کار را به دست انقلابیون نسپارید!

کار را به دست انقلابیون نسپارید!

این نگاه مشهور به ما میگوید که در زمینه تکنولوژیک، باید دست دولت را از دخالت کوتاه کرد و افراد انقلابی به شدت کارآفرین -مثل بیل گیتس، مارک زاکربرگ، استیو جابز و …- را وارد صحنه کرد تا مرز های تکنولوژی توسط این افراد جابجا شود. گویی دولتی وجود دارد فشل و نا کارامد که دقیقا در نقطه مقابل این انقلابیون قرار دارد و وظیفه این دولت ها واگذاری صنایع پیشرفته تکنولوژیک به این افراد است و دولت باید صرفا قانون های دست و پاگیر را حذف کند و کار های زیر ساختی انجام دهد یا آموزش را بهبود دهد.یکی دیگر از وظایف دولت در مسائل اقتصادی -در این دیدگاه- این است که خود در بازار دخالتی نکند و صرفا جلوی نابودی و فروپاشی بازار را بگیرد، یعنی عوامل شکست بازار را پیدا کرده و با حذف آنها باعث شود که اقتصاد مسیر رو به رشدی را طی کند، مثلا هرگاه در بازار انحصاری به وجود آمد دولت این انحصار را بشکند.کتاب پیش روی ما در صدد آن است که این تصور نادرست را حذف کند، ماریانا مازوکاتو میگوید:«این دیدگاه سنتی از دولتی خسته، کسل و بی حال در مقابل بخش خصوصی پویا به همان اندازه که گسترده است، اشتباه نیز هست. این کتاب در صدد است که داستانی کاملا متفاوت ارایه دهد: در کشورهایی که رشد خود را مدیون نوآوری هستند -و در مناطق داخل این کشورها، مانند دره‌ی سیلیکون – دولت نه فقط به عنوان اداره کننده یا تنظیم کننده ی فرایند خلق ثروت نقشی تاریخی ایفا میکند، بلکه بازیگر کلیدی این فرایند است. به خاطر تمایل دولت به قبول ریسکی که کسب و کارها توان و تمایل پذیرش آن را ندارند، اغلب شجاع ترین بازیگر نیز دولت به حساب می‌آید. این مسئله نه تنها در حوزه های محدودی که اقتصاد دانان آن را کالای عمومی مینامند (مانند تأمین مالی تحقیقات پایه) صحت دارد، بلکه در کل زنجیره‌ی نوآوری از تحقیقات پایه گرفته تا تحقیقات کاربردی، تجاری سازی و تأمین مالی شرکتهای نوپا نیز صادق است. چنين سرمایه گذاری هایی (بله، دولت سرمایه می گذارد و فقط هزینه نمیکند) موجب ایجاد دگرگونی شده و بازارها و بخش های کاملا جدیدی مانند اینترنت، نانوفناوری و زیست فناوری و انرژی پاک را خلق میکند. به عبارتی دیگر، دولت در خلق و شکل دهی بازارها نقش کلیدی داشته و فقط اصلاح کننده‌ی آن نیست.»شاید یکی از مثال هایی که الگویی برای بسیاری از کشور های جهان است، دره سیلیکون باشد، احتمالا تعجب میکنید اگر بدانید بسیاری از انقلاب های فناوری از اینترنت گرفته تا فناوری های سبز- نیازمند واداشت عظیمی از سمت دولت آمریکا بوده است و بسیاری از فناوری های پشتیبان انقلاب فناوری اطلاعات را همین دولت تامین کرده است. آیفون اغلب به عنوان مثال بارزی از پدیده ای که در زمان برچیدن دستان دولت و در نتیجه ی شکوفا شدن کارآفرینان نخبه رخ میدهد، شناسانده می شود. این در حالی است که توسعه ی ویژگی هایی که آیفون به ثمره ی آنها یک تلفن هوشمند شده است، توسط دولت و با منابع مالی آن صورت گرفته است. آیفون به اینترنت وابسته است؛ جد اینترنت، آرپانت نام داشت، برنامه ای که در دهه ی ۱۹۶۰ توسط دارپا به اجرا در آمد که امروزه بخشی از وزارت دفاع آمریکا است. سیستم موقعیت یابی جهانی در دهه ی ۱۹۷۰ تحت عنوان برنامه ی ناوستار ارتش ایالات متحده شروع شد. فناوری صفحه ی لمسی آیفون توسط شرکت فینگرورکز اختراع شد، شرکتی که توسط استاد دانشگاه دلورو یکی از دانشجویان دکترای او تأسيس شد که بورسیه ی مؤسسه ی ملی علم و سازمان سیا بود. حتی فناوری رابط کاربری سیری نیز می تواند به دولت ایالات متحده نسبت داده شود: آن یکی از شرکت های زایشی پروژه ی هوش مصنوعی دارپاست.داستان نوآوری تأمین مالی شده توسط دولت امروز نیز در حال تکرار است. تسلا موتورز، سولارسیتی و اسپیس ایکس، همگی تحت مدیریت کارآفرین ایلان ماسک، اخیرا روی موج جدیدی از فناوری دولتی سوار شده اند. در کنار یکدیگر، این شرکتها از ۴/۹ میلیارد دلار حمایت مالی دولت محلی، ایالتی و فدرال بهره برده اند. این کمک ها شامل تخفيف مالیاتی، کمک هزینه، سرمایه گذاری در ساخت کارخانه و وام بوده است. همچنین دولت از طريق تضمین اعتبارات مالیاتی و تخفیف برای پنل های خورشیدی و خودروهای برقی و همچنین با عقد قراردادی به ارزش ۵/۵ میلیارد دلار با اسپیس ایکس، برای ناسا و نیروی هوایی ایالات متحده بازار خلق می کند.نقش دولت ها در سمت تقاضا نیز نقش بزرگی بوده است، حتی در مواردی که تولید کننده های خصوصی نقش رهبر را ایفا میکنند؛ این دولت بود که شرایط مناسب برای انتشار خودرو ها را فراهم کرد. با این که برخی از این حمایتهای دولتی اخیرا در مرکز توجه رسانه ها قرار گرفته است، هنوز به دو چیز اشاره نشده است. نخست، تسلا موتورز از یک وام دولتي تضمین شده به ارزش ۴۶۵ میلیون دلار بهره برده است. دوم، تسلا، سولارسیتی و اسپیس ایکس از سرمایه گذاری مستقیم در فناوری های کلیدی همچون فناوریهای باتری و پنل های خورشیدی توسط وزارت انرژی و فناوری های موشک توسط ناسا بهره مند شده اند. اینها فناوری هایی هستند که اسپیس ایکس در حال حاضر در تجارت خود با ایستگاه فضایی بین المللی مورداستفاده قرار میدهد. نباید باعث تعجب باشد که دولت در پس پرده‌ی بسیاری از فناوری کلیدی قرار دارد که در ارتباط با نوآوری‌های شاخص بخش خصوصی بوده است. البته این شرکتها با توسعه ی بیشتر فناوریهای دولتی مرزهای نوآوری را فراتر می برند و در حقیقت در فرایند انتقال به یک اقتصاد پایدار از لحاظ محیط زیست کمک می کنند. ولی تنها چیزی که در رسانه ها می شنویم، افسانه ای یک جانبه از «کار آفرینان تنها» است.نقش دولت ها در سمت تقاضا نیز نقش بزرگی بوده است، حتی در مواردی که تولبد کننده های خصوصی نقش رهبر را ایفا میکنند؛ مانند آنچه در انقلاب اتومبیل رخ داد، این دولت بود که شرایط مناسب برای انتشار خودرو ها را فراهم کرد. (با ایجاد مقررات جاده ای جدید، ایجاد جاده ها، گواهینامه و غیره)پس میتوان گفت که در بسیاری از پیشرفت های صنایع و فناوری ها نه تنها دولت نقش مانع را بازی نمیکرده، بلکه در بسیاری از آنها نقش سرمایه گذار و حتی در برخی، خود دولت و زیرمجموعه های آن باعث این پیشرفت ها شده اند؛ حال پرسش اینجاست که دولت به چه طریقی باید به این حوزه ها ورود کند که بتواند از فساد جلوگیری کند و در عین حال نقش خود را در توسعه فناوری ها ایفا کند؟؟؟ادامه دارد…

Author: admin

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *