از ما که گذشت…

از ما که گذشت…می دهم دست خویش را به بادبانیمی نویسم از تقدیرم و عمر و جوانیاین من و این سال های خاکیدر گذرگاه های تاریخی و سیاسیشاهی آمد و شاهی رفتآقازاده ای آمد و امام زاده ها تولید شدگنبد و گلدسته شفاف شدخانه های گِلی ویران شدبعد این همه ظلم و دوروییصاحب کعبه هم گریان شدفقر از همیشه آشکار تر شدعدالت سر به زیر و عریان تر شدحکم یک اعتراض اعدام شدحکم یک دزدی معلوم نشداین روزا خط فقر هم از ما بالاتر استهمیشه دست بالای دست بسیار استو باز این جمله تکرار شداز ما که گذشت….

Author: admin

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *