جای پای حضرت!!

جای پای حضرت!!جای پای حضرت!!یکی از همکارام می گفت:بچه بودم .روضه داشتیم .خوابیده بودم. بیدار شدم .دیدم گشنمه. رفتم آشپزخونه. دیدم پام رفته تو سینی حلوا. کف آشپزخونه پر سینی حلوا نذری بود.دیدم گند زدم. یه پایی رفتم تو اتاق پامو با یه پارچه پاک کردم. دیدم صدای جیغ میاد.گفتم آقا گندش در اومد …رفتم نگاه کنم دیدم همه میزنن تو سرشون چند نفر غش کردن که حضرت پاشو گذاشته تو سینی.اون سینی رو با همه حلوا ها قاطی کردن همه محل صف کشیدن یه ذره ببرن! شب بابام می گفت: حلوا بخور بدبخت شفا بگیری! جا پای حضرت است!صادق هدایت

Author: admin

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *