درباره “دزد مو وزوزی و انسان فرهیخته”

درباره “دزد مو وزوزی و انسان فرهیخته”

مریم تاواتاویادداشت درباره کتاب ” دزد مو وزوزی و انسان فرهیخته” نوشته محسن پوررمضانیتکیه به دیوار طنز و تفکرنویسنده یادداشت : مریم تاواتاوچاپ شده در رونامه سازندگی در تاریخ 1399.11.02کتاب ” دزد مو وزوزی و انسان فرهیخته ” نوشته “محسن پوررمضانی” مجموعه داستان کوتاه هایی با درون مایه طنز است که سعی دارد با گره زدن اتفاقات روزمره به تفکری غیرجدی تر، آن ها را با قالبی تازه به مخاطب عرضه کند .در روزگار فعلی که بشر، گریبان گیر مسائل و مشکلات عدیده و مضاعفی است که او را کاملا به بُعد جدیِ زندگی، سرگرم کرده، طنز می تواند تا حد زیادی به افزایش قدرت تحملِ خواننده و حتی تشویق او به داشتن نگاهی جدیدتر به مسایل از دریچه ای تازه کمک کند .در چند سال اخیر در ادبیات ایران، جای خالی طنز در بین درصد عظیمی از کتاب هایی که منتشر می -شود قابل مشاهده است. البته نمی توان از سختی های نگارش در این حوزه چشم بست. طنز نویسی و حتی تحلیل یک داستان طنز، کاری نیست که از پس هرکسی بربیاید .از طرفی این رشته، به نوعی استعداد درونی و طنازی نیاز دارد که بتواند با نگاهی موشکافانه مسائل را بررسی کند. تمام این دلایل باعث شده عنوان کتاب های طنز در سال های اخیر، فهرست بلند بالایی را شامل نشود. هر چند چهره های طنزنویسِ بسیار حرفه ای و شایستۀ تقدیری در این سال ها شناخته شده اند که ثابت کردند توان خلق آثارِ متمایز و تاثیرگذار را دارند اما مساله اصلی کم کار بودنِ همین استعدادهای درخشان است که حتما دلایل روشنی برای حجم کم فعالیتشان در عرصه نشر وجود دارد .البته این گروه ، جدای از کمدین های است که در فضای مجازی مثلا با عنوان استندآپ کمدین، فعالیت خود را در زمره طنز قرار می دهد . واقعیت آن است که این گروه که با توجه به توسعه شبکه های اجتماعی توانسته اند جای پای محکمی را در بین مردم برای خود به دست بیاورند، صرفا مورد اشاره تعریف طنزنویسان حرفه ای نیستند. نگاه حرفه ای به نویسندگان طنزنویس به جایگاه و سبک افرادی مثل محمدعلی جمالزاده، پدر داستان نویسی ایران، برمی گردد ؛کسی که پس از سالیان دراز از زمان انتشار داستان هایش هنوز مورد اقبال و درک عمومی است و سعی کرده ماورای تسلطش به ادبیات درباره وضعیت اقتصادی ، فرهنگی و اجتماعی زمانه خود مسائلی را در قالب طنز مطرح کند که پیامی مهم تر از خندۀ سطحی و سرگرمیِ لحظه ای بدهد. طنرنویسان حرفه ای همان ها هستند که در پوشش ظاهری لبخندی که به لب مخاطب خود می آورند، فقدانِ شکوهِ حضورِ یک “درست” را به یاد می آورند و به وضعیت فعلی که با ایده ال، فاصله زیادی دارد، اعتراض می کنند. و البته ادبیات به چنین افرادی نیاز دارد که سعی ندارند هر موضوعی را فقط دستاویزی برای خنداندن قرار دهند بلکه از فشار زمانه به تنگ آمده و به پناهِ شوخی رفته اند تا ماورای لبخندی که بر لب های خواننده می آورند، ذهن او را به تفکر درباره موضوعِ ایده ترغیب کنند .از طرفی ما در زمانه ای زندگی می کنیم که شوخی با آدم ها، آن هم در متن، اصلا کار راحتی نیست؛ خصوصا که طنزنویسی، ورای سرگرمیِ اولیه ای که برای خواننده اش مهیا می کند، سعی دارد سخنی عمیق تر بگوید و در عمق جملات بامزه اش که منجر به خنداندن مخاطب می شود، به یک مساله روان-شناختی یا معضل اجتماعی، طعنه بزند و دیگران را به راه حل یابی تشویق کند.محسن پورمضانی در این کتاب ، با نگاه دقیقش به جزییاتی که شاید در طول روز، گذرا و سطحی به چشم بیایند، ارتباطات، ظهور پدیده های جدید، تابوهای جامعه و حتی مسایل اقتصادی و اجتماعی را به داستان هایی در هم گوریده تبدیل کرده است .انتخاب نام کتاب و حتی تمایل نویسنده به داشتن مقدمه و موخره جالبی که برای این مجموعه نوشته، نشان از خلاقیت ذهنی او در شوخی کردن با همه چیز دارد .کتاب، شروع های جذابی دارد تا نبض مخاطب را در دست بگیرد . نویسنده حتی سراغ افرادی با ویژگی ها و تجربه های منحصر به فرد هم رفته و داستان خود را با روایتی از جنبه های شوخ طبعانه از یک زندگی جدی، شروع کرده است. این روایت گاه باعث می شود مخاطب با صدای بلند بخندد و گاه در داستان هایی ورای پوشش ظاهریِ طنز، به پیامِ تلخ و درونیِ آن هم پی می برد. این سیرِ خیال و تفکر، امکانی است که طنز به خواننده می دهد . چرا که طنز اجازۀ نقض قوانین را می دهد تا ورای نگاه بازیگوشانۀ نویسنده درباره امور، به هدف غائی تری یعنی تلاش به بهبود امور برسد و به واسطه داشتن همین هدف است که نویسنده سعی دارد انتقادی را به صورتی خنده داری عنوان کند.رگه هایی از توجه پوررمضانی به مسائل روان شناسی لابلای کتاب دیده می شود. طوری که با ترسیم واضحی از جزییاتی که نشانگرخلق و خو باشد، اشاره به سایه حضور مسائل روانی در داستان ها داشته است.شاید می شد نویسنده با شخصیت پردازی عمیق تری به افراد داستان بپردازد و در آن صورت حتما از تیپ خارج می شدند و ماندگارتر. البته اغراق به عنوان عنصر قالب در طنز نویسی حضور دارد و به همین دلیل، شخصیت ها در آن متفاوت تر رفتار می کنند و به نوعی شمایل و طول و عرضشان متفاوت از سایر شخصیت هایی است که در مثلا در یک داستان درام به آن برخورد می شود. این اغراق در کنار عنصرِ همذات پنداری، معنا پیدا می کند. جایی که خواننده به این باور برسد که این مسائل وجود دارند و آن قدر عمیق شده اند که باید فکری به حالشان کردند .دزد مو وزوزی و انسان فرهیخته، از آن کتاب هاست که خواندن داستان های در هم گوریده اش در کنار خنده، دیواری از تفکر می سازد ؛ اتفاقی که جای خالیش در این روزهای جامعه زیاد دیده می شود .

Author: admin

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *