بیان و بیان سینمایی

بیان و بیان سینمایی

بِسۡمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحۡمَـٰنِ ٱلرَّحِیمِٱلرَّحۡمَـٰنُ«۱»عَلَّمَ ٱلۡقُرۡءَانَ«۲»خَلَقَ ٱلۡإِنسَـٰنَ«۳»عَلَّمَهُ ٱلۡبَیَانَ«۴»خداوند رحمان، قرآن را تعليم فرمود، انسان را آفريد، و به او (بيان) را آموخت.(سوره مبارک الرحمن ۱_۴)نکاتی تفسیری برگرفته از تفسیر تسنیم حضرت آیت الله جوادی آملی⬅️مطابق این آیات انسان، انسان نیست مگر اینکه با قرآن تعلیم ببیند.و برای همین خداوند خلق انسان را بعد از تعلیم قرآن قرار داده است.یعنی تا انسان با قرآن تعلیم نبیند،گویا هنوز به عنوان انسان خلق نشده است.بلکه در گروه حیواناتی است که نطقی دارند.مثل همه‌ی حیوانات که سروصدایی دارند،آوایی دارند،اما مبهم و غیر‌قابل فهم. و برای همین به آنها بهیمه می‌گویند.یعنی در رفتار و آوایشان چیز قابل درک و مشخصی وجود ندارد.انسان تا قبل از تعلیم با وحی و قرآن در همین مرتبه است و تنها بعد از آن است که انسان است و سخنش و رفتارش مشخص.⬅️«بیان» که خداوند آن را به انسان آموخته است،بعد از تعلیم قرآن است.یعنی تا آدمی با قرآن و مفاهیم آن آشنا نباشد،«بیانی»ندارد و در ردیف بهایم است.⬅️«بیان» یعنی روشن و واضح کردن یافته‌های درون و یافته‌های درونی شده‌ای که با آموختن کسب شده است.«بیان» یعنی اینکه انسان بتواند آنچه را که در درونش از معلوم(قرآن) فراگرفته است و یا خداوند فطرتا در وجودش نهاده است،به طور واضح و مشخص بازگو و تشریح کند.که این هنر است.یعنی «بیان» هنر بیان معلوم است به قلم یا به زبان یا به تصویر و یا به صدا(موسیقی).و اگر سخنش، کتابش و یا تصویرش نتواند در خدمت معلوم(قرآن) و مفاهیم آن باشد،دیگر «بیان» نیست و طبعاً هنر هم نیست.بلکه توهمی است که از انسان مختال(خیال‌زده) سربرآورده است.و همانند آوای حیوانات مبهم است.⬅️«بیان» یعنی بین داشتن، یعنی مشخص کردن مثلاً الف از ب.شما وقتی الف را از ب جدا کردید و بینی میان آنها قرار دادید،الف و ب واضح و روشن می‌شوند و تا قبل از آن کلمه‌ای بود که الف و ب داشت اما الف و ب نبود،آب بود،وقتی آنها را از هم جدا کردید و بینی بین آنها قائل شدید آنگاه الف و ب را متوجه می شوید.در اصل «بیان» کارش مشخص کردن و قدرت تشخیص بخشیدن است.اثری می‌تواند«بیان» باشد که به مخاطبش قدرت تشخیص بر اساس معلوم(قرآن و مفاهیم آن) را بدهد.⬅️خداوند در قرآن می‌فرماید:هَٰذَا بَيَانٌ لِلنَّاسِ وَ هُدًى وَ مَوْعِظَةٌ لِلْمُتَّقِينَ(آل‌عمران۱۳۸)این قرآن بیان برای عموم مردم و هدایت و موعظه‌ای است برای متقین.یعنی انسان با قرآن قدرت تشخیص پیدا می‌کند و خیلی از تردیدها برایش بر طرف می‌شود و چیز ناروشنی که باعث انحراف او شود برایش باقی نمی‌ماند. اما اینکه از این قدرت تشخیص با بیان قرآن استفاده کند، به اختیار اوست و او مخیر است که یا استفاده کند و یا نکند.اما به واسطه‌ی قرآن که بیان است ،خوب را از بد ، راست را از دروغ،جنگ را از صلح، جهنم را از بهشت، ذلت و خواری را از آزادگی، بندگی را از اسارت، اطاعت را از سرکشی، راه را از بیراهه، بصیرت را از کوردلی، توحید را از شرک، اخلاص را نفاق،شیطان را از فرشته،و……تشخیص می‌دهد.البته وقتی تقوی می‌ورزد خداوند به او بینایی «فرقان» می‌بخشد.و چنین انسانی دیگر در شک و تردید زندگی نمی‌کند و دنیا و برزخ و آخرت و جهنم و بهشت برایش واضح است و گویا که قیامتش برپا شده است و همه را با چشم می‌بیند.چنین انسانی هنر «بیان» دارد.و اگر دست به قلم شد خداوند به قلم او و آنچه که می‌نویسد قسم یاد می‌کند(والقلم و ما یسطرون).آدمی به واسطه‌ی تعلیم با قرآن به چنان ارزش و ارجمندی می‌رسد که خداوند به اثر هنریش سوگند یاد می‌کند و مردمان را به آن فرامی‌خواند.و البته مهمترین اثر هنری هر آدمی عمل اوست که به عنوان «عمل صالح» از آن یاد می‌شود و خداوند این انسان و بنده را برای دیگران امام و پیشوا قرار می‌دهد.بیان سینمایی چیست؟⬅️ نمایش اولین تصاویر گرفته شده با دوربین برادران لومیر باعث ترس و وحشت مردم شد و تعدادی از آنها از کافه‌ای که تصاویر بر پرده پخش می‌شد، گریختند چراکه فکر می‌کردند حرکت قطار آنها را زیر خواهد گرفت و له خواهند شد.و این یعنی که این اختراع تاثیرگذار است و احساسات آدمها را به شدت تحریک می‌کند.علاقه‌مندان به دوربین کار و تجربه با آن را آغاز کردند و هر روز بیشتر دریافتند که با این اختراع تازه چه کارها که نمی‌توانند بکنند.و به سرعت باعث پیشرفت در تولید فیلم‌های گوناگون شدند.و هر کس آن را در خدمت اهداف خود بکار گرفت.قدرتمندان آن را ابزاری برای اثبات قدرت و عظمت خود،سیاستمداران برای برحق‌ جلوه دادن برنامه‌های خود،سرمایه‌داران برای فروش هرچه بیشتر کالاهای خود، استحمارگران برای تحمیق مردم،استعمارگران برای چپاول و غارت منابع کشورها،دروغ‌گویان برای راست‌نمایاندن دروغ‌هایشان، شهوتگرایان برای شهوترانی،بی‌دینان برای تبلیغ بی‌خدایی،و هرکس هر آنچه را که توهم می‌کرد به فیلم در‌آورد و برایش قهرمانی دروغین پروراند و در کل سینما دروغ را چیره کرد.و سینما روح و روان آدمها را زیر چرخ‌های قطاری که با سرعتی شیطانی به حرکت درآمده بود له و نابود کرد.و همان ترس اولیه از نمایش فیلم‌ برادران لومیر به وقوع پیوست.⬅️ اکنون فیلمها در نوع‌ها و سبک‌های متنوعی و با «ساختار»های متفاوتی تولید می‌شوند.اما تقریباً اکثر آنها دارای «بیان»نیستند.چرا که اثری دارای «بیان »است که مخاطب خود را به مفاهیم معلوم(قرآن) رهنمون کند. و سینمایی که جز به نفسانیات پست آدمی نمی‌پردازد چگونه می‌تواند دارای بیان سینمایی باشد.اکثر فیلمها شاید دارای ساختار روایی درستی باشند، اما «بیان» نیستند.سینمای امروز و فیلمها متاسفانه جز ایجاد شک و تردید در همه‌ی مفاهیم کار دیگری نمی‌کنند و با این شک و تردید بازی می‌کنند و فیلم در می‌آورند و دروغ می‌بافند.در صورتی که اولین خاصیت «بیان» شبهه‌زدایی است نه شبهه افکنی.بَلْ هُمْ فِي شَكٍّ يَلْعَبُونَ(دخان_۹)کفرپيشگان به قرآن و رسالت شک دارند و در این شک با حقایق بازی می‌کنند.کدام فیلم را سراغ دارید که بر اساس تعالیم وحیانی قدرت تشخیص که از ویژگی‌های «بیان» است را به انسانها بدهد.جز اینکه همه چیز را به بازی و مسخره بازی می‌گیرد.و تماشاچی را در برهوتی از سردرگمی رها می‌کند و یا اصلا در چنین برهوتی می‌اندازد.ساختن و تولید فیلمی که دارای بیان سینمایی باشد محتاج عواملی است که با معلوم(قرآن و آموزه‌های آن) تعلیم دیده باشند و به درستی فن و تکنیک سینما را فراگرفته باشند و به ساختاری دست یافته باشند و یا در طول کار دست یابند که بتوانند معلوم (قرآن و مفاهیم آن)را بشناسانند که در این صورت بیانی سینمایی دارند.⬅️ سینما استاد به غلط انداختن و ایجاد توهم تفکر در مخاطب و فیلمساز است.چه بسیار فیلمسازانی که با توهم اندیشمندی فیلم ساختند و با همین غلط‌پنداری با مشایعت شیطان به دیار باقی شتافتند.چرا که نخواستند و یا ندانستند و یا نتوانستند که برای عرض خطابه(فیلمسازی)اول از همه باید معلوم(قرآن و آموزه‌های آن) را آموخت(علم القران) و بعد به عنوان انسانی اندیشمند آن را بیان کرد.هنر هر هنرمندی ابتدا باید این باشد که گوش هوشش، گوش سرش نه سرش را به (وحی) بسپارد و با آن بیندیشد و سپس با خلاقیتش آن را بیان کند تا بشود «بیان».⬅️ چه کم‌اند فیلمسازانی که فیلم‌هایشان به مفهوم قرآنی «بیان» باشد.شاید فیلمسازانی باشند که در دوره‌ای از زندگی به خاطر نقبی که به فطرت خود زده‌اند، توانسته باشند بر اساس فطرت خداجوی خود آثاری را خلق کنند که تا حدودی بیان باشد،اما همین تعداد اندک نیز بعد از مدتی به جهت دوری از معلوم(قرآن و مفاهیم آن) همان کورسوی فطرت هم در وجودشان خاموش شده است.و متاسفانه جز مختال(خیال زده) نبوده‌اند و جز توهم نساخته‌اند.رسیدن به بیان سینمایی کار بسیار مشکلی است.مثل رسیدن و بودن در مقام انسانیت است،مثل آدم شدن است.مثل آدم بودن و آدمیت داشتن است.جهاد اکبر و اوسط و اصغر می‌خواهد.و در این وانفسای «لودگی دوربین» و تصویر آیا می‌شود به بیانی سینمایی رسید که «بیان» باشد؟⬅️ حقیر تنها یک فیلمساز را می‌شناسم که به معنای واقعی کلمه‌ی «بیان» به بیانی سینمایی دست یافت و در این راه به شهادت رسید و زندگی‌اش و فیلم‌هایش هر دو «بیان» و «عمل صالح» بود.«شهید آوینی» و مستند «روایت فتح» هر دو عمل صالح‌اند و «بیان».

منبع

Author: admin

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *