در ضرورت توجه به فاعل مولّد علم

در ضرورت توجه به فاعل مولّد علم

برداشتی قرآنی از رابطه علم و انسانمسئلۀ علم و دین، از زمان‌های گذشته جزء دغدغه‌های متدیّنین و به ویژه مسلمانان بوده ‌است. به خصوص در صد سال اخیر که هم علوم در غرب پیشرفت قابل توجهی داشته‌اند و هم به نوعی بیداری در مسلمانان جهان ایجاد شده است، این چالش شکل جدی‌تری نیز به خود گرفته ‌است. برای پرداختن به این موضوع، رهیافت‌های مختلفی قابل تصور است؛ از جمله نسبت تجربه و دین، روش‌شناسی علم دینی، نسبت دین و تمدن‌سازی و غیره. در میان این رهیافت‌ها، نباید از نسبت میان انسان و علم او یا نگاه انسان‌شناختی به علم نیز غافل شد.به طور کلی، نسبت میان انسان و علم از این موضوع ناشی می‌شود که علوم، توسط انسان‌ها تولید و توسط انسان‌ها دانسته می‌شود. پس برای بررسی دقیق‌تر فرآیند تولید، فهم و حتی استفاده از این علوم، ویژگی‌های موجودی که آن را تولید، فهم و استفاده می‌کند، اهمیت زیادی دارد و بدون مشخص کردن آن، نمی‌توان صحبت دقیقی دربارۀ علم داشت. برای فهم این ویژگی‌ها، راه‌های مختلفی وجود دارد؛ از جمله روش تجربی، تئوری‌سازی، اجتهاد دینی و امثال آن. با کمی تأمل می‌توان فهمید که مطمئن‌ترین روش برای شناخت ویژگی‌های انسان، استفاده از وحی یا سخنان کسانی‌ است که به درستی سخن آن‌ها اطمینان یقینی داریم؛ یعنی قرآن و ائمۀ اطهار. با رجوع به این منابع، می‌توان ویژگی‌های متعددی برای انسان یافت که به دقیق‌تر شدن فهم ما از علم کمک می‌کنند. در میان این ویژگی‌ها، ویژگی‌ای که در این متن مورد سوال است این است که آیا چگونگی تولید، فهم و کاربرد علم یک پدیدۀ صرفا ذهنی است یا به اعمال، عقاید و روح انسان نیز بستگی دارد؟برای پاسخ به این پرسش، می‌توان به قرآن رجوع و برای یافتن تفسیر حقیقی از فرآیند فهم و علم انسان تلاش کرد. خداوند در آیۀ 6 و 7 سورۀ بقره دربارۀ کفار می‌فرماید: «إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا … خَتَمَ اللَّهُ عَلَى قُلُوبِهِمْ وَعَلَى سَمْعِهِمْ وَعَلَى أَبْصَارِهِمْ غِشَاوَةٌ وَلَهُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ». از این آیه می‌توان برای فهم نسبت میان انسان و علم استفاده کرد. خداوند می‌فرمایند کسانی که کفر می‌ورزند، خداوند بر گوش‌ها و چشم‌هاشان مهر می‌زند؛ یعنی کسانی که کفر می‌ورزند، توانایی درست دیدن و شنیدن را از دست می‌دهند. سوال اینجاست که آیا این کسانی که کفر می‌ورزند، و نمی‌توانند درست ببینند و بشنوند، می‌توانند علمی حقیقی تولید کنند؟ به نظر جواب قرآن به این سوال منفی ا‌ست. هم‌چنین در آیۀ 18 سورۀ بقره، خداوند دربارۀ منافقان می‌گوید: «صُمٌّ بُكْمٌ عُمْيٌ فَهُمْ لَا يَرْجِعُونَ». منظور از این جمله چیست؟ یعنی منافقین، کر و لال شده‌اند و حقیقت را نمی‌فهمند. حال سوال اینجاست کسانی که حقیقت را نمی‌فهمند، می‌توانند رموز حقیقی عالم یا همان علوم مختلف را واقعا بفهمند؟ به نظر می‌رسد جواب قرآن به این پرسش نیز منفی باشد. از این حقایق می‌توان نتیجه‌ گرفت، علم حقیقی توسط کفار و منافقین تولید نمی‌شود. از طرف دیگر، می‌دانیم عالم پیوسته است و گسستگی ندارد؛ یعنی اگر می‌دانیم کفار بر چشم‌ها و گوش‌هایشان مهر زده شده، و ائمۀ اطهار(ع) می‌توانند حقایق عالم را به راحتی ببینند، می‌توان نتیجه گرفت که نسبتی قطعی میان سطح تقوای هرکس و میزان حقیقی بودن فهم او از جهان وجود دارد. / پدرام همتی، کارشناسی اقتصاد

منبع

Author: admin

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *