شروع کار من از صفر تا اول راه برنامه نویسی!

شروع کار من از صفر تا اول راه برنامه نویسی!


سلام، من امیرحسین رضایی هستم و توی این مطلب میخوام درمورد شروع زندگی جدیدم به عنوان برنامه نویس حرف بزنم!خب من از اول اول شروع میکنم فکر کنم کلاس دوم بودم بابام ی کامپیوتر رم 4 با سیپیو پنتیوم g645 خرید که اونموقه یادم میاد شد یکو نیم،انصافا هنوزم خیلی قدرتش بالاست و حس میکنم اندازه لپ تاپ الانمه!خلاصه اولش که خریدیم فروشنده گفت چه ویندوزی نصب کنم؟ من گفتم ویندوز 7 و فروشنده و داییم مات و مبهوت منو نگاه کردن که اول از xp شروع کن نه ویندوز 7، ولی اخر فروشنده گفت حتما دوست داره و ویندوز 7 نصب کرد.انصافا ویندوز 7 خیلی ویندوز خوبی بود و هنوزم با xp کار نکردم بجز وقتایی که میرفتم کامپیوتر پسرخالمو درست کنم وقتی توی gta هنگ میکرد.خب دیگه کم کم چند روز یکبار داییم و دخترخالم میومدن خونمون و بهم ویندوز رو آموزش میدادن و من خیلی سریع یادش گرفتم تا اینکه دیگه کلاس سوم بعد سوزوندن ی هارد تونستم ویندوز هم نصب کنم((:خب دیگه بگذریم تا برسیم به جرقه شروع که هنوزم ازش تعجب میکنم.یروز که داییم اینا اومده بودن خونمون، زنداییم توی اتاقم بود و من خواستم مثلا گنده بازی کنم پیشش چون داداشش تو کار کامپیوتر بود و کافی نت داشت. بخاطر همین سایت گوگل رو زدم ادرسشو بعد اینترنت هم نداشتم که بخوام لودش کنم. بهش گفتم زندایی نگا این ادرس سایتمه خودم درستش کردم😂اونم دلمو نشکوند و گفت آفرین میدونستم تو استعداد داری((:خلاصه از همون موقع بود که خیلی انگیزه گرفتم و هر روز چیزای جدید کامپیوتر رو یاد میگرفتم.دیگه بقیش یادم نمیااد تا کلاس چهارم که گوشی خریدم، گوشی گلکسی استار بود که نتشم E بود نمیشد تلگرام یا هر سایتی رو باز کرد و فقط بازیای سبک باهاش میکردم.یادمه کلاس پنجم مدرسه ی اردوی مشهد گذاشت بسیج که با 100 تومن مارو میبردن مشهد، من ثبت نام کردم توش و راه افتادیم رفتیم خیلی خوشحال بودم که مدرسرو برای چند روز پیچوندم ولی فکر نمیکردم که چیز بزرگتری در انتظارمه.رسیدیم و رفتیم حرم ، فکر کنم دومین باری بود که میرفتیم حرم و این اتفاق واسم افتاد!رفتیم توی حرم و پیش دوستم که اسمش مهدی بود و هنوزم در ارتباطیم نشستیم داشتم با گوشیم بازی میکردم که گفت تلگرام داری؟ من قبلا سعی کرده بودم نصب کنم ولی با اون اینترنت E لود نمیشد.بهش گفتم ماجرارو و اون هات اسپات گوشیش رو روشن کرد و منو به اینترنت گوشیش وصل کرد.تلگرام هم برام نصب کرد و بهم اموزش کار با تلگرام رو همونجا توی حرم داد(:اینم تاریخ ساخت اکانت تلگراممه که فکر کنم بشه سال 1394 ولی فکر کنم که شاید قبل از اون تلگراممو ثبت نام کرده بودم ولی یادم نیست یا این تاریخ اشتباهه ، در هر صورت یا 2015 یا 2016 ثبت نام کردم.بعد کم کم وارد گروهای تلگرام شدم و دوستایی پیدا کردم، از اولشم بیشتر سمت گروهای خود برنامه نویسا و کسایی که ربات تلگرام داشتن میرفتمهر رباتی پیدا میکردم میرفتم پیوی صاحبش و ازش کمک میخواستم که چطور یک ربات مثل اون برای خودم بسازم یکی از پیام های من برای کمک گرفتن توی اکتبر 2016:اکتبر 2016 خودم که این چت هارو ندارم ولی بعدا که یکم توی اون زمان تیم های برنامه نویسی تلگرام معروف شدم اونایی که ازشون کمک گرفته بودم این چت هارو پخش کردن!((:خب از موضوع اصلی دور نشیم.خلاصه کسایی بودن که بهم کمک کردن و با کد های اپن سورس ربات های تلگرام ضد لینک به کمک اونا و ی سرور 10 تومنی رم 1 شروع کردم به ساخت ربات.اولا با کمک اونا و کسایی هم بودن که خودشون میومدن توی سرورم و برام ربات رو میساختن شروع کردم بعدش با ادمی به اسم یاسین اشنا شدم که واقعا کمکم کرد، اون کار بازاریابی رو انجام میداد و من فقط ربات رو سالم نگه میداشتم و مشکلاتش رو با کمک بقیه رفع میکردم، توی 3 ماه با کمک اون 500 تومن اولین درامد زندگیم رو بدست اوردم!کم کم کارمون گرفت و سرور رو به رم 4 ارتقا دادیم که هزینش میشد ماهی 34 تومن و کمی زیاد بود(:همه چیز خوب بود تا اینکه یاسین کارو ول کرد و دیگه هیچوقت ندیدمش غیب شد.بعد از اون ی کانال تلگرام ساختم به اسم “کد اکسل پلاگین” که برای ربات های ‘هاجی ربوت’ که ی رباتساز آماده بود و ربات های ضد لینک ترفند و اکسل که برای جواب خودکار دادن بود میذاشتمکانالم گرفت و مثلا توی اون زمان ی ادم معروف شدم پیش برنامه نویسای ربات تلگرام ، بعدش با شریکم که حسین بود و اون کانال رو راه انداخته بودیم بحثمون شد و کانال کد اکسل پلاگین رو پاک کردیم.نکته: شریک داشتن خوبه ولی سعی کنید شریک هاتون پایه ثابتی نداشته باشن و دسترسی کاملی به کار نداشته باشن و همیشه امنیت داشته باشید. که اگه بحثتون شد شما ضرر نکنید.بعد از اون با افرادی اشنا شدم و دوباره مثل همون اسکرین شات بالا ازشون کمک خواستمبعد کم کم با یک نفر به اسم امیرحسین و فردی به لقب مانستر که فکر کنم محمد بود اسمش دوست شدم و این دو نفر پی اچ پی بلد بودن…از اینجا به بعد رو میزارم برای قسمت بعد ماجرا که داستان میرسه به مرحله بالاتر از مبتدی.ممنون که تا آخرش خوندید.موفق باشید.

منبع

Author: admin

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *