راهنمای جامع اقتصاد رفتاری

راهنمای جامع اقتصاد رفتاری

سوگیری در اقتصاد رفتاریدر این مطلب قصد داریم با انواع مختلف سوگیری ها در اقتصاد رفتاری و راهکار مقابله با آن آشنا شویم. اگر نمی دانید اقتصاد رفتاری چیست و چه تفاوتی با اقتصاد به معنای کلاسیک آن دارد، بهتر است در ابتدا این مقاله را مطالعه بفرمایید و سپس ادامه این مطلب را ملاحظه بفرمایید. بایاس ها در اقتصاد رفتاری را می توان در موارد زیر دسته بندی نمود:1- اعتماد بنفس کاذب و توهم کنترل2- سوگیری خود انتسابی (Self Attribution)3- سوگیری ادراکی- واپس نگری (Hindsight)4-سوگیری تأیید (Confirmation Bias)5- مغالطه روایی (Narrative Fallacy)6- سوگیری نماگری (Representative)7- سوگیری چهارچوب دهی (Framing)8- سوگیری لنگر (Anchoring)9- زیان گریزی (Loss Aversion)10-ذهنیت توده ای یا گله ای (Herding)حال هر کدام از موارد بالا را به تفصیل مورد بررسی قرار خواهیم داد.اغلب، ما بهتر از چیزی که در واقع هستیم خودمان را فرض می کنیم. ارزیابی نادرست توانایی ها می تواند یک سوگیری خطرناک باشد که در اقتصاد رفتاری و بازارهای سرمایه بسیار شایع است.دانستن اینکه بازار به کدام سمت حرکت می کند یکی از مهمترین مهارت ها در اقتصاد و بالاخص در سرمایه گذاری می باشد. در این صنعت، اکثر تحلیلگران مهارت تحلیلی خودشان را بالاتر از میانگین تصور می کنند. بهرحال، از لحاظ آماری این موضوع که اکثر تحلیلگران بالاتر از حد میانگین قرار داشته باشند امری محال است. جیمز مونتیر (James Montier) بر روی 300 فرد حرفه ای در زمینه مدیریت سرمایه تحقیقی انجام داد و از آنها پرسید آیا خودشان را از لحاظ مهارت تحلیلی بالاتر از میانگین تصور میکنند یا خیر. در نتایج مشخص شد که بالغ بر 74 درصد افراد به این سوال جواب مثبت دادند. در حالیکه، 26 درصد باقی مانده خودشان را در حد میانگین در نظر گرفته بودند. به طور خلاصه، هیچکس فکر نمی کرد که پایین تر از میانگین قرار دارد. این اعداد و ارقام از لحاظ آماری غیرممکن به شمار می آید. این تحقیق را می توانید از این لینک ملاحظه بفرمایید. خطر سوگیری اعتماد بنفس کاذب این است که احتمال بیشتری دارد که شخص در سرمایه گذاری تصمیمات اشتباهی بگیرد. هم چنین این موضوع موجب می شود که افراد احتیاط لازم در سرمایه گذاری را درنظر نگیرند. ترس از اشتباه کردن در سرمایه گذاری مفید است.در حالیکه داشتن اعتماد بنفس در اغلب موقعیت ها یک مزیت به شمار می رود، در سرمایه گذاری، می تواند پاشنه آشیل فرد باشد. یکی از لازمه های موفقیت در سرمایه گذاری، مدیریت ریسک مناسب می باشد. اما موضوعی که می تواند در توانایی ما در مدیریت ریسک اثر نامطلوب بگذارد، اعتماد به نفس کاذب و توهم دانش می باشد. این احساس باعث می شود ما تخمین درستی از صحت تصمیماتی که در سرمایه گذاری می گیریم نداشته باشیم و ریسک آنها را کمتر ارزیابی کنیم.ری دالیو (Ray Dalio)، موسس بزرگترین صندوق سرمایه گذاری دنیا، بارها به این موضوع اشاره کرده است. در مصاحبه اش با فوربس، اکثر موفقیت خودش را ناشی از کنترل سوگیری اعتماد بنفس کاذب دانسته است. آسان ترین راه برای درک این بایاس، آشنایی با مثال های مختلف است که در دنیای واقعی رخ می دهد. رتبه بندی غیرواقع بینانه (Over Ranking): زمانی که شخص عملکرد شخصی خویش را بالاتر از چیزی که در واقع است ارزیابی می کند. واقعیت این است که اکثر افراد خودشان را بهتر از میانگین در نظر می گیرند. در بیزینس و سرمایه گذاری، این می تواند موجب مدیریت ریسک نامناسب شود.توهم کنترل: توهم کنترل زمانی رخ می دهد که افراد فکر می کنند که بر روی موقعیت کنترل دارند درصورتیکه اینطور نیست. این موضوع در سرمایه گذاری، خطرناک می باشد چون باعث می شود ریسک موجود را کمتر از واقعیت ارزیابی کنیم و تصمیمات پرخطری را بگیریم. زمان بندی خوش بینانه: یکی از جنبه های دیگری روانشناسی اعتماد بنفس کاذب، زمان بندی خوش بینانه می باشد. یک مثال این موضوع جایی است که افراد سرعت انجام کاری که می توانند انجام دهند را بیش از حدی که هست تخمین می زنند. از آنطرف برای وظایف پیچیده، افراد معمولا مقدار زمانی که یک پروژه برای تکمیل نیاز دارد را کمتر از میزانی که در واقعیت طول می کشد در نظر می گیرند.اثر مطلوبیت: این اثر زمانی است که افراد صرفا به علت اینکه نتیجه یک کار مطلوب آنهاست، احتمال وقوع آن را بیشتر از واقعیت تخمین می زنند (این موضوع در تحلیل تکنیکال به وضوح قابل مشاهده است). اگر هر اتفاق مثبت و خوبی بیفتد ما آن را ناشی از توانایی خود و هر اتفاق ناخوشایندی را مربوط به بدشانسی بدانیم در واقع گرفتار این سوگیری شده ایم. در واقع، ما انتخاب می کنیم که چگونه یک علت را به یک نتیجه مرتبط کنیم تا خودمان به بهترین وجه به نظر بیاییم (حتی در ذهن خودمان).چگونه این بایاس را محدود کنیم؟این بایاس و سوگیری یکی از مهمترین موانع ما در یادگیری می باشد زیرا در عمل موجب گرفتن تصمیمات اشتباه و تکرار آن می شود. دلایل زیادی می توان برای موفقیت و یا عدم موفقیت در بازارهای مالی نام برد. یکی از موثرترین راه ها برای غلبه بر این بایاس، ثبت کردن وقایع (ژورنال نویسی) و درک اینکه واقعا چه اتفاقی افتاده است می باشد. این کار باعث می شود ما درک درستی از اتفاقات و احساسات و تصمیماتی که می گیریم داشته باشیم. مرور کردن یک ژورنال معاملاتی می تواند به شما در کشف نقاط قوت و ضعف خودتان در معامله گری کمک شایانی کند. از یک طرف متوجه خواهید شد چه زمانی و به چه علت تحلیل شما درست بوده است. همچنین نکات ریز و تعیین کننده ای وجود دارد که از طرق دیگر قادر به دانستن آن نخواهید بود. به طور مثال برخی معامله گران متوجه می شوند که اکثر معاملات سود ده آنها در یک زمان خاصی از شبانه روز انجام می شود.از طرف دیگر، دانستن اینکه در چه زمانی و به چه علت تصمیمات اشتباهی گرفتید به شما در بهینه سازی سیستم معاملاتی کمک می کند. همچنین باعث می شود نگاه واقع بینانه تری به توانایی های خود داشته باشید. این سوگیری یک تصور غلط می باشد که همواره به صورت “همیشه میدونستم” بروز می کند. شاید کسی فکر کند که دارای توانایی یا استعداد خاصی در پیش بینی وقایع می باشد. این سوگیری و بایاس یکی از مفاهیم مهم در اقتصاد رفتاری می باشد.بحران های مالی در کشور خودمان را در نظر بگیرید. اگر با افراد مختلف صحبت کنید، برخی بیان می کنند که نشانه های آن بحران از قبل مشخص بود و کاملا این موضوع را پیش بینی می کردند. بهرحال، اگر شما تاریخ را بررسی کنید، می بینید که تحلیلگران حرفه ای زمانی که نسبت به بروز بحران هشدار می دهند همواره مورد تمسخر قرار می گیرند و کسی به حرف آن ها توجه نمی کند. جلوگیری از بایاس ادراکی یا واپس نگریبایاس ادراکی ما را از تشخیص و یادگیری از اشتباهاتمان باز می دارد. ما نیازمند یک نقشه هستیم که نتایج تصمیماتی که می گیریم و دلایلی که پشت آن قرار دارد را بررسی کنیم تا بتوانیم از شکست ها و پیروزی هایمان یاد بگیریم. یک دفتر یادداشت روزانه سرمایه گذاری می تواند ما را یاری دهد تا سوگیری خودفریبی (Self_deception) را که موجب محدودکردن توانایی ما در یادگیری می شود را کاهش دهیم. این مورد تمایل افراد برای توجه به اطلاعاتی که باور آنها را تأیید می کند را بیان می کند. افراد اغلب از اطلاعاتی که با عقیده آنها سازگار نیست را نادیده می گیرند. سوگیری های ما باعث می شود که توانایی ما برای گرفتن تصمیمات سرمایه گذاری صرفا منطقی محدود باشد.اکثریت افراد در معرض این بایاس قرار دارند. ما همواره به دنبال تأیید نظرات خود می گردیم. اغلب افراد یک عادت بد در توجه به اطلاعاتی که با باور کنونی خود سازگار است دارند. ما در ابتدا نظر خود را در مورد یک موضوعی تشکیل می دهیم، سپس باقی زمان را در جستجوی اطلاعاتی می گردیم که نظر ما را تأیید کند. میل ذاتی ما به سمت شنیدن افرادی است که با ما موافق هستند، زیرا احساس خوبی به ما می دهد.یک سوال. شما اخبار را از چه طریق دنبال می کنید؟ نکته جالب این است که اکثر ما منبع خبری را با توجه به این بایاس انتخاب می کنیم تا خبرهایی که بر وفق مراد ماست به گوشمان بخورد. بهرحال، این بایاس در سرمایه گذاری بسیار خطرناک می باشد. در عوض، ما باید دنبال نشانه هایی باشیم که اطلاعات و شواهد ما را به چالش می کشد. بدین صورت می توان انتظار داشت از عواقب منفی این بایاس در امان بود. یکی از محدودیت های ما برای ارزیابی عینی اطلاعات چیزی است که آن را مغالطه روایی می نامند. ما از داستان خوشمان می آید و اجازه می دهیم ترجیح ما برای یک داستان خوب، واقعیات و توانایی ما برای گرفتن تصمیمات منطقی را تحت تأثیر قرار دهد (از این موضوع در بازاریابی به کرات استفاده می شود). این بدین معنی است که ما ممکن است به سمت یک نتیجه غیردلخواه کشیده شویم صرفا به این خاطر که داستان بهتری را روایت می کند. این مورد نیز در اقتصاد رفتاری و درک رفتار سرمایه گذاران حائز اهمیت می باشد.چرا ما از داستان خوشمان می آید؟ عموما، داستان ها محتوای احساسی دارند که با منطق واکنشی و ناخودآگاه ما سازگار است و ما به راحتی آنها را به خاطر میسپاریم. زمانی که معلمان در حال درس دادن هستند، اغلب از داستان استفاده می کنند چون به خوبی می دانند که اطلاعات از طریق داستان به خوبی منتقل و بخاطر سپرده می شود. بایاس مغالطه روایی از این میل ذاتی ناشی می شود.مشکلی که با داستان وجود دارد این است که ممکن است به صورت منفی نحوه تفکر ما را تحت تأثیر قرار دهد. چیزی که در بازارهای مالی جلب توجه می کند این است که سرمایه گذاران اغلب شواهد را به نفع یک داستان خوب نادیده می گیرند. این موضوعی است که باعث می شود تمایل افراد به خرید سهام شرکت های معروف و محبوب ولو با قیمت بالا افزایش پیدا کند. از آنطرف سهامی که ارزش خرید بالاتری دارند صرفا به علت اینکه داستان جذابی برای جلب توجه ندارند از دید سرمایه گذاران غافل می مانند. پس بهتر است توجه خود را فقط معطوف به واقعیات و شواهد معطوف دارید و تصمیمات خود را نه با احساس بلکه با منطق خود بگیرید.این موضوع زمانی رخ می دهد که شباهت اشیا یا اتفاقات، توانایی تفکر افراد در مورد احتمال وقوع یک نتیجه را تحت تأثیر قرار می دهد (قابل توجه تکنیکالیست های عزیز). افراد اغلب این اشتباه را تکرار می کنند که باور دارند دو رویداد مشابه بیشتر از چیزی که در واقع است به هم وابسته هستند. این مورد جزو خطاهای رایج پردازش اطلاعات قرار می گیرد.اجازه دهید به مثالی در رابطه با خطاهای پردازش اطلاعات، که اغلب ساده گرایی نامیده می شود بپردازیم. سناریوی زیر را فرض کنید:خانمی 31 ساله، دانش آموخته رشته اقتصاد و در زمان دانشجویی مشتاق در موضوعات برابری و تبعیض.به نظر ما چقدر احتمال دارد که این خانم در یک بانک مشغول بکار شود؟ همینطور چقدر احتمال دارد این خانم در یک بانک کار کند و همزمان در حرکات فمنیستی نیز شرکت کند؟ کدام یک احتمال بیشتری دارد؟جالب است بدانید اکثریت افراد گزینه دوم را انتخاب می کنند. البته این جواب اشتباه می باشد. در واقع، افراد تحت تأثیر بایاس نمانگری قرار گرفته اند. یکی از چیزهایی که باید مدنظر قرار دهید این است که شما باید اطلاعات را از لحاظ آماری و منطقی بررسی کنید نه به آن صورتی که نمایش داده می شوند. از لحاظ آماری گزینه دوم احتمال کمتری برای رخ دادن دارد زیرا زیرمجموعه گزینه اول محسوب می شود. حال به استراتژی هایی که می تواند اتخاذ شود تا به عنوان یک سرمایه گذار از این بایاس در امان باشیم را مرور می کنیم. یکی از موضوعات مهم داشتن یک دفتر یادداشت روزانه مخصوص معاملات می باشد. دلایل و منطقی که در معاملات استفاده می کنید را یادداشت کنید و با نتایجی که بدست می آورید مطابقت دهید (خواه خوب خواه بد). در بازارهای مالی، یک مثال این بایاس زمانی است که سرمایه گذاران به صورت خودکار فرض می کنند که شرکت های خوب سرمایه گذاری های موفقی دارند. بهرحال، شاید در واقعیت به این صورت نباشد. یک شرکت ممکن است در بیزینس خود بسیار موفق باشد، اما در ارزیابی بیزینس های دیگر موفق عمل نکند. مثال دیگر، تحلیلگرانی که نتایج آینده را بر اساس عملکرد گذشته پیش بینی می کنند (تحلیل تکنیکال). فقط به علت اینکه یک شرکت رشد بسیار زیادی را در 5 سال گذشته تجربه کرده است دلیل نمی شود که تا ابد این روند صعودی را ادامه دهد.این مورد زمانی رخ می دهد که افراد یک تصمیم را بر اساس روشی که اطلاعات ارائه شده می گیرند (به جای توجه به خود اطلاعات). یک اطلاعاتی که به دو روش متفاوت ارائه می شود در توانایی قضاوت افراد و نحوه تصمیم گیری آنها تأثیر گذار است (در اخبار از این مورد به شدت استفاده می شود). در اقتصاد رفتاری، سرمایه گذاران ممکن است به یک فرصت بخصوص واکنش متفاوتی نشان دهند، بسته به اینکه چطور به آن ها ارائه می شود.این بایاس می تواند موجب شود ما به عنوان یک سرمایه گذار، نتیجه گیری در مورد خوب یا بد بودن یک سرمایه گذاری را تغییر دهیم. نکته قابل توجه این است که زمانی که سرمایه گذاران از اطلاعات مطمئن نیستند، و یا در یک موقعیتی هستند که فاکتورهای ناشناخته زیادی دخیل است، تمایل آنها به اتخاذ تصمیمات به صورت واکنشی (Reflexive) یا غریزی افزایش می یابد. مثال بایاس فریمینگ در اقتصاد:گزینه 1: “در سه ماهه سوم، سود ناشی از هر سهم 1200 تومان بود، در مقایسه با انتظار سود 12500 تومان”گزینه 2: “در سه ماهه سوم، سود ناشی از هر سهم 1200 تومان بود، که در مقایسه با سه ماهه دوم سال افزایش 20 درصدی را تجربه کرده است”به طور مشخص، گزینه دوم چهارچوب دهی بهتری در مورد این گزارش انجام داده است. طریقی که گزارش ارائه شد (بهبود نسبت به سه ماهه قبل) یک اثر مثبت بر روی ذهن مخاطب می گذارد.یکی از راهکارهای مقابله با این بایاس، به چالش کشیدن این چهارچوب دهی است. سعی کنید اطلاعاتی که به شما ارائه می شود را به صورت دیگر نگاه کنید. سعی کنید نظرات جانبدارانه و جهت دهی شده را حذف کنید. به فرض هایی که می شود توجه کنید. سعی کنید نتیجه گیری شما ناشی از منطق و استدلال شما باشد نه نحوه ارائه اطلاعات به شما. در این رابطه کتاب Factfulness را به شما پیشنهاد می کنم که طرز نگاه شما به اطلاعاتی که روزانه دریافت می کنید را تغییر خواهد داد. این سوگیری زمانی رخ می دهد که افراد برای تصمیم گیری، بیش از اندازه بر روی اطلاعات قبلی یا اطلاعاتی که در ابتدا بدست می آورند تکیه می کنند. برای مثال، اگر شما وارد یک مغازه شوید و اولین لباسی را که میبینید که دو میلیون تومان قیمت داشته باشد، لباس دوم که می بینید اگر پانصد هزار تومان قیمت داشته باشد ذهن شما به صورت خودکار این لباس را فارغ از کیفیت و واقعیت، ارزان محسوب کرده و شما تمایل بیشتری برای خرید آن دارید (از این تکنیک نیز در بازاریابی به کرات استفاده می شود). به عبارتی در ذهن شما لنگر قیمتی ایجاد می شود که باعث تأثیر بر روی تصمیم گیری شما شده است.اگر از شما بپرسند که سهام شرکت اپل در سه ماه آینده در چه وضعیتی خواهد بود، چگونه به آن پاسخ خواهید داد؟ اغلب افراد می پرسند که قیمت امروز آن چقدر است؟ سپس، بر اساس اینکه این سهم در امروز چه قیمتی دارد، سعی در پیش بینی قیمت آن در سه ماه آینده می کنند. این یک شکل از بایاس لنگر می باشد. زمانی که ارزش گذاری چیزی دشوار باشد، تمایل افراد به این بایاس بیشتر خواهد شد. مشکلی که این بایاس دارد این است که لزوما منعکس کننده ارزش ذاتی نمی باشد. راهکاری که می توان برای غلبه بر این بایاس نام برد تفکر انتقادی است. زمانی که می خواهید یک سهام را ارزیابی کنید، به جای اینکه به قیمت فعلی آن نگاه کنید، به پارامترهای ارزش ذاتی و تحلیل بنیادی تکیه کنید.زیان گریزی در اقتصاد رفتاری بدین معناست که سرمایه گذاران آنقدر از زیان هراسان هستند که بیشتر تمرکزشان بر روی جلوگیری از ضرر می باشد (به جای کسب سود). هر چقدر که شخصی در بازار متضرر شود، تمایل آن به این سوگیری بیشتر خواهد شد (مصداق ضرب المثل مار گزیده از ریسمان سیاه و سفید میترسه).تحقیقات بر روی این موضوع نشان می دهد که سرمایه گذاران احساس بدی که از ضرر تجربه می کنند تقریبا دو برابر لذتی است که از سود بردن می برند.برنده های فروشنده و بازنده های نگهدارندهاکثر تریدرها تا زمانی که یک معامله را نبسته اند به شکست استراتژی و معامله خود اعتراف نمی کنند (تا جایی که بتوانند از این کار خودداری می کنند). بنابراین، برای جلوگیری از احساس درد ناشی از یک ضرر واقعی، سعی در به تأخیر انداختن ضرر و ماندن در پوزیشن بازنده می کنند که منجر به افزایش ضرر انباشته آنها می شود. این به این علت است که آنها تا زمانی که پوزیشن خود را نبسته اند از لحاظ روانی یا احساسی با ضرر روبرو نمی شوند. در ناخوداگاه، فکر می کنند که ضرر آنها به حساب نمی آید تا زمانی که پوزیشن باز است. این موضوعی است که به عنوان زیان گریزی در بازارهای مالی مطرح می شود. راهکار مقابله با این موضوع استفاده از حد ضرر (Stop Loss) می باشد تا ضرر بالقوه در هر ترید را کاهش داد. این باعث می شود که شما در حین ترید دیگر درگیر موضوع ضرر نباشید و حداکثر ضرر در یک معامله را بدانید و با آن کنار آمده باشید.از دیگر مثال های زیان گریزی می توان به موارد زیر اشاره کرد:سرمایه گذاری در پروژه های کم بازده ولی مطمئن، به جای پروژه های با ریسک و سود بالاتر.نفروختن یک سهم زمانی که تحلیل منطقی شما می گوید که باید این سرمایه گذاری را رها کنید.فروختن یک سهام وقتی که قیمت آن افزایش می یابد به علت اینکه صرفا سود آن را ذخیره کنید، درحالیکه تحلیل منطقی شما می گوید که پتانسیل افزایش قیمت بیشتری وجود دارد.در اقتصاد رفتاری، ذهنیت گله ای به تمایل سرمایه گذاران به تبعیت و پیروی از رفتار سایرین در بازار اشاره دارد. اکثریت افراد در بازارهای مالی تحت تأثیر احساس و غریزه عمل می کنند (به جای تحلیل مستقل خودشان).شواهد زیادی مبنی بر وجود این بایاس در بازارهای مالی وجود دارد. به عنوان مثال می توان به حباب دات کام در اواخر دهه نود میلادی اشاره کرد. اکثر شرکت های دات کام از لحاظ مدل های بیزینسی در وضعیت مناسبی قرار نداشتند، اما سرمایه گذاران چون می دیدند که بقیه افراد در حال خرید آنها هستند اقدام به این کار می کردند (مشابه وضعیت امروز ارزهای دیجیتال در کشور). نکته ای که وجود دارد و باید در نظر داشت این است که خلاف جهت شنا کردن همواره از لحاظ روانی و احساسی هزینه زیادی دارد. روانشناسان دریافتند که سرمایه گذارانی که خلاف نظر اکثریت عمل می کنند ممکن است دردهای فیزیکی تجربه کنند. پس اگر همه در حال خرید یک سهام هستند، بهتره نگاهی عمیق تر داشته باشید و به قول معروف جوگیر نشوید. خلاف نظر اکثریت عمل کردن موجب ترس می شود، زیرا پیش خودمان فکر میکنیم مگر می شود اینهمه آدم اشتباه کنند و ما فقط درست بگوییم؟ اما در عمل همینطور است. اکثریت دچار این بایاس هستند و بدون هیچ تحلیل منطقی و صرفا بر اساس شنیده ها و جو اجتماعی مبادرت به خرید و فروش سهام می کنند. پس یکی از نکات معامله گری این است که ببینید اکثریت چه رفتاری انجام می دهند و سعی کنید خود را با آن تطبیق دهید. در نهایت، اگر به دنیای ارزهای دیجیتال و معامله گری در آن علاقه مند هستی و در این مورد اطلاعات بیشتری می خواهی یا دوست داری کسی باشه بتونه بهت کمک کنه پلن معاملاتی مخصوص به خودت را داشته باشی به آیدی تلگرام [email protected] پیام دهید و یا به صفحه شخصی من در لینکدین به آدرس زیر پیام دهید.https://www.linkedin.com/in/amirhossein-sadeghalhosseiniهم چنین اگر می خواهید در جریان آخرین اخبار و تحلیل های بازارهای سرمایه قرار بگیرید و از مطالب آموزشی هم بهره مند بشوید، میتوانید در شبکه های اجتماعی تیم هنر معامله گری عضو بشید و در این مسیر سخت اما هیجان انگیز همراه ما باشید:لینک پیج اینستاگرام: /https://www.instagram.com/tradingartviewلینک کانال تلگرام: htts://t.me/Tradingartviewلینک کانال یوتیوب: https://www.youtube.com/channel/UCH9RDr8bQSJLZrf-HY_6m7A?sub_confirmation=1لینک صفحه آپارات: https://www.aparat.com/Tradingartview

منبع

Author: admin

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *