تا دام در آغوش نگیرم، نگرانم

تا دام در آغوش نگیرم، نگرانم

خواستم بگم این وقت شب یهو دیدن اون توییت و شنیدن این آهنگ >>>>>>>> گریه نمیدهد امانچون صید به دام تو به هر لحظه شکارمای طرفه نگارماز دوری صیاد دگر تاب ندارمرفته ست قرارمچون آهوی گمگشته به هر گوشه دوانمتا دام در آغوش نگیرم نگرانماز ناوک مژگان چو دو صد تیر پرانیبر دل بنشانیچون پرتو خورشید اگر رو بکشانیوای از شب تارمدر بند و گرفتار بر آن سلسله مویماز دیده ره کوی تو با اشک بشویمبا حال نزارمبا حال نزارمبرخیز که داد از من بیچاره ستانیبنشین که شرر در دل تنگم بنشانیتا آن لب شیرین به سخن باز گشاییخوش جلوه نماییای برده امان از دل عشاق کجاییتا سجده گزارمتا سجده گزارمگر بوی تو را باد به منزل برساندجانم برهاندور نه ز وجودم اثری هیچ نماندجز گرد و غبارمجز گرد و غبارممن بینهایت بیمعرفتم، ای صاحب امرمحلالم کن و چراغ راهم باشصلی الله علیک یا صاحب الزمانیا امام هادی علیه السلام

Author: admin

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *