دنیا !

دنیا !

دنیا یعنی چی ؟دنیا یعنی چیزی که توش زندگی میکنی و ازش لذت میبری و میتونی حتی برای خودت بسازیش و حتی اونو خودت برای خودت تلخ کنیش .دنیایی که میخواستم بسازم توش قرار بود یکی باشه که تو بچگی کلاس نفاشی رو ول نمیکنه و بعد از کلاس موسیقی به صورت رایگان موسیقی رو تدریس کنه . اما ولی این پسر ، وقتی قشنگ چهره رو طراحی میکرد نفاشی رو ول کرد اما ولی قول داد که موسیقی رو تا تهش ادامه بده . ولی موسیقی رو ول کرد تا به برنامه نویسی برسه . اینو خودم نخواستم ، استاده گفت :” امیرحسین ، موسیقی و برنامه نویسی دو تا راه هستش جلو پات که هر هفته یه ذره از هر راهی رو جلو میری اما باز برمیگردی عقب باز میری تو اون راه . باید یکی رو انتخاب کنی و تا تهش بری . “آره استعداد زیادی داشتم . هنوزم دارم . اما ولی برنامه نویسی رو قبول کردم . مشکل من اینه که دوست ندارم به بهترین ها برسم ، اما ولی دوست دارم بهترین ها رو برای بقیه بهترین ها رو فراهم کنم . سنم کمه و هر کسی تو این سن دوست داره خیلی چیزا داشته باشه . نمیخوام چون که لازم ندارم .وقتی میتونم تو یه لپ تاپ با 6 گیگ رم برنامه نویسی کنم و همه کار هایی که بخوام رو میتونم کنم ، چرا باید برم دنبال یه لپ تاپ 30 میلیونی فقط به خاطر این که برنامه نویسی میخوام کنم ؟ از دنیا خسته نشدم که بگم زندگی سختی دارم و میخوام زود تر تموم بشه . دستم تنگه ولی زیاد کمک میکنم . به هر کسی که سوال داشته جواب میدم و ناراحت نمیشم که زیاد سوال بپرسن .تو یه فروشگاه کامپیوتر به اسم میلاد کار میکنم و هر کسی که سوال برنامه نویسی داشته باشه یا بخواد یاد بگیره از همه چیز برنامه نویسی میگم . شمارم رو میگیره و 24 ساعت بهم پیام میده ولی خیلی با روی خوش جواب میدم . چون وقتی خودم سوال داشتم همه باهام خوش برخورد بودن .یه چیز دیگه هم هست که به کارما اعتقاد دارم . چرا ؟بی دلیل نیست چون که اتفاق هایی که افتاده رو دیدم . افرادی بودن که مسخره کردندم ، الان خودشون ازم بد تر شدن . کسایی که ازم دزدی کردن و البته دزدی رو ثابت کردم الان مشکلات مالی براشون پیش اومده . افرادی که حتی یه وقتا گندگی میکردن و اذیتم میکردن الان جاهایی کار میکنن که صاب کارشون اولی به دومی جوری میزنه یارو رو که با 2 متر قد میشینن گوشه مغازه گریه میکنن .امروز داشتم از سرکار می اومدم دیدم یه میوه فروشه داره بار هاش رو از رو زمین بلند میکنه بزاره تو بقالی سر کوچه تا باز فردا ور داره بساط کنه . دیرم شده بود اما ولی کمکش کردم چون پیر بود اذیت میشد بخواد بلند کنه سبد و اینا رو . انقدر خوشحال شد . انقدر خوشحال شدم .دنیایی که میخواستم بسازم اون پسره قرار بود پولدار باشه و کلی سیستم و لپ تاپ داشته باشه . الان نه دنبال پول زیاد هستم و نه چیزای اضافه میخوام . دلم میخواد یه خونه کوچیک داشته باشم که حداقل یه اتاق خواب داشته باشه که بشه اتاق سرور و یکی دو تا میز بزارم یکی برای لپ تاپ و کامپیوتر و اون یکی میز هم برای لحیم کاری و کار های الکترونیکی . آره . به کم ترین چیز ها راضی ام .حس خوبیه چون کمک میکنم به بقیه و بقیه دوستم دارم . وقتی به یکی کمک میکنم انتظار ندارم که برام یه کاری بکنه . مهربون باشید . با همه . کینه ای نباشید اما رفتارتون رو کنترل کنید با بقیه . اگه یکی دشمن شما هستش ، شما هم باهاش مثل خودش باهاش رفتار کنید . اما ولی خوشنود تر . به کسی اهمیت بدید که به شما هم اهمیت میده .اگه بهتون بگم زندگیم خیلی خوب و شاد شده باورتون شاید نشه . با این که همه بهم میگن تو هنوز بچه ای !در کل مهربون باشید . به چیزایی که دارید قانع باشید ، قدر چیزایی که دارید رو بدونید . خیلیا ندارن و حسرت میخورن .لذت ببرید از چیزایی که دارید و بهترین استفاده ازش رو بکنید !دوستتون دارم .امیرحسین .

منبع

Author: admin

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *