اثر روانی حذف قیمت از پلتفرم‌های فروش آنلاین بر زندگی فردی و زناشویی

اثر روانی حذف قیمت از پلتفرم‌های فروش آنلاین بر زندگی فردی و زناشویی

قیمت از لحاظ لغوی یعنی سنجش،ارزیابی،اندازه و معیار.قیمت در بازار عبارت است از ارزش مبادله ای کالا و خدمت که به صورت واحد پول بیان می شود. بر این اساس قیمت گذاری به طور ساده یعنی تعیین قیمت برای کالا یا خدمات. افراد برای کالاها و خدماتی که عرضه می کنند قیمتی را معین می کنند.این قیمت ممکن است در قالب مفاهیم گوناگون مانند شهریه،حق العمل،اجاره بها و …عنوان شود. در بین اجزای بازاریابی،قیمت تنها عاملی است که موجب ایجاد درامد می شود.قیمت گذاری فعالیتی است که باید تکرار شود و فرآیند مداوم و پیوسته است.این تداوم ناشی از تغییرات محیطی و عدم ثبات شرایط بازار است که لزوم جرح و تعدیل قیمت را ایجاد می کند. در مواجهه با بحران اقتصادی جهانی پیش رو، مصرف کنندگان توجه و دقت بیشتری را به قیمت ها نشان داده اند. با این حال از اردیبهشت امسال پلتفرم‌های نیازمندی‌های آنلاین از جمله سایت دیوار پس از شکایت وزارت صمت و به‌دستور مراجع قضایی مجبور به حذف قیمت از آگهی‌های فروش خودرو و مسکن شدند. دیوار از ابتدا نسبت به بی‌تأثیر بودن این تصمیم در تغییرات قیمت این بازارها و عواقب نامطلوب آن برای کاربران مانند ایجاد بازار غیرشفاف، افزایش هزینه تماس برای قیمت‌‌گیری، افزایش هزینه‌های جست‌وجو و اتلاف وقت آنها هشدار داده بود. حال پس از گذشت چندین ماه از این تصمیم طی این نوشتار سعی داریم به ابعاد روانی این تصمیم بپردازیم.اعتماد اجتماعی مهمترین قربانی حذف قیمتحذف قیمت در سایت‌های اینترنتی و یا آگهی‌های خرید و فروش خودرو، راه حلی عجیب بود که چند ماه است در حوزه خودرو و مسکن در حال اجرا گردید. اگر برای خرید و فروش محصولات و دارایی شخصی قبل از این تصمیم، با جستجوی چند ساعته در پلتفرم‌های نیازمندی‌های آنلاین می‌شد به قیمتی تقریبی از کالای مورد نظر رسید، الان باید ساعت‌ها و بلکه روزها تماس تلفنی برقرار کرد. عدم شفافیت قیمت باعث روی آوردن خریدار و فروشنده به تکنیک هایی برای رسیدن به قیمت مورد نظر خود می شود . اولین خسارت چنین تصمیمی از دست رفتن اعتماد اجتماعی است. یکی از مهمترین آسیب های اجتماعی کشور تضعیف هنجارهای اخلاقی و اعتماد اجتماعی است. رواج و رسمیت یافتن دروغ در مناسبات فردی و اجتماعی، افزایش و گسترش سوگند در گفتمان‌ها، سوءظن، فردگرایی، تظاهر و ریا، رابطه‌گرایی، قانون گریزی، عوام زدگی و عوام فریبی، تملق و گزافه‌گویی نشانه‌هایی از بحران اخلاقی و نبود اعتماد در جامعه است. همچنان که میدانیم ارتباطات عنصر حیاتی در جامعه و مایه دوام و قوام آن است و در ارتباط ناب لزوم اعتماد متقابل ملاحظه شده و اعتماد متقابل نیز به نوبه خود رابطه نزدیک با صمیمت دارد. برای ایجاد اعتماد، شخص باید هم به دیگری اعتماد کند و هم خودش دست کم در محدوده رابطه مورد نظر قابل اعتماد باشد. در یک جامعه اعتماد اجتماعی مثل شیرازه ای است که آحاد آن را به هم پیوند داده و از پراکندگی آنها جلوگیری میکند. بی اعتمادی افراد به یکدیگر در نهایت باعث بی اعتمادی به ساختار سیاسی و اجرایی جامعه می‌شود. در بررسی انحرافات و مسائل اجتماعی ریشه بسیاری از آسیب‌ها را در بی اعتمادی افراد به یکدیگر میتوان جستجو کرد. بی اعتمادی مردم به ساختارهای اجرایی منجر به تضعیف تعهد اجتماعی و کمرنگ شدن هویت ملی شده و گذشته از آن بی اعتمادی به تدریج به سطح روابط میان فردی کشیده میشود و حاصل آن انزوای اجتماعی است. بنابراین میتوان گفت وقتی سرمایه های اجتماعی فراموش میشود، فقر و بیکاری، تورم و اعتیاد و خودکشی، طلاق و جرایم اخلاقی نیز روندی رو به گسترش می‌یابد.حذف قیمت باعث افزایش اضطراب کاربران میشود زوجی را تصور کنید که به دنبال خانه برای تشکیل زندگی هستند. تا پیش از این با جست و جوی در سایت دیوار میتوانستند هزینه اجاره خانه خود را تخمین زده و پیشبینی کنند اما پس از حذف قیمت ها از روی این سایت پیشبینی دقیقی از هزینه اجاره مسکن خود نمیتوانند داشته باشند. این ابهام باعث افزایش اضطراب در زوج میشود. چیزهای مبهم برای انسان به شدت نگران‌کننده هستند. بعضی از افراد (بر حسب ویژگی های شخصیتی) برای رسیدن به قطعیت احتمالات مختلفی را بررسی می‌کنند و به پیش‌بینی‌های منفی روی می‌آورند که نتیجه‌ای جز فکرهای منفی بیشتر و در نتیجه اضطراب بیشتر نخواهند داشت. دنیای ما مملو از ابهام است و انسان نمیتواند هیچ چیز را با قطعیت دنبال کند. ما نمی‌توانیم پیش‌بینی کنیم که دقیقاً کارمان چگونه پیش می‌رود، سؤالات امتحانی چیست و چگونه از پس امتحان بر خواهیم آمد، نمی‌توانیم دقیقاً پیش‌بینی کنیم که رئیسمان فردا چه برخوردی با ما خواهد داشت و یا دقیقاً نمی‌دانیم در مسیر زندگی با چه موانعی رویارو خواهیم شد. ذهن بشر به دنبال قطعیت است تا آمادگی لازم را برای برخورد با هر رویدادی داشته باشد. این میراث تکامل است. وقتی ذهن خطری را در ارتباط با آینده ادراک می‌کند (چه به صورت واقعی و یا خیالی که ساخته‌وپرداختۀ ذهن است) سیستم تهدید در انسان برانگیخته می‌شود و فرمان‌های لازم از سوی مغز به دستگاه‌های بدن ارسال می‌شوند. مغز را در حالتی از برانگیختگی مداوم قرار می‌دهد، حتی میتواند تا جایی پیش برود که خواب و خوراک فرد نیز مختل می‌شود تا برای مقابله با خطرات احتمالی آماده باشد. این پاسخ درستی از سوی سیستم عصبی و بدن است اما در زمان نادرستی و به میزان نامناسبی بروز پیدا می‌کند. شاید خطری واقعی فرد را تهدید نکند اما چون پذیرش ابهام برای او سخت است و به دنبال انواع احتمالات منفی است و دست به پیش‌بینی و فاجعه‌سازی در مورد آینده می‌زند مغز نیز برای آمادگی هر چه بهتر در برابر تهدیدها او را برانگیخته نگه می‌دارد. قرار داشتن در حالتی از اضطراب و نگرانی مداوم انرژی‌بر و فرسوده کننده است و بر جای‌جای زندگی از جمله روابط، کار، تحصیل، توجه، تمرکز و … تأثیرات ناخوشایندی دارد. همانند افرادی که به بعضی چیزها از جمله گرده حساسیت دارند و قرار گرفتن در معرض حتی مقدار کمی از آن می‌تواند واکنش‌های بسیار شدیدی از جمله آبریزش بینی، عطسه و سرفه کردن ایجاد کند، افرادی که نسبت به ابهام نابردبار هستند نیز چنین‌اند: حتی مقدار کمی ابهام می‌تواند پاسخ شدیدی از جمله نگرانی، اضطراب و اجتناب از موقعیت‌های مبهم به وجود آورد.نشان دادن قیمت ممکن است باعث کاهش قیمت نشود اما افراد که به دنبال خرید مایحتاج خود در سایهای نیازمندیها جستجو میکنند با مشاهده و مقایسه قیمت میتوانند آینده را پیش بینی پذیر تر کرده و از ابهام آن کم کنند در نتیجه اضطراب کمتری را تجربه کنند.

Author: admin

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *