انقلاب به نام خدا

انقلاب به نام خدا

انقلاب به نام خدا جمشید نیرومندبحبوحه انقلاب بود تو خیابونها فریاد میزدیم ” زیر بار ستم نمیکنیم زندگی جان فدا میکنیم برای آزادگی مرگ بر شاه مرگ بر شاه ” و یا اینکه ” زندانی سیاسی آزاد باید گردد ” دانش آموز کلاس دوم دبیرستان بودم مسلما مانند خیلیها درک درستی از دنیای سیاست و آزادی نداشتم شاید فکر میکردم سیاست را درغالب همین شعارهای سنگین مشتهای گره کرده وبا بزیر کشیدن پرچم دانه درشتهای چهان سیاست بخوبی آموخته ام .شاید فکر میکردم درک خوبی از آزادی دارم معلوم بودکه آزادی یعنی از زیر ظلم و ستم شاه ودربار و ساواک و حامیان شاه رها شویم. شاید فکر میکردم آزادی یعنی همینکه زندانیان سیاسی در بند زندانهای شاه بتوانند آزادانه همزمان با بیان عقاید آرای سیاسی و امکان ابراز مخالفت با رفتار و اعمال شاه بتوانند آزادانه زندگی کنند وهرگز دستگیر و شکنجه نشوند. آزادی یعنی اینکه فقط من انقلابی و طرفدار نظام جمهوری اسلامی حق داشتن شغل دولتی حق انتخاب شدن حق راهپیمایی و حق داشتن رسانه را دارم و ما بقی اقلیت مردم چون اعلام رضایت و دلباختگی به نظام و قانون اساسی ( مورد تایید اکثریت مردم انقلابی) را نمیکنند ویا طرفدار رژیم سابق شاه و ضد انقلاب هستند همینکه زندگی میکنند خوشحال باشند . شاید اگر این انقلاب به نام خدا نبود و توسط رهبری عارف هدایت نمیشد ناامیدانه میپذیرفتم که روز به روزبیشتر به سرنوشت محتوم همه انقلابها نزدیک شده و درآینده ای نچندان دور بعنوان نمونه ای تاریخی موضوع مطالعه وپژوهش نسلهای بعد خواهیم شد. اما از مهمترین دستاویزهایی که سبب شد همچنان امیدوارانه به سرنوشتی سوای سرنوشت محتوم تمام انقلابها چشم بدوزم همین ادعای ایمان وکار برای رضای خداست که کم و بیش ازهمان ابتدای شروع نهضت استقرار نظام و چهل و دو سال حکومتداری برآن تاکید کرده و مدام بر آن اصرار داریم .بر این اساس از همه آنها که در اداره کشور مشارکت دارند وبنوعی در تحصیل سرنوشت و شرایط حال این کشوردخیل بوده اند خصوصا آیات خداوند در این سرزمین میپرسم اگر همه کارهایمان برای خدا بوده و هست پس نصرت الهی کجاست ؟ نصرت الهی در کدامین زوایای زندگیمان اتفاق افتاده است ؟ چگونه است که سرنوشت زندگیمان به آمدن و رفتن فلان رییس جمهور گره میخورد.اگر همه کارهایمان برای رضای خدا بوده و هست پس برابر وعده الهی داده شده باید از میزان مهر و علاقه به خودمان در قلوب این مردم مطمن بوده وازپرسش و زدن مهر تایید آنان بر آنچه تا کنون انجام داده ایم نگران نباشیم .از همه آنان که در گردش امور دخیلند خصوصا آیات خدا در این سرزمین میپرسم سکوت بیست ساله فاتح خیبر را با تنگتر شدن روز به روز حلقه انتخاب مردم چگونه توجیچ میکنیم ؟ خصوصا مردمی که درروزهای سخت و دشوار انقلاب آگاهانه امیدوارانه جانفشانی کرده و برای رضای خدا با 98 در صد آرا تمامی زمام امور را بدست آیات خداوند در این سرزمین سپردند اکنون با در نظر گرفتن حد نصاب آرای نمایندگان مجلس انقلابی دیگرامیدوارانه به صندوقهای رای نگاه نمیکنند؟ مگرقرار نبود با داشتن مسولیت سازمان اوقاف و در اختیار گرفتن دوساعت رسانه های کشور در عمل و گفتارناصواب بودن عملکرد رژیم گذشته را برای مردم خسته از ظلم و ستم رژیم استبداد زده شاه عیان جبران و دین و دنیای مردم را آباد نماییم . در این 42 سال رسانه کم داشتیم یا دستمان برای اداره این سرزمین بسته بود که مرکزپژوهشهای مجلس افت ظاهری اعتقادات مذهبی مردم و تشکیل دادگاههای ویژه مبارزه با فساد عمق توانایی وهوشیاری ما در اداره جامعه به رخ ما میکشد. در طلیعه چهل و سومین فجر انقلاب اسلامی امیدوارانه منتظرلحظه ای هستم که بلطف خدا بخود آییم و دوباره راه طی شده تحت رضای خدا را مرور کنیم. امیدوارانه خاضعانه از خداوند متعال خواستارم تمام آیات خداوند که در این سرزمین به دیارحق شتافتند لحظه ای بازگردند و خیال مارا ازصحت آنچه را بعنوان رضای خدا انجام داده ایم راحت می نمودند . ایکاش می آمدند ومیگفتند برادامه راهی که تا کنون آمده اید پافشاری کنید نگران آنچه بعنوان تضعیع حق ناس حق بشر حق شهروندی طولانی شدن حصر رنج زندان و حلقه تنگ انتخاب و توفیق خدمت که دشمنان مدام ازآن دم میزنند نباشید بر راه طی شده پافشاری کنید وعده الهی در راه است . همچنان به آنچه را که همه آیات خداوند در این سرزمین ازحتمی بودن نصرت الهی در قبال عمل به رضای خدا بیان نموده اند باورداریم . باشد که عمر کفاف دهد تا مطمِن شویم در توهم عمل به رضای خدا سد راه نصرتش در سرزمین نبوده ایم .

منبع

Author: admin

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *