ارتش تک‌نفره خودت باش!

ارتش تک‌نفره خودت باش!

اگر پست‌های ویرگولی و وبلاگی من رو دنبال کرده باشید احتمالا در جریانید که خیلی تو فاز و فضای «استارتاپی» و «کارآفرینی» نیستم. اما خب، گاهی تعاریف و روش‌هایی تو چشم میان که حیفه آدم در موردشون تحقیق نکنه و حتی ننویسه و سعی نکنه امتحانشون کنه. خب، یک پاراگراف مقدمه مسخره نوشتم، در این پست قصد دارم به شما در مورد Solopreneurship و اینکه «چطور میشه Solopreneur بود؟» توضیح بدم. این مفهوم رو به تازگی کشف کردم و برام جالب بود. البته هنوز در مورد ترجمه این واژه به کلمه جذابی نرسیدم. در ادامه تعریفش رو با هم بررسی می‌کنیم و بعد ببینیم چه پیش‌نیازهایی داره solopreneur بودن. واژه solopreneur یک واژه مرکبه که از دو بخش Solo و Preneur تشکیل شده. بخش دوم هم درواقع کوتاه‌شده Entrepreneur به معنای کارآفرینه. حالا همونطور که می‌دونید (و اگر هم نمی‌دونید عیبی نداره) واژه Solo هم به معنای «تنها» یا «تک‌نفره» است. خب، Solo Entrepreneur یه جورایی یعنی شما بشی ارتش تک نفره. قبل‌تر گفتم «یکه مرد میدان» ولی خب ظاهرا ترکیب جنسیت‌زده‌ای بود و ترجیح برآن شد که «ارتش تک‌نفره» جایگزینش بشه. خب، پس کارآفرین تنها یعنی چی؟ یعنی شخصی که همه بخش‌های بیزنسش رو خودش هندل کنه و تیم نداشته باشه. البته بعضی از ایده‌پردازان این قضیه، معتقدن که کمک گرفتن از دیگران در این تیپ بیزنس مجازه ولی به شکل برون‌سپاری.خب، حالا که فهمیدیم یعنی چی، شما آیا پیشنهاد قشنگی برای ترجمه فارسیش دارید؟ دوست دارم در بخش نظرات پیشنهاداتتون رو ببینم 🙂 خب حالا تعریف رو داریم، درخواستم هم از شما مطرح کردم. بریم سراغ مصادیقش. مصادیق این تیپ بیزنس، به شدت زیادن. آیا شده شما مثلا گلدوزی کنید و کاراتون رو از طریق اینستاگرام بفروشید؟ آیا شده شما به صورت پروژه‌ای کانفیگ سرور انجام بدید؟ آیا شده ساندویچ درست کنید و ببرید به راننده‌تاکسی‌ها بفروشید؟ همه اینها مصادیق Solopreneurship هستند. در واقع Solopreneur بودن، یک راه حل خوب برای گردوندن کسب و کارهای کوچکه. شاید بشه به چشم «فاز اول» یک بیزنس بزرگ هم بهش نگاه کرد. همچنین لازم به ذکره که کسب و کارهای کوچک درون‌خانواده‌ای (مثلا کسب و کاری که یک زوج راه میندازن و خودشون می‌گردوننش) هم در این دسته جای داده میشه. گرچه برای اونها هم اصطلاحات دیگری ساخته شده. خب. آیا دوست دارید Solopreneur باشید؟ یک راهنمای جمع و جور براتون فراهم کردم که طی چند روز گذشته دستم آمده. امیدوارم به دردتون بخوره :)ایده‌پردازی کار آسونی نیست. پیدا کردن ایده‌ای که شما بتونید تک یا دونفره از پسش بربیاید هم همینطور. نگاه کنید که بازار محلی اطراف شما چه نیازی داره که هنوز برطرف یا اشباع نشده. مزایا و معایب پلتفرم‌ها و فروشگاه‌ها و سرویس‌ها و … (بسته به ایده خودتون) رو بسنجید و بنویسید. حتی اگر شده، برای خودتون صدا ضبط کنید و چند بار گوش کنید. به این شکل ایده شما میتونه به سادگی پخته بشه. فاز تحقیق میتونه حین ایده‌پردازی باشه (که بهش اشاره کردم) و میتونه بعدش هم صورت بگیره. بعد ایده‌پردازی شما نیاز دارید که ببینید «خودتون چی نیاز دارید؟» و شروع کنید اولویت‌بندی و رفع نیازهاتون. تحقیق میتونه شامل خوندن داستان بیزنس‌های دیگر، پرسش و پاسخ از دیگران، نظرسنجی و … باشه. اصلا این مرحله رو دست‌کم نگیرید :)این مرحله رو به خودتون واگذار می‌کنم. فقط حواستون باشه اسم پیش از شما استفاده دیگری نشده باشه.اینجاست که شما باید شروع کنید MVP ساختن. در این مورد احتمالا بعدتر یک پست بنویسم. فعلا این رو در نظر داشته باشید «انتظارات حداقلی از بیزنس خودتون رو سعی کنید برآورده کنید». بعد از تست، احتمالا تعداد مشتری‌های احتمالی، کاربران و … دستتون اومده. و این که هرکدوم چقدر ممکنه هزینه تحمیل کنن به کسب و کار. پس یک بودجه کلی در نظر بگیرید و در عین حال سعی کنید پول هم جمع کنید که به مشکل نخورید. بسته به حوزه کاریتون احتمالا نیاز به خرید سرویس‌های متعددی (سرور، پنل پیامکی و …) خواهید داشت. پس اینا رو هم بررسی کنید و متناسب‌ترین رو انتخاب کنید. برندسازی یکم بخش پیچیده‌ایه. اما به طور کلی، شما می‌تونید این موارد رو در نظر بگیرید:اگر انتخاب رنگ و فونت و همچنین طراحی و ساخت لوگو براتون مشکله، میتونید از دوست طراحی کمک بگیرید. البته اگر اینطوری میشه، حتما یادتون باشه که در مخارج کسب‌و‌کار قید کنید که مثلا ۲ میلیون تومان هزینه لوگو کردید! و یادتون نره هزینه ساخت برند بیش از این که هزینه باشه سرمایه‌گذاریه. پس شل کردن سر کیسه و دست و دل باز بودن اینجا اونقدرام بد نیست :)یادتون نره که دنیای امروز، دنیاییه که همه چی در اینترنت جست و جو میشه. پس حتما بخش آنلاین بیزنس رو هم در نظر داشته باشید. چیزایی که به نظر میرسه حداقل در ایران «الزامی» به حساب میاد داشتنشون:پیج در اینستاگرام: ساخت یک پیج در اینستاگرام شاید ده دقیقه هم وقت نبره. البته کار روی سوشال مدیا وقت می‌بره اما در کل داشتن پیج به شدت خوبه. یادتون باشه که اینستاگرام یکی از پرترافیک‌ترین شبکه‌های اجتماعی در ایرانه و همچنین تعامل مشتری و فروشنده/سرویس‌دهنده روش به شدت آسونه. پس جدیش بگیرید.وبسایت/وبلاگ: داشت وبسایت یا وبلاگ هم اصلا سخت نیست. شاید کم‌تر طرفدار داشته باشه، اما واقعا برای ارائه بیزنس به طور کلی؛ لازمه. ضمن این که شما بدون هزینه هم می‌تونید روی همین ویرگول یک انتشارات برای بیزنس خودتون بسازید. پس از این فرصت‌ها حتما استفاده کنید!یادتون نره که حتما با سایرین شبکه‌سازی کنید. در رویدادهای آنلاین (بخصوص در این دوران کرونایی! که میتونید روی ایسمینار تعداد زیادشون رو پیدا کنید) و غیرآنلاین شرکت کنید. با آدمها در مورد کسب و کارتون حرف بزنید. زمانی که میتونید، تریبون رو دست بگیرید و حرف بزنید و … 🙂 شبکه داشتن، حقیقتا میتونه از بیزنس داشتن مهم‌تر باشه. بعدا این افراد به درد میخورن :)خب اینجا کمی موضوع پیچیده میشه. یادتون باشه که وقتی مشتری‌های شما زیاد بشن احتمالا شما نمی‌تونید به صورت دستی به همه پرداخت‌ها و … رسیدگی کنید. پس حواستون به نرم‌افزارهایی که accounting رو انجام میدن باشه. درگاه‌های پرداخت بگیرید. اگر خودتون پرداختی انجام میدید سعی کنید از سیستم‌های بانکی که اتوماتیک هزینه رو از حسابتون کسر می‌کنن استفاده کنید (نمی‌دونم کدوم بانک ایرانی چنین سرویسی داره ولی اگر میدونستم حتما اینجا می‌گفتم!). این موضوع در مورد پشتیبانی و Ticketing هم صادقه. سعی کنید در سوشال مدیا حتما حتما از ربات استفاده کنید و وبسایتتون رو مثلا به توییتر کسب و کارتون متصل کنید. اینستاگرام رو به گروه تلگرامی متصل کنید و … . به این شکل شبکه‌سازی هم راحت‌تر صورت می‌گیره.بزرگترین بیزنس‌های دنیا مثل Space X و اپل و مایکروسافت و مک‌دونالد و … هم محدودیت دارند. بیزنس کوچک بالطبع شدیدا محدودتره. همیشه محدودیت‌های خودتون رو از جوانب مختلف بسنجید! همیشه در نظرشون داشته باشید و با توجه به اونها کسب و کار خودتون رو گسترش بدید. پس از مدتها طلسم یک مطلب «غیرمرتبط» با جو کلی حساب ویرگولم رو نوشتم. شاید این مطلب، بشه یکی از پربازدیدترین مطالبم (با توجه به عنوانش و محتواش)، شاید هم مطلبی باشه که جاهای زیادی ارجاعش بدن. خلاصه که، من دوست داشتم این مطلب رو بنویسم و شاید بد نباشه که اگر خودم خواستم Solopreneurship ام رو شروع کنم، با شما به اشتراک بذارمش. پس، این مطلب رو بعنوان آغاز یک راه بسیار بسیار طولانی در نظر می‌گیرم و هروقت استارتش زده شد، هر فازی که رد کردم یک مطلب در موردش می‌نویسم. شاید هم این هدف سال ۱۴۰۰ من باشه 🙂

منبع

Author: admin

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *