام مفيد للبصير المستفيد، الفوائد المرتضوية و الدرّة النجفيّة.۲. شيخ محمّد مفيد زاهد (م ۱۲۲۹) ، فرزند ارشد شيخ عبدالنّبى امام‌جمعه كه بعد از فوت پدرش تا پايان عمر امام جمعهٔ شيراز بود.۳. شيخ محمّد مفيد شیرازی، متخلّص و مشهور به داور (م ۱۲۵۱ – ۱۳۲۵)، فرزند ميرزا نبى فرزند كاظم فرزند شيخ عبدالنّبى امام‌جمعه.تصویر مزبور به احتمال زیاد، متعلّق به شخص اخیر است. نامبرده ظاهراً همان حاج آقا محمّد شیرازی است که یکی از اقطاب صوفیه در زمان خود، و مشهور به منوّرعلی‌شاه می‌باشد.شيخ محمّد مفيد شیرازی، مشهور به داور (م ۱۲۵۱ – ۱۳۲۵) تحصیلات رسمیِ خود را در شیراز به انجام رسانید و سپس برای تکمیل ریاضات و چلّه‌نشینی به کرمان سفر کرد. پس از مدّتی به شیراز بازگشت و به تدریس فقه و اصول و تفسیر و کلام و امامت جماعت حرم حضرت شاه‌چراغ پرداخت. وی را استادِ فرصت شیرازی و قدسی مشهدی در شعر و شاعری دانسته‌اند. از تألیفات اوست: إصلاح الألفاظ، حاشیهٔ ‌تفسیر صافی، شرح زیارت عاشورا، ضیاء القلوب، نور الیقین في شرح الأربعین، دیوان اشعار، مرآت الفصاحه، أساس الکمال، گنج گوهر، العشرة الکاملة، الأربعین در شرح چهل حدیث.تصویر دیگری از وی را در زیر می‌بینید:۷) میرزای شیرازی / سیّد حسن صدرتصویر منسوب به میرزای شیرازی (أعلی الل‍ه تعالی مقامه الشّریف) حضرت آیةالل‍ه حاج سیّد رضی شیرازی – دامت إفاضاته – پیرامون عکس منسوب به جدّ خود، در مصاحبه با مجلّهٔ حوزه فرموده‌اند:«مرحوم میرزا یک عکس بیشتر ندارد و آن را هم بیت آیةالل‍ه سیّد اسماعیل صدر مدّعی است که از آقا سیّد اسماعیل صدر است. تردیدی نیست که این عکس از مرحوم میرزاست. بنده شواهدی بر این مدّعی دارم، از جمله:در این عکس پشت سر میرزا کسی نماز می‌خواند که مردّد است بین آقا سیّد محمّدکاظم یزدی و آقا سیّد عبدالحسین لاری. چندی پیش یکی از اولاد مرحوم لاری اینجا آمد، عکس را دید [و] گفت: این شخص آقا سیّد عبدالحسین لاری است نه آقا سید محمّدکاظم یزدی. در هر صورت هرکدام که باشند بعید است امام جماعت، آقا سیّد اسماعیل صدر باشد. زیرا مرحوم صدر بعد از میرزا ریاست داشت و در آن موقع آقا سیّد عبدالحسین لاری در عراق نبوده است. ایشان در زمان مرحوم میرزا به لار آمده بود. اگر مرحوم سیّد محمّدکاظم یزدی باشد ایشان هم بعید است از نجف به کاظمین آمده باشد و در نماز آقای صدر شرکت کرده باشد. در آن زمان مرحوم صدر در کاظمین بوده و سیّد محمّدکاظم یزدی در نجف و هم‌ردیف آقای صدر بود.شاهد دیگر اینکه: ازاخوی‌زادهٔ میرزا مرحوم حاج میرزا علی طبیب شیرازی سؤال کردم: این عکس کیست؟ ایشان گفت: عکس میرزاست. گفتم به چه دلیل؟ گفت: از تحت الحنکی که انداخته است؛ زیرا مرحوم میرزا تحت الحنکش را بر خلاف دیگران به صورت دسته‌ای می‌انداخت. سومین شاهد خوابی است که مادرم دیده‌اند. مطمئن هستم از رؤیای صادقه است … ». (مجلّهٔ حوزه، ش ۵۰ و ۵۱: خرداد و تیر – مرداد و شهریور ۱۳۷۱، ص۲۶)معظّمٌ‌له در جای دیگری فرموده‌اند:«عكسی در منزل ما هست كه مورد شكّ است كه آیا عكس میرزا است یا عكس سیّد اسماعیل صدر است. سیّد اسماعیل صدر از شاگردان مرحوم میرزا بود. صدری‌ها می‌گویند كه عكس سیّد اسماعیل است.امّا پدر من می‌گفت كه: این‌ها اشتباه فكر می‌كنند، برای اینكه این عكس آدم ریزاندامی است، در حالی كه آقا سیّد اسماعیل مرد تنومند چهارشانه و بلندبالایی بود.و می‌گفت: من ایشان را دیده بودم؛ این عكس، عكس سیّد اسماعیل نیست». (منبع)امّا مرحوم مدرّس تبریزی در کتاب ریحانة الأدب، ج۳، ص۴۲۱، مطلبی نقل کرده است که دالّ بر شهادت مرحوم آیةالل‍ه آقا سیّد صدرالدین صدر مبنی بر تعلّق این عکس به پدرشان مرحوم آیةالل‍ه آقا سیّد اسماعیل صدر می‌باشد.با توجّه به تاریخ ولادت آقا سیّد صدرالدین (۱۲۹۹ ق) و تاریخ وفات آقا سیّد اسماعیل (۱۳۳۸ ق)، می‌توان گفت که بعید است ایشان عکس پدر خود را نشناسد.ریحانة الأدب ج۳ ص۴۲۱۸) شیخ انصاریعکس منسوب به مرحوم شیخ انصاریعلی‌رغم اینکه تصویر مزبور بیش از یک نقّاشی نیست، با این‌حال نوادهٔ دختریِ شیخ انصاری در کتاب مفصّل خود: زندگانی و شخصیّت شیخ انصاری، ص۱۳۸، مطالبی پیرامون این عکس ذکر کرده است که عیناً تقدیم می‌شود: زندگانی و شخصیّت شیخ انصاری، ص۱۳۸۹) علّامهٔ مجلسیابتدا چند نمونه از تصاویر منسوب به علّامهٔ مجلسی (موجود در مرقد ایشان در اصفهان) را ملاحظه بفرمایید:از گزارشات دسته‌اوّل و متفرّد پیرامون نگاره‌ی مرحوم مجلسی، مطالبی است که مرحوم سیّد مصلح‌الدّین مهدوی در کتاب زندگی‌نامهٔ علامهٔ مجلسی، ص۱۵۶ – ۱۵۸، ذکر کرده است. تصویر صفحات کتاب عیناً تقدیم می‌شود:تصویر منسوب به علّامهٔ مجلسی، مندرج در کتاب ریحانة الأدب، ج۵، ص۱۹۱ تصویری که مدّت‌هاست به نام حضرت خاتم الأنبیاء – صلّی الل‍ه علیه و آله و سلّم – مشهور گشته، خوانشی از عکس یک نوجوان تونسی است که بین سالهای 1904 و 1906 میلادی توسّطِ Rudolf Franz Lehnret (عکّاس اهل جمهوری چک) تهیّه شده است. ابتدا سیر تحوّل عکس را مشاهده کنید:❄️ نگارهٔ محمّد *نگارهٔ محمّد که چهرهٔ نوجوانی با دهانی خندان و نیمه‌باز، عمامه‌ای بر سر و گل یاسمنی بر گوش می‌باشد، عکسی است که سالها در ایران به عنوان تصویر نوجوانی رسول خدا منتشر شده است. در افسانه‌های رایج پیرامون این عکس آمده است: این نقّاشی توسّط راهبی نصرانی به نام بُحَیرا رسم شده که حضرت محمّد را در نوجوانی – زمانی که برای سفری تجاری از حجاز عازم شام بوده‌اند – دیده است، و نسخهٔ اصلیِ آن در موزهٔ روم نگهداری می‌شود.حال آنکه نه گزاره‌ای تاریخی از وجود چنین نقّاشی‌ای خبر می‌دهد، و نه اساساً موزه‌ای به نام موزهٔ روم وجود خارجی دارد. بلکه این تصویر در هیچ موزه‌ای در جهان نگهداری نمی‌شود. سبک تصویر یادشده نیز با سبک نقّاشی‌های بیزانس (امپراطوری روم شرقی) به هیچ وجه همخوانی ندارد.حقیقت امر آن است که تصویر منسوب به حضرت رسول اکرم، خوانشی از یک کارت‌پستال اروپایی مربوط به عکس یک نوجوان تونسی است که بین سالهای 1904 و 1906 میلادی توسّطِ Rudolf Franz Lehnret (عکّاس اهل جمهوری چک) تهیّه شده و برای استفادهٔ تجّاری منتشر گردیده است. بنابراین هیچ ارتباطی با رسول خدا ندارد.رودولف لنرت (۱۸۷۸ – ۱۹۴۸) که دانش‌آموختهٔ مؤسّسهٔ هنرهای گرافیکی ویِن بود و به جنبش pictorialist (که عکّاسی را به عنوان اثر هنری می‌دانستند) گرایش داشت، به همراه Ernst Heinrich Landrock (ناشر آلمانی)، شرکتی به نام L&L تشکیل دادند. لنرت و لاندروک (۱۸۷۷ – ۱۹۹۶) در میان سالهای ۱۹۰۴ و ۱۹۰۶ به تونس رفته و مجموعه‌ای از عکس‌های تونس را تهیّه نموده، در اوایل دههٔ بیست به صورت کارت‌پستال چاپ کردند. این مجموعه عکس شامل مناظر طبیعی، بیابان، تپه‌های شن روان، بازارها و مناطق محلّی، پسران و دختران نابالغ جوان بود که سنّی بین کودکی و نوجوانی و چهره‌ای بین زن و مرد داشتند. عکس‌ها مطابق تصوّرات اروپاییان از شرق بود که تصوّری رازآلود و وسوسه‌انگیز از شرق داشتند و با استفاده از تکنیک چاپ نقره تهیّه، و سپس گراورسازی و چاپ شده است. بیشتر کارت‌پستال‌ها از سال ۱۹۲۰ در آلمان چاپ شده و در مصر پخش شده‌اند. در دههٔ بیست، سربازان فرانسوی در شمال آفریقا کارت‌پستال‌های تونسیِ L&L را بسیار دوست داشتند.عکس مورد بحث در ژانویهٔ سال ۱۹۱۴ در مقاله‌ای با نام اینجا و آنجا در شمال آفریقا در مجلّهٔ نشنال جیاگرفیک (National Geographic) چاپ شد و زیر عکس نوشته شده بود: عربی با یک گل. در دهه‌های هشتاد و نودِ میلادی عکس این نوجوان در کتاب‌های زیادی چاپ شده و تدریجاً پای آن به ایران هم باز گردید. تصویرهایی که در ایران چاپ می‌شود بدون تردید همین عکس هستند. منتها نقّاشان ماهر ایرانی تغییراتی در اصل عکس اعمال کرده و به صورت نقّاشیِ یک چهرهٔ ملیح، قدسی و معصومانه منتشر ساخته‌اند.ـــــــــــــــــــــــ* برگرفته از: ویکی‌پدیا، با تصرّف و بازنویسیِ مجدّد.📎 مطالب دانشنامهٔ مزبور در این موضوع، مستند به چند مقالهٔ معتبر می‌باشد و برای اطمینان بیشتر، آن منابع نیز مجدّداً مورد ملاحظه و مطالعه واقع گردیده است.

Author: admin

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *