مخاطبی ندارید؟ اولین قدم برای نویسندگان جدید

مخاطبی ندارید؟ اولین قدم برای نویسندگان جدید

من عاشق تماشای خوشگذرانی سنجاب ها در اطراف فضای سبز خارج از خانه هستم ، مخصوصاً وقتی که از درختان خرما در آن طرف خیابان بالا می روند. (می دانم ، روش های بدتری برای قرنطینه وجود دارد.)این درختان نخل بسیار بلند هستند و اخیراً من بیشتر و بیشتر سنجاب ها را مشاهده می کنم که از تنه ها به بالاترین شاخه ها می روند.این درختان نخل بسیار بلند هستند و اخیراً من بیشتر و بیشتر سنجاب ها را مشاهده می کنم که از تنه ها به بالاترین شاخه ها می روند.البته من نمی توانم درمورد اینکه سنجاب ها می ترسند یا نه صحبت کنم ، اما به نظر اینطور نمیرسد. و مهم نیست که آنها اعتماد به نفس داشته باشند زیرا “آنها حضور دارند.زندگی در لحظه کنونی به آنها کمک می کند تا بر ترس از زمین خوردن یا ناامیدی غلبه کنند ، حتی اگر درخت فاقد آجیل باشد.آنها فقط غریزه های فعلی خود را دنبال می کنند و این همان کاری است که هرکسی می خواهد به صورت حرفه ای بنویسد؛ نیز باید این کار را انجام دهد.
این اولین قدم برای نویسندگان جدید است.
همه نویسندگان یک چیز مشترک دارند. یک روز ، آنها تصمیم گرفتند که بیش از حد فکر نکنند و شروع به نوشتن کنند. آنها به جای رد کردن ایده های کوچک خود ، می دانستند که زمان آن فرا رسیده است که آنها را با کلمات بر روی کاغذ بیاورند.آنها پس از اتخاذ این تصمیم ، با بهترین ایده ممکن خود در حال حاضر کار می کنند و آن را تا پایان دنبال می کنند.دیگر منتظر “موضوع کامل” ، “زاویه کامل” یا “شرایط عالی نوشتن” نخواهند ماند.شما باید یک روایت برای افراد بسازید، تا قبل از اینکه بتوانید با گذشت زمان مخاطب خود را افزایش دهید ، آن را بررسی کنند و دنبال کنند.
این یک قانون کلی برای انتخاب یکی از ایده های خود برای نوشتن است: اگر حتی کمترین امکان کمک به کسی را دارد ، تلاش کنید که آن را اجرایی کنید.همه چیز قبلاً گفته شده است ، بنابراین این را بهانه نکنید. شما تحقیق خود را انجام خواهید داد و دیدگاه خود را اضافه خواهید کرد.نوشتن که جهان را تغییر می دهد در جهان وجود دارد ، نه در ذهن شما.کمال گرایی می خواهد شما را “ایمن” نگه دارد.
اولین قدم برای نویسندگان جدید ممکن است ساده به نظر برسد ، اما گفتن این کار بسیار آسان تر از انجام آن است. نوشتن چیزی غیر از نوشتن چیز اشتباه ممکن است احساس امنیت بیشتری داشته باشد.به عنوان مثال ، وقتی من به صورت آزاد(فریلنسر) کار می کردم ، مدتها می ترسیدم که محتوای خودم را بنویسم. چرا؟ چون اگر اشتباه در نوشتن داشته باشم ، فکر می کردم ویرایشگر بدی به نظر می رسم.
این ترس کاملاً منطقی به نظر من رسید و همچنین باعث شد که با خیال راحت گیر بیفتم – اگر خود را بازاریابی نکنید مشتری جدید پیدا نمی کنید.
در صورت عدم نوشتن و نشر ، هیچ کس نمی داند که شما نویسنده هستید – و هرچه بیشتر تمرین کنید ، پیشرفت بیشتری خواهید داشت.هنگامی که بر ترس خود از “بد” غلبه کردید ، تصمیم دیگری باید گرفته شود.جایگاه خود را به عنوان نویسنده ادعا کنید.
سطح نوشتاری فعلی خود را بپذیرید و جایگاه خود را به عنوان نویسنده در دنیای دیجیتال ادعا کنید.
آنچه اکنون می نویسید حرف آخر در مورد آن موضوع نیست.با تکامل می توانید موقعیت خود را اصلاح کنید و من تضمین می کنم بعداً پس از کسب بینش جدید ، از اولین مباحثی که در مورد آنها می نویسید ، دوباره بازدید می کنید.ایده های خود را سازماندهی کرده و در تقویم تحریریه خود به آنها جایگاهی بدهید تا در یک برنامه منظم منتشر کنید. شما ممکن است همزمان موضوعات مختلف را طوفان فکری کنید ، اما تمرکز خود را روی تکمیل یکی از موارد بگذارید.
اگر بتوانید هر ماه چهار ایده محکم را دنبال کنید ، هفته ای یک مقاله خواهید داشت که منتشر کنید.
همه نویسندگان ، نه فقط نویسندگان جدید ، باید با غریزه فعلی خود کار کنند.شما وقتی از غریزه به عمل می روید: افکار خود را سازماندهی کنید. یک روایت (هم برای یک محتوا و هم برای پلتفرم انتشاراتی خود به طور کلی) تشکیل دهید. تک تک ایده ها را کامل کنید.
به همین دلیل است که متخصصان خلاق هرگز رشد خود را به پایان نمی رسانند. بعد از اولین قدم برای نویسندگان جدید ، یک قدم دیگر ، و دیگری ، و دیگری.حتی اگر تجربه کسب می کنید ، همه پیش نویس ها را از ابتدا شروع می کنید ، درست است؟
داشتن یک روند خلاقانه قابل تکرار ، سفر شما را بسیار نرم تر می کند.البته من نمی توانم درمورد اینکه سنجاب ها می ترسند یا نه صحبت کنم ، اما به نظر اینطور نمیرسد. و مهم نیست که آنها اعتماد به نفس داشته باشند زیرا “آنها حضور دارند.آنها فقط غریزه های فعلی خود را دنبال می کنند و این همان کاری است که هرکسی می خواهد به صورت حرفه ای بنویسد؛ نیز باید این کار را انجام دهد. این اولین قدم برای نویسندگان جدید است.همه نویسندگان یک چیز مشترک دارند. یک روز ، آنها تصمیم گرفتند که بیش از حد فکر نکنند و شروع به نوشتن کنند. آنها به جای رد کردن ایده های کوچک خود ، می دانستند که زمان آن فرا رسیده است که آنها را با کلمات بر روی کاغذ بیاورند.آنها پس از اتخاذ این تصمیم ، با بهترین ایده ممکن خود در حال حاضر کار می کنند و آن را تا پایان دنبال می کنند.دیگر منتظر “موضوع کامل” ، “زاویه کامل” یا “شرایط عالی نوشتن” نخواهند ماند.شما باید یک روایت برای افراد بسازید، تا قبل از اینکه بتوانید با گذشت زمان مخاطب خود را افزایش دهید ، آن را بررسی کنند و دنبال کنند.این یک قانون کلی برای انتخاب یکی از ایده های خود برای نوشتن است: اگر حتی کمترین امکان کمک به کسی را دارد ، تلاش کنید که آن را اجرایی کنید.نوشتن که جهان را تغییر می دهد در جهان وجود دارد ، نه در ذهن شما.کمال گرایی می خواهد شما را “ایمن” نگه دارد.اولین قدم برای نویسندگان جدید ممکن است ساده به نظر برسد ، اما گفتن این کار بسیار آسان تر از انجام آن است. نوشتن چیزی غیر از نوشتن چیز اشتباه ممکن است احساس امنیت بیشتری داشته باشد.به عنوان مثال ، وقتی من به صورت آزاد(فریلنسر) کار می کردم ، مدتها می ترسیدم که محتوای خودم را بنویسم. چرا؟ چون اگر اشتباه در نوشتن داشته باشم ، فکر می کردم ویرایشگر بدی به نظر می رسم.این ترس کاملاً منطقی به نظر من رسید و همچنین باعث شد که با خیال راحت گیر بیفتم – اگر خود را بازاریابی نکنید مشتری جدید پیدا نمی کنید.در صورت عدم نوشتن و نشر ، هیچ کس نمی داند که شما نویسنده هستید – و هرچه بیشتر تمرین کنید ، پیشرفت بیشتری خواهید داشت.هنگامی که بر ترس خود از “بد” غلبه کردید ، تصمیم دیگری باید گرفته شود.جایگاه خود را به عنوان نویسنده ادعا کنید.سطح نوشتاری فعلی خود را بپذیرید و جایگاه خود را به عنوان نویسنده در دنیای دیجیتال ادعا کنید.با تکامل می توانید موقعیت خود را اصلاح کنید و من تضمین می کنم بعداً پس از کسب بینش جدید ، از اولین مباحثی که در مورد آنها می نویسید ، دوباره بازدید می کنید.ایده های خود را سازماندهی کرده و در تقویم تحریریه خود به آنها جایگاهی بدهید تا در یک برنامه منظم منتشر کنید. شما ممکن است همزمان موضوعات مختلف را طوفان فکری کنید ، اما تمرکز خود را روی تکمیل یکی از موارد بگذارید.اگر بتوانید هر ماه چهار ایده محکم را دنبال کنید ، هفته ای یک مقاله خواهید داشت که منتشر کنید.همه نویسندگان ، نه فقط نویسندگان جدید ، باید با غریزه فعلی خود کار کنند.شما وقتی از غریزه به عمل می روید: افکار خود را سازماندهی کنید. یک روایت (هم برای یک محتوا و هم برای پلتفرم انتشاراتی خود به طور کلی) تشکیل دهید. تک تک ایده ها را کامل کنید.به همین دلیل است که متخصصان خلاق هرگز رشد خود را به پایان نمی رسانند. بعد از اولین قدم برای نویسندگان جدید ، یک قدم دیگر ، و دیگری ، و دیگری.حتی اگر تجربه کسب می کنید ، همه پیش نویس ها را از ابتدا شروع می کنید ، درست است؟داشتن یک روند خلاقانه قابل تکرار ، سفر شما را بسیار نرم تر می کند.

منبع

Author: admin

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *