مقایسه کن: جهاد اسلامی، جهاد یهودی (۲)

مقایسه کن: جهاد اسلامی، جهاد یهودی (۲)

بسم الله الرحمن الرحیم.سلام.قبل از شروع، یه نقشه به شما بدم برای پیدا کردنِ کلِ مقاله‌های من در ویرگول، به صورت دسته‌بندی شده.انتشارات قلمبه‌ستیز: مقاله های اصلی و جدیِ خودم توی این انتشارات هستن و شاید ۹۰٪ از کسایی که لطف میکنن و مطالب من رو میخوانن، مطالب این انتشارات رو دیدن و من رو با این انتشارات میشناسن.انتشارات جنگل: اینجا هم مطالب خود هست، منتها بیشتر مطالبی که زیاد جدی نیستن و بیشتر شاید در دستهء «شخصی» یا «دل‌نوشته» یا غیره، قرار بگیره.انتشارات آشغال‌دانیِ ذهن: صرفاً راجب معرفی کتاب‌ها و کلاً هر صحبتی که مربوط به کتاب‌ها باشه.انتشارات ۵خطی: این هم مطالب خودم هست و ایده ای هست برای اینکه بتانم مطالب کوتاه‌تر رو اینجا در قالب ۵ پاراگراف کوتاه منتشر کنم.انتشارات صوفی‌لوژی: نقد و شناخت تصوف و عرفان و انحرافاتی که دارن.انتشارات یهودولوژی: این ها اکثراً مقالات خودِ من نیستن و بیشتر بازنشرِ مقالاتِ اندیشکدهء مطالعات یهود هستن و هدفش هم شناخت و آگاهی راجب یهود و صهیونیسم و موارد مربوط به اینها هست.انتشارات بهاییلوژی: این ها هم غالباً مطالب خودم نیستن و بازنشر از منابع دیگه هستن و هدفش هم نقد و شناخت و آگاهی راجب بهاییت و انحرافات اونها هست.این مقاله، قسمت دوم و پایانی هست. اگه قسمت اول رو نخواندید، از این لینک میتانید بخوانیدش. نسخهء اصلیِ این مقاله هم در این لینک، توسط اندیشکده مطالعات یهود منتشر شده و من در اینجا سعی کردم با لحن خودم جوری بگمش که شاید فهمش برای عموم راحت‌تر بشه ان‌شاءالله، وگرنه این نوشته از من نیست و آقای اصغر حیدری در اندیشکده این متن بی‌نظیر رو نوشتن.ان‌شاءالله که بخوانیم و آگاه بشیم.با وجود این سه دلیل مشعشع و قانع‌کننده (!)، اشکالات و ایراداتِ اساسی به این قتل‌عام ها و اینکه با انسان‌ها مثل علف هرزی برخورد کرد که باید از دمِ شمشیر رد بشن (زن و مرد و کوچیک و بزرگ)، وارد هست؛ این اشکالات و ایرادات رو در قالب ۴ موردِ زیر، بررسی میکنیم:چرا و چگونه یهوه که «رحمتش تا ابدالاباد» [۱۱] و «مهربان و رحیم» [۱۲] است، راضی شد برای به انحراف‌ کشیده نشدن قومی سست عنصر، تعداد زیادی از اقوام که بینشان زن و بچه و پیر، فراوان بود، بالکل کشته بشن؟! رحمانیت و مهربانی یهوه کجا رفت؟! راه درست اون بود که ایمان بنی‌اسرائیل محکم‌تر می‌شد تا تحت تاثیر جاذبه‌های کاذب و شهوات قرار نگیرن. ازطرف دیگه، باید این اقوام شریر و بت پرست، اول ارشاد و هدایت می‌شدن. آیا به‌خاطر بت‌پرستی و شرارت، باید خشک و تر با هم بسوزن و کوچیک و بزرگ، شیرخوار و کهنسال همه نابود بشن، اون‌هم بدون ارشاد و اتمام حجت و دعوت به یکتاپرستی؟! آیا این است هدایت؟! حیوانات چه گناهی داشتند که سوزانده شدن؟!در مقام مقایسه جهاد اسلامی با این نسل کشی ها (یا به اصطلاح، جهادِ یهودی ) می‌بینیم که جهاد اسلامی، از قداست و انسانیت بسیار والایی برخوردار هست. در جهاد اسلامی، در برابر اهل کتاب سه راه پیشنهاد می‌شد: ۱) اسلام ۲) جزیه ۳) شمشیر. و در برابر کفار و مشرکین دو راه: ۱) اسلام ۲) شمشیر.اگر کفاری که سد راه اسلام شدن و در برابر مسلمانان، شمشیر کشیده بودن، اسلام می‌پذیرفتن، تمامی حقوقی را که یک مسلمانِ مجاهدِ زجردیده، رنج کشیده و اسلام‌آورده به دست پیامبر (ص) از اون برخوردار شده بود، بلافاصله صاحب می‌شدن! در جهاد اسلامی، فقط کسانی کشته می‌شدن که در برابر اسلام، سلاح در دست داشتن. در جهاد اسلام، کشتن زن، بچه، اسیران، اناث و نابودی کشتزارها، خانه‌ها و شهرها وجود نداشت و ندارد. دستور جنگی پیامبر اسلام (ص) به رزمندگانِ عازم جهاد، بهترین دلیل قداستِ والای جهاد اسلامی است. آن حضرت هنگام وداع رزمندگان فرمودن:«بروید به نام خدا، کمک خواهید از خدا، جهاد کنید برای خدا و برای امت رسول خدا.هان ای مردم، مکر نکنید.از غنایم، سرقت روا مدارید.کفار را بعد از قتل، چشم و گوش و دیگر اعضا قطع نکنید.پیران و زنان و اطفال را مکشید.راهبان را که در معابدند، مکشید.درخت ها را مگر در صورت نیاز، از بیخ قطع مکنید.هرکس از مسلمانان که بر کافری امان دهد، امان او پذیرفته است تا آن که بر وی، دین خدا عرضه گردد. اگر اسلام را پذیرفت، برادر شما است و اگر نپذیرفت، او را به سلامت به اردوگاه خود برسانید و پس از آن، بر قتل او از خداوند، مدد خواهید.اسرا را به آب غرق نکنید.نخلستان ها را نسوزانید.درختان میوه‌دار را درنیاورید و کشتزارها را نسوزانید، شاید به آن محتاج شوید.جانوران حلال گوشت را نابود نکنید، مگر این‌که برای تامین غذا نیاز داشته باشید.دشمنان را به سه چیز دعوت کنید: اول، اسلام را به آنها عرضه دارید. اگر مسلمان شدند، به هجرت دعوتشان کنید؛ زیرا اگر هجرت را قبول کردند، از غنیمت بهره می‌برند و اگر در خانه خود ماندند، حکم اعرابی را دارند که مسلمانند و در خانه خویش‌اند و از غنیمت قسمتی ندارند. دوم، اگر اسلام را قبول نکنند و از اهل کتاب باشند، باید حتما جزیه بدهند و چون جزیه دادند، مزاحمشان نشوید و گرنه ساز جهاد کنید. [سوم] اگر محلی را محاصره کردید و افراد تحت محاصره خواستند از محاصره بیرون آیند و از شما خواستند که حکم خدا را در مورد آنها جاری سازید، چون ممکن است حکم خدا را در آن مورد ندانید، لاجرم یک نفر حاکم از خودتان برای آنها معین کنید و اگر از شما امان خواستند، امان دهید.هرگز آب مشرکان را مسموم نسازید.» [۱۳]این است چهره نورانی و مشعشع اسلام و جهاد اسلامی و کلمات مهرآمیز و عطرآگین پیامبر اسلام.اسلام، به جای کشتار جمعی مردمِ بت‌پرست و کافر جهت پیشگیری از به‌فساد کشیده شدن مسلمانان، چنان نیرویی از ایمان و تقوا در اونها ایجاد می‌کنه که اونها خودشان از گناه دوری می‌کنن و ازطرف دیگه، اسلام سعی می‌کنه زمینه‌های گناه رو در جامعه از بین ببره.یعنی در آنِ واحد، هم به فردسازی می‌پردازه و هم به جامعه سازی.دین مبین اسلام، جاذبه محکمی داره و کسانی را که ذره‌ای وجدانِ بیدار و فطرتِ حقیقت‌طلب داشته باشن، در خودش جذب و اون رو به شمشیری بران علیه خصم و در موارد متعدد، علیه طایفه و قوم و خویش خودش و همینطور به عارف دل سوخته و شب زنده‌دار تبدیل می‌کنه.چگونه می‌تانیم اقوامی هرچند بت پرست رو بدون اتمام حجت و دعوت به دین حق، علف هرزِ شمشیر کنیم؟! حجت برای هر قوم، باید قبل از مجازات تمام بشه و این اتمام حجت، با ارسال رسولان بشیر و نذیر صورت می‌گیره. از تورات چنین برداشت نمیشه که پیامبرانی در میان این اقوام برای ارشاد و هدایت در نظر گرفته شده و یا رسولانی از طرف موسی (ع) به میان اونها رفته و به دین حق دعوت کرده باشن! حتی دیده نمی‌شه کسانی از جمعیت کثیر بنی اسرائیل (حدود یک میلیون نفر)، این اقوام رو به راه راست هدایت کرده باشن!این سکوت در مورد هدایت و ارشاد اقوام گمراه، برای کتابی آسمانی مانند تورات ــ که الان طرفداران بسیار متعصبی هم داره ــ ضعف بزرگی هست!متاسفانه، اعتقاد دینی و ایمان مذهبی بنی‌اسرائیل، اونقدر بی‌فروغ و سست بود که نتانستن خودشان رو در دینِ موسی (ع) ثابت قدم کنن، چه برسه به این که بتانن مردمان کافرپیشه رو هدایت کنن! اونها، تحت تاثیر علایق دنیوی و شهوانی، به این گفته یهوه که می‌گه «اگر آواز یهوه، خدای خود، را به دقت بشنوی و تمامی اوامر او را به جا آوری، آنگاه یهوه، خدایت، تو را بر جمیع امت های جهان بلند خواهد گردانید»، [۱۴] عمل کردن!مقدمه هدایت دیگران، خودسازی هست که بنی‌اسرائیل در اون (خودسازی) وامانده بودن! به جرات می‌تانیم بگیم حضرت موسی (ع) در هدایت بنی‌اسرائیل، علیرغم کوشش و تلاش فراوان، توفیقی نیافت!در قرآن مجید، هرجا حرف از عذاب و هلاک اقوام ناسپاس و کفرپیشه‌ای مانند اقوام لوط، هود، نوح، سباء، انطاکیه و… به میان میاد، قبل از ذکر نزول عذاب، به فرستاده شدن رسولان و اتمام حجت اشاره میشه. خداوند در آیات قرآن مجید صریحاً بیان می‌کنه تا رسولی جهت ابلاغ حق و ارشاد و هدایت و اتمام حجت فرستاده نشه، عذاب الهی نازل نمیشه! مثالهاش رو ببینید:۱ــ «ای رسول ما، پیش از تو پیغمبرانی به سوی قومشان فرستادیم و برای آنها معجزات و ادلّه روشن آوردند. پس ( بعضی به راه کفر شتافتند ) ما هم از کافران بدکار، انتقام کشیدیم.» [۱۵]۲ــ «همانا ما، نوح را به رسالت سوی قومش فرستادیم. او هزارسال پنجاه سال کم، میان قوم درنگ کرد ( و خلق را دعوت به خداپرستی کرد و اجابت نکردند ) و چون همه، ستمکار و ظالم بودند، غرق طوفان هلاک شدند.» [۱۶]۳ــ «این [فرستادن] رُسل برای این است که خدا، اهل دیاری را تا [اتمام حجت نکرده و] آنان غافل و جاهل باشند، به ستم هلاک نگرداند.» [۱۷]۴ــ «برای هر امتی، رسولی است که هرگاه، رسول آنها آمد و حجت تمام شد، حکم به عدل شود و بر هیچ کس ستم نخواهد شد.» [۱۸]۵ــ «ما تا رسول نفرستیم، هرگز کسی را عذاب نخواهیم کرد.» [۱۹]۶ــ «پروردگارِ تو اهل هیچ شهر و دیاری را تا در مرکز آن رسولی نفرستد که آیات ما را بر آنها تلاوت کند، هرگز هلاک نکند.» [۲۰]۷- در اسلام، اصل، بر لطف و رحمت است. خداوند متعال، رحمت را بر خود فرض نموده است. [۲۱]۸- غضب، بعد از رحمت است. خداوند، مهربان‌تر از هر مهربان بوده و رحمتش بر خشمش پیشی دارد. [۲۲] الله، لطیف است و لطفش ایجاب می‌کند که رسولانی برای هدایت مردم گسیل فرماید.موفق‌ترین نبی الهی در انجام رسالت خودش، پیامبر اسلام بوده که از اقوامی بیابان‌گرد، وحشی، بی‌نظم و بی‌قانون، بت‌پرست و خون‌ریز، مردمی خداپرست، پاکدامن، منضبط، تابعِ شریعت و قانون و بنیان گذارِ تمدن عظیم اسلامی به وجود آورد.اگر انتقام بنی‌اسرائیل از اقوام ذکر شده، به‌خاطر ممانعت اونها نسبت به عبور بنی‌اسرائیل از سرزمینهاشان بود، از جمله قوانین انتقام که انسان های منصف دارن، رعایت عدالت هست، خصوصاً از طرف قومی که توسط پیامبری اولوالعزم هدایت شده و برگزیده یهوه بودن!اما می‌بینیم که این اقوام، به دستور یهوه، قتل‌عام می‌شن، «تا نام ایشان از زیر آسمان محو شود.» [۲۳]باید پرسید: عدالتی که به یهوه نسبت می‌دهند و اون رو عادل می‌خوانن، [۲۴] کجا رفت؟! درواقع باید گفت عدالت، کیمیایی بود که در میان بنی‌اسرائیل یافت نمی‌شد!در اسلام و قرآن مجید، سفارشات فراوانی به رعایت عدالت در زمان انتقام وجود داره و بر ظالمین و ستمکاران و از عدالت خارج شدگان ــ هرکسی که باشن ــ عتاب می‌شه که انتقام صرفاً به اندازه‌ای که بدی روا داشته شده، جایز است و نه زیادتر:«هرکس به همان قدرِ ظلمی که به او شده، در مقام انتقام برآید.»؛ [۲۵]«هرکه به جور و ستمکاری شما دست دراز کند، او را به مقاومت از پای درآورید به اندازه ستمی که به شما رسیده و از خدا بترسید.»؛ [۲۶]«انتقام بدی مردم به مانند آن بد، روا است.» [۲۷]انگار که یهوه با این اقوام، پدرکشتگی داشته! و دشمن دیرینه اونها بوده! که خواست همه رو نابود کنه. یهوه‌ای که به نوشته تورات «خدای تمام جهان و تمامی بشر بوده» [۲۸] و «آفریننده فلک الافلاک و تمامی جنود آنها، زمین و هرچه بر آن است و دریاها و هرچه در آنها است» [۲۹] هم هست، اگه می‌خواست این اقوامی رو که همه، آفریده‌های خودِ او بودن، بالکل نابود کنه و نام اونها رو محو کنه، چرا اصلاً اونها رو آفرید؟! اگر نابودی اقوام مذکور برای شرارت و بت‌پرستی بود، ایرادات گذشته که در موارد قبلی گفتیم، باز مطرح می‌شه!آیا یهوه‌ای که «آسمان ها و زمین را آفریده»[۳۰] و «آسمان، خزینه او است» [۳۱] و «دولت و جلال نیز از او می‌آید»، [۳۲] آن قدر دستش بسته و سرزمینش کم وسعت بود که نمی‌تانست بنی‌اسرائیل و اقوامِ مقابلشان رو در یک سرزمین و یا سرزمین های متفاوت، اسکان بده و در میان اونها الفت برقرار کنه و نعمتش رو بر همگی زیاد کنه و توسط قوم بنی‌اسرائیل این اقوام رو هدایت کنه؟!در مقایسه میان اسلام و یهودیت، می‌بینیم که در قرآن، الله تبارک و تعالی، رب و آفریننده تمام خلایق و جمهور انسان هاست و از رگ‌ گردن به انسان نزدیک تر و از مادر مهربان تر. اما متاسفانه یهوه جبار است و خون ریز، قهار است و نامهربان و البته بسیار کینه توز!در تورات، یهوه به اوصافی مانند «غفار، کریم، رحیم، دیرغضب و کثیرالاحسان» توصیف میشه، اما در مطالعه دقیق تورات، میفهمیم که یهوه، غالباً چنین صفاتی نداره و در مواقعی هم که یافت می‌شه، این صفات بسیار کم سو هستن!اللهِ اسلام، قادرِ مطلق هست و به هر کار توانا.اگر اراده آفرینش چیزی رو داشته باشه، به محض اراده، آفریده می‌شه (کن فیکون).آسمان و زمین و هرچه در اونهاست، ملک اوست.او روزی دهنده همه خلایق هست؛ از پست ترین تا افضل ترین و از کوچک ترین تا بزرگ ترین.او بی‌نیاز مطلق هست و همه به او نیازمند هستن.او در دنیا بر مومن و کافر، اما در آخرت فقط بر مومن، بخشنده و مهربان و رزاق هست.او با هیچ کس خصومت شخصی نداره. خدای همه است بی‌تبعیض، ملاک فضیلت در نظرش، فقط تقوا و نزدیکی به او هست و اگر اقوامی، مغضوب او بشن، به‌خاطر اعمال بد خودشان هست؛ وگرنه خداوند به هیچ‌کس ظلم نمی‌کنه.حالا به یک مورد دیگر از قساوت و بی‌رحمی بنی‌اسرائیل (یهود) نگاه می‌کنیم:«در حمله بنی‌اسرائیل به شهر اریحا به فرماندهی یوشع ابن نون (جانشین حضرت موسی (ع))، قوم صدا زدن و کرناها نواختن و وقتی قوم، آواز کرنا رو شنیدن و قوم به آواز بلند صدا زدن، حصار شهر به زمین افتاد و قوم به شهر اریحا آمدن و شهر رو گرفتن و هر اونچه در شهر بود، از مرد و زن و جوان و پیر، حتی گاو و گوسفند و الاغ رو به دم شمشیر هلاک کردن. شهر رو با اونچه در اون بود، به آتش سوزاندن.» [۳۳]یهودیانی که کشته‌شدن سیصد نفر از هم‌دینانِ عهدشکن و فتنه انگیزِ خودشان در صدر اسلام رو [۳۴] بهانه‌ای برای کوبیدن اسلام قرار دادن و هنوز هم همون واقعه رو بهانه قرار می‌دن و از یادآوری جریان مذکور، اشک (!) می‌ریزن.چه توضیحی در مورد این همه کشتار، قتل‌عام و نسل‌کشی که در کتاب آسمانی خودشان به‌صراحت بیان شده، دارن؟آیا وقت اون نرسیده که با کنارگذاشتن حب و بغض ها و عداوت های کور و نیز کژاندیشی ها، راه هدایت رو انتخاب کنن؟البته در میان یهودیان، بر طبق اشاره هوشمندانه قرآن مجید، «افرادی دانشمند، عالم و پرهیزکار» وجود دارن [۳۵] که راه حق رو خواهند پویید و اعتقادات باطل رو به دور خواهند ریخت. از میان این یهودیان «عالم و پرهیزکار»، کلیمیان ایران جایگاه ویژه‌ای دارند و قطعاً مورد احترام هستن. تعداد کلیمیان ایران بسیار محدود هست و مانند دیگر اقلیت های مذهبی، از تمام حقوق اجتماعی و شهروندی برخوردارن و در انجام مراسم و شعایر قومی و مذهبی خودشان هم آزادن و در مجلس شورای اسلامی هم نماینده دارن.اونها از دیرباز به مشاغل بازرگانی و تجارت اشتغال دارن و با توجه به گذشتهء پررنج و انزوا و احساس آسیب پذیری که این قوم همیشه در طول تاریخ ــ نه در ایران ــ در عرصه جهان احساس کردن، همیشه تلاش میکنن که در زمینه تجارت و خرید و فروش فعالیت داشته باشن. اونها علاقه دارن سرمایه‌هاشان، قابل انتقال و به‌صورت نقد باشد. یهودیان از دیرباز در ایران به مشاغل آزاد و خرید و فروش اشتغال داشتن. از سال ها پیش، یهودیانِ ایران مثل یهودیان سایر کشورها به امریکا، استرالیا و به ویژه به اسرائیل مهاجرت کردن.اصولاً دین یهود، نوعی درون گرایی و جامعه بستهء گذشته‌نگر رو برای پیروان خودش فراهم میکنه که این امر، یکی از عمده‌ترین عوامل آسیب‌پذیری این قوم هم هست.اونها به دلیل جامعهء بسته خودشان، مجبور به ازدواج درونی و خودی هستن و از این لحاظ، کم‌کم بر اثر محدودیت و انزوا، طراوت و جوانی جمعیت رو از دست می‌دن.[۳۶] طبق آمار رسمی کشور، تعداد یهودیان ایران در سال ۱۳۶۵، ۲۶۳۵۴ نفر، یعنی پنج‌‌دهم درصد کل جمعیت کشور رو تشکیل می‌داد اما در سال ۱۳۷۵، این تعداد به ۱۲۷۳۷ نفر، یعنی به دودهم درصد جمعیت کل کشور، بالغ می‌شود. [۳۷]به کانال تلگرام من هم سر بزنید. برای ارتباط با من هم میتانید از این ID تلگرامی استفاده کنید.مخلص،پی‌نوشت‌ها:[۱۱]ــ تورات، کتاب اول تواریخ ایام، باب ۱۶ و کتاب دوم تواریخ ایام، باب ۷[۱۲]ــ سفر تثنیه، باب ۴ و کتاب دوم تواریخ ایام، باب ۳۰[۱۳]ــ شیخ طوسی، تهذیب الاحکام، گزیده تهذیب، ترجمه: محمدباقر بهبودی، ج۳، تهران، کویر، ۱۳۷۰، ص۲۳۷؛ واقدی، مغازی، ترجمه: محمود مهدوی دامغانی، ج۲، تهران، مرکز نشر دانشگاهی، ۱۳۶۶، ص۴۲۴[۱۴]ــ تورات، سفر تثنیه، باب ۲۸[۱۵]ــ سوره روم، آیه ۴۷[۱۶]ــ سوره عنکبوت، آیه ۱۴[۱۷]ــ سوره انعام، آیه ۱۳۱[۱۸]ــ سوره یونس، آیه ۴۷[۱۹]ــ سوره اسراء، آیه ۱۵[۲۰]ــ سوره‌های قصص /۵۹، سباء/۱۷، نساء/۱۶۵ و شعراء/۸[۲۱]ــ سوره انعام، آیه ۱۲[۲۲]ــ مفاتیح‌الجنان، دعای جوشن‌کبیر. امام‌سجاد(ع) می‌فرماید: «خدایا، تویی که بیش از آنچه عقاب کنی، ثواب روا داری و این تویی که همواره مهر تو از قهر تو پیشی گیرد… خدایا، تو بیش از آنچه بخواهی کیفر دهی، دوست داری ببخشی.» صحیفه سجادیه، ترجمه: جواد فاضل، صص۱۶۳ و ۱۶۵[۲۳]ــ تورات، سفر تثنیه، باب ۷، بند ۲۴[۲۴]ــ همان، کتاب ارمیاء نبی، باب ۱۱[۲۵]ــ سوره حج، آیه ۶۰[۲۶]ــ سوره بقره، آیه ۱۹۴[۲۷]ــ سوره شوری، آیه ۴۰ و نیز رک: سوره‌های بقره/۱۹۰ و ۱۹۴، قصص/۵۰ و ۵۹، فرقان/ ۱۹ و ۲۷[۲۸]ــ تورات، کتاب اشعیاء، باب ۵۴ و کتاب ارمیا، باب ۳۲[۲۹]ــ تورات، سفر تثنیه، باب ۱۰ و کتاب دوم پادشاهان، باب ۱۹ و کتاب نحمیاء نبی، باب ۹[۳۰]ــ همان، سفر خروج، باب ۲۰ و کتاب اول تواریخ ایام، باب ۱۶ و کتاب اشعیاء نبی، باب ۴۵[۳۱]ــ همان، سفر تثنیه، باب ۲۸[۳۲]ــ همان، کتاب اول تواریخ ایام، باب ۲۹[۳۳]ــ همان، صحیفه یوشع، باب ۶، بند ۲۰ تا ۲۵[۳۴]ــ آنان با کفار قریش در حمله به مدینه جهت کشتار مسلمین همدست شدند و بعد از شکست، توسط قاضی‌ای که خود از میان مسلمانان برگزیدند به قتل محکوم گشتند.[۳۵]ــ سوره مائده، آیه ۷۰ و ۸۳؛ سوره نساء، آیه ۱۶۴[۳۶]ــ رک: اسماعیل یوردشاهیان، تبارشناسی قومی و حیات ملی، تهران، نشر و پژوهش فرزان، چاپ اول، ۱۳۸۰، صص۱۹۶ ــ۱۹۵[۳۷]ــ مرکز آمار ایران، سالنامه آماری کشور، ۱۳۷۷، تهران، ۱۳۷۸، ص۷۱

منبع

Author: admin

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *