تجربیات من از کار در فضای استارتاپی تایلند و یونیکورن EMPG

تجربیات من از کار در فضای استارتاپی تایلند و یونیکورن EMPG

مارچ ۲۰۲۰، بعد از یک فرآیند ۶ ماهه‌ی پرفشار، مدیران هولدینگ EMPG تصمیم گرفتند به عنوان بخشی از یک توافق چندصد میلیون دلاری، در شش کشور جدید سرمایه‌گذاری کنند که یکی از این کسب و کارها، وبسایت Kaidee.com در کشور تایلند بود. وبسایت Kaidee تنها پلتفرم کلسیفاید یا در واقع همون سایت نیازمندی‌های تایلند هست. با پیشینه‌ی ۱۵ ساله و تقریبا ۲۰ میلیون ترافیک ماهیانه و البته در نبود رقیب در این بخش از بازار، kaidee عملا هیچ مانعی برای رشد نداشت. اما پایه‌های بیزینس بر مبنای پلتفرم رایگان ساخته شده بود و عملا هم تلاشی برای افزایش درآمد نمی‌شد و تقریبا سه سال بود که درآمد شرکت ثابت مونده بود و رشد نمی‌کرد. وقتی عنصر کرونا هم به معادله اضافه شد، صاحبان قبلی بیشتر تمایل پیدا کردن که کسب و کارشون رو بفروشن. اما یکم هم از یونیکورن EMPG بگم. EMPG یک مجموعه با بیش از ده سرمایه‌گذار هست که برادران علی خان موسس اولیه‌اش بودن و طی چندسال با جذب سرمایه‌گذارهای مختلف تونستن خیلی سریع رشد کنن. در حال حاضر EMPG در بیش از ۱۸ کشور فعال هست و حدود ۵۰۰۰ نفر در این مجموعه کار می‌کنن. همه‌ی کسب و کارهای این مجموعه در حوزه وبسایت‌های کلسیفاید یا همون نیازمندی هست. بزرگترین عضو EMPG، شرکت Zameen در پاکستان و Bayut و Dubizzle در دوبی هست. کشورهایی که EMPG در آنعا فعالیت دارد.اما من چطور با این مجموعه آشنا شدم؟ ۶ سال قبل موسس EMPG وبسایت آی‌هوم رو از نیما نورمحمدی خرید و به صورت رسمی وارد بازار ایران شد. موسسانش طی چند مرحله سفر به ایران و مصاحبه با افراد مختلف، به من اعتماد کردن و من رو به عنوان CEO انتخاب کردن. چهار سال بعد به دلیل تحریم‌ها از بازار ایران خارج شدن و آی‌هوم رو به سرآوا فروختن. من بعد از شش ماه کار با سرآوا از ایران خارج شدم و به هولدینگ iLab در ترکیه پیوستم که سه کسب و کار موفق در حوزه وبسایت‌های نیازمندی ملک، خودرو و شغل داره. بعد از یک سال کار با این مجموعه، EMPG وارد بازار ترکیه شد و من دوباره به عنوان CEO کسب و کار ترکیه رو استارت زدم. یک سال نگذشته بود که پیشنهاد دادن به تیم تایلند بپویندم و من هم سریع قبول کردم و این شد که الان دارم از تجربیاتم تو بانکوک براتون می‌نویسم. و اما تایلند. وقتی در ماه مارچ EMPG، در تاینلد سرمایه‌گذاری کرد، شرکت Kaidee حدود ۱۲۰ نفر پرسنل داشت و تمرکز کامل بیزینس روی بازار C2C بود. اولین اتفاقی که افتاد، تقریبا همه‌ی مدیران ارشد عوض شدن و یا تیم EMPG از کشورهای دیگه به تایلند اومدن یا مدیرای جدید استخدام شدن. یکی از مشکلات جدی بیزینس قبلی فرهنگ سازمانی بود. تارگت‌های پایین و غیراگرسیو، عدم تمرکز بر شاخص‌های عملکردی درست و ساختار سازمانی اشتباه باعث شده بود عملا هیچ کسی علاقه نداشته باشه از محیط امنش خارج شه. همچنین از بین ۹ مدیر ارشد، هشت نفر بیرون از تایلند بودن و به دلیل کرونا بین سه تا ۶ ماه طول کشید تا بتونن وارد تایلند بشن (من آخرین نفر بودم) که سختی انجام هر توع تغییری رو ده برابر می‌کرد. در اولین اقدام چهار بیزینس یونیت جدا شکل گرفت: کلسیفاید (نیازمندی‌ها) خودروکلسیفاید (نیازمندی‌ها) ملکترنزکشن (فروش) ملکفروشگاه عمومی (Marketplace)نقش من به عنوان Classified sales Director بیشتر بر دو بیزینس یونیت اول متمرکز هست و طبیعتا نوشته‌هام هم از این زاویه‌ی دید خواهد بود. وقتی استارت زدیم عملا تیم فروشی وجود نداشت، محصول متناسب با هر بیزینس یونیت نبود و عملا فقط مورد چهارم رو پوشش می‌داد و زیرساخت گزارش‌دهی و پرفنورمنس مانیتورینگ مشخصی وجود نداشت و عملا سلیقه‌ای برخورد می‌شد. دونستن این نکات از این جهت مهم هست که تیم Kaidee الان نزدیک به ۳۰۰ نفر هست که تیم فروش و عملیات با حدود ۱۳۰ نفر پرسنل، عملا از صفر نفر شروع شد و انجام چنین کاری ظرف مدت ۶ ماه، واقعا کار دشواری هست. یکی دیگه از بزرگترین چالش‌هایی که داشتیم این بود که همه‌ چی در بیزینس با رویکرد C2C ساخته شده بود. از محصول و تیم گرفته تا گزارش‌دهی و ابزارهای مورد استفاده. طبیعتا اولین قدم تغییر مخصول بود. تیم فنی با استفاده از ظرفیت‌های هولدینگ مادر و محصول مشابه در کشورهای دیگه، ظرف مدت چهار ماه، سه وبسایت کلسیفاید مجزا برای هر بیزینس یونیت بالا آورد. قدم بعد، جمع کردن داده‌های مربوط به نمایشگاه‌های خودرو، آژانس‌های املاک و پروژه‌های ساختمانی بود. (این مبحث اینقدر مفصل هست که احتمالا یک نوشته‌ی جدا فقط در مورد جمع کردن داده‌ها، سکتورینگ و طبقه‌بندی مشتری‌ها خواهم نوشت). بعد از انجام این کار، نیازمندی هر بیزینس یونیت برای تشکیل تیم مشخص شد و اینجا بود که تیم هشت نفره منابع انسانی، ۲۴ ساعته اینترویو و استخدام می‌کرد. به همه‌ی این‌ها اضافه‌ کنید، دشواری‌های ریبرندینگ یک وبسایت ۱۵ ساله که مارکت لیدر هم هست. نه فقط تغییر شکل برند که تغییر ماهیت و همه‌ی ارکان بیزینس. هدفم از نوشتن این قسمت، بیشتر اشاره به کلیات و شروع به طرح موضوعات بود. سعی می‌کنم در نوشته‌های بعد، هر نوشته رو به یک چالش و راه‌حل‌ها و نتایجش اختصاص بدم. و تا جایی که بشه داده‌ها رو به اشتراک گذاشت، نتایج قبل و بعدش رو هم مقایسه خواهم کرد. امیدوارم مفید واقع بشه.

منبع

Author: admin

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *