موانع نوشتن (2)

موانع نوشتن (2)🔵نعمت الله فاضلی• برخی نمی نویسند چون گمان دارند که هنوز به باور قطعی در باره ایده ای نرسیده اند که آن را بنویسند.این اشتباه محض و بزرگ نیز گاه مانع نوشتن می شود. دلیل نویسندگان برای نوشتن این نیست که از آنچه می دانند یا باور دارند راضی هستند؛ بالعکس، به این دلیل می نویسند که دانسته های شان را در معرض نقد و نظر و آزمون قرار دهند. در اجتماع دانشگاهی نوشتن برای طرح پرسش هاست نه باورهای قطعی و یقینی. به سیاق آلبرت هوبارد که می گفت «بهترین نسخه برای نادان ماندن این است که شخص از عقایدی که دارد راضی باشد و به معلوماتش بسنده کند!» می توان گفت بهترین نسخه برای دانایی این است که آنچه می دانیم را بنویسیم تا نشان دهیم به آنچه می دانیم بسنده نکرده ایم.• نبوغ لازمه نوشتن نیست حاصل آن است. چیزهای بسیاری است که مانع نوشتن می شوند بدون آنکه هیچکدام ارتباط چندانی با نبوغ و استعداد داشته باشند. ارتباط چندان”، تعبیر چندان درستی نیست، اساساً ارتباطی با نبوغ ندارند. اگرچه نبوغ نویسندگان و دانشمندان بزرگی مانند داستایوسکی، فردوسی، شکسپیر و انیشتین را هم نمی توان منکر شد. اما این نوابغ نیز اگر ننوشته بودند تفاوتی با میلیون ها انسان ناشناخته نداشتند. پس به خاطر داشته باشیم که نوشتن انسان را به نبوغ می رساند نه بالعکس. ویلیام فاکنر این واقعیت را این گونه تجربه کرده است: «اوايل گمان مي بردم كه تنها چيزي كه نويسنده بايد از آن برخوردار باشد، استعداد است. اما حالا تصور مي كنم نويسنده تازه كاري كه تازه شروع به نوشتن كرده بايد بي اندازه بردبار باشد و براي دست يافتن به آنچه مي خواهد بارها تلاش و تقلا كند.» .پس باید نبوغ خود مان را باور کنیم و هر چه را می اندیشیم بنویسیم. • برای نوشتن شور و شوق مهمتر از اندیشه تابان است.تجربه نشان داده است غالباً کسانی اندیشه های تابان داشته اند که شوق نوشتن داشته اند. بهتر این است مانند چارلز باکستون به صورت کلی تر قضاوت کنیم و به گوییم «در موفقیت شور و شوق بیش از قابلیت اثر دارد.» نوشتن هم نوعی موفقیت است.• آنچه یک نوشته را خواندنی و جذاب می کند، زحمت و نیرویی است که برای تهیه آن به کار رفته است، نه مرکب و کاغذ یا قیمت قلمی که مطلب را با آن نوشته اند!نوشتن مثل هر کار دیگری ابتدا از خودش شروع می شود، یعنی نوشتن. بنابر این نوشتن نه با ایده بزرگ و نه با قلم زیبا بلکه با همت بلند شروع می شود و تکامل می یابد. آنانکه منتظرند ابتدا فکر بکری به ذهن شان برسد و بعد دست به کار نوشتن شوند، یا آنانکه در انتظار رفاه و آسایش اند تا بعد اقدام به نوشتن کنند، هرگز چیزی نخواهند نوشت. • تنبلی مانع نوشتن است. نوشتن یک فعالیت است؛ و مثل هر فعالیت دیگری، تنها وقتی با موفقیت بیشتر همراه می شود که نیرو و تلاش بیشتری صرف آن شود. آنها که گمان می کنند با زحمت کم نتایج بسیار می گیرند، جای “میز تحریر” و “میز تجارت” را اشتباه گرفته اند! وقتی بوتسلاو می گوید «وقتی چیزی بدون سعی زیاد قابل خواندن است، سعی زیادی در نوشتن آن به کار رفته است»، به این معناست که اگر می خواهیم چیز قابل خواندنی بنویسیم، باید نیروی زیادی صرف آن کنیم.• عدم توجه به جزییات مانع نوشتن است.لازمه نوشتن توجه به جزییات است. دشواری فهم این نکته را درک می کنم. ما اغلب گمان می کنیم این حرف و حدیث های زندگی روزانه که گفتن ندارد! توضیح واضحات مضحک است! اشتباه لُپی بزرگی اینجا رخ داده است که باید هرچه زودتر جلوی آن را گرفت، زیرا بزرگترین نویسنده ها اغلب مانند آندره ژید اعتراف کرده اند که «مهمترین چیزها برای گفتن آنهایی بودند که فکر می کردم لازم نیست بگویم زیرا بسیار واضح بودند.» همچنین «سال بلو» برای اینکه نویسنده ای بشود تواناتر از آنچه بود، همیشه می گفت: «از اینکه نمی توانم به قدر کافی جزییات زندگی روزمره را ببینم رنج می برم.» حتی فیلسوف برجسته ای مانند آیزیا برلین صمیمانه اعتراف می کند که «من همواره مستعد به دست دادن توصیفات رنگارنگ از چیزهای بی اهمیت بوده ام.»البته توجه به جزییات به معنای دراز گویی نیست. بالعکس نوشته ای بهتر است که حداکثر صرفه جویی در واژه ها در آن شده باشد. میکل آنژ می گفت: «هر اندازه که مرمر تراش بخورد و کوچکتر شود، مجسمه بزرگتر می شود». به همین نسبت کوتاه سازی، متن را خواناتر و زیباتر می سازد، زیرا به تعبیر شکسپیر «ایجاز و اختصار روح کلام است.» البته اینکه نوشته حاضر طولانی است به دلیل نبود مجال کافی برای کوتاه نوشتن بود! • عمق نوشته در میزان توانایی اش برای کشف و درک معنای پنهان زندگی است.ستون یک نوشته، معنای نهفته در آن است. همان طور که سبک نمی تواند به تنهایی نوشته ای را قدرت جاودانگی بخشد، انباشتن اطلاعات و دیدن جزییات هم اگر به لایه های پنهان واقعیت راهی نگشاید چیزی بیش از زرق و برق یک نوشته نیست. خوانندگان نیز بر اساس محتوی و معنی یک کتاب در باره آن قضاوت می کنند، نه بر اساس زیبایی جلد آن! از دید ناشران نیز «شیرازه است که کتاب را نگاه می دارد نه جلد آن.» و شیرازه کتاب، معنای آن است.https://t.me/joinchat/AAAAAEJLNLu9Gs-xukoTpA

Author: admin

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *