یک دشت نعنا

یک دشت نعنا

بسم الله نورنیمه شب است.هر دو خسته ایم به غایت حلزونی که یک کیلومتر دویده.عطر شکوفه های زودهنگام اسفندماهی در هوا پیچیده.صندلی جلو می نشینم کوله ام را میگذارم کنارم.+چه خبر؟ چک پاس شد؟_نه،وام جور نشد،از یکی دو نفر هم خواستم یک هفته ایی بهم قرض بدن که خب ندادن.استرس نداشته باشی هااااا!درست میشه.*******وقتی تصمیم گرفتم محجبه باشم یک دور مفصل از فامیل کنایه خوردم.اما او مثل همیشه فقط از تصمیمم حمایت کرد.گاهی حساسیت هایم لجشان را در می آورد و یکی دوتا هم خودشان حواله ام میکنند و من غش غش می خندم.همیشه می گوید،چادر پوشیدی که پوشیدی،حجاب داری که داری،به قول خودت انقلابی هستی،باش!اما اگه خودت رو به چشم دیگه ایی دیدی بقیه رو با یه چشم دیگه،هیچکاری نکردی که هیچ!خرابم کردی،بدجور.*****نه که اشتباه نکرده،نه…اما به مرامش و منشش خیلی اعتقاد دارم.چون به خدا اعتماد دارد.خیلی.ناب به خدا اعتماد دارد.خالص به خدا اعتماد دارد.دقیقه و لحظه آخر هم که باشد،امید هم که نباشد،ته ته ته افتضاح بودن هم باشد،میگوید نترسی ها،خدا خودش درست میکنه.و میدانم که منتظر است تا خدا درست کنه!لحظه های حساس،آدمی استرس می گیرد.ترس برش می دارد.آدم است! او اما نه.همان لحظه آخر هم می گوید.خدا درست میکنه.دیده ام.صد بار.به اندازه ی تمام 19 سال عمرم.خدا درست کرده.***************یاد گرفته ام دعا کنم.خنده دار است اما بلد نبوده ام.هنوز هم بلد نیستم.اما همین زبان نصف و نیمه ی کودکانه ی دعا….اما آرامشش…جنس آرامشش از جنس آرامش ناب آن کتاب با جلد کیف پول است.من تمام دنیایم را به پای آن آرامش می دهم.خیلی وقت بود آن آرامش را گم کرده بودم.نمیدانم کجا،کدام لحظه،کدام پیچ…اما یک جایی دیدم دیگر ندارمش.**********دعا جنسش خاص است.یک امید بین حیرت و ابهام و ترس انگار باید یک کیف کهنه ی از مد افتاده را بفروشی،تا دخترک تب دارت را به درمانگاه برسانی.انگار سوی نگاه پیرمردان نشسته در انتظار.مضطر شده دعا را می فهمد.دعا آرامشی شبیه یک دشت نعنا دارد.*******اگر اسلام را با لفظ شهید نمی شناختم،هیچ وقت درک درستی از اسلام پیدا نمیکردم.تفاوت اسلامی که شناختم با اسلامی که می دیدم،نشانمان داده بودند؛ شهدا بود.شهید برای من کسی بود که خون می داد تا سهمش را به انقلاب به اسلام به مردم ادا کند.نمی ایستاد پشت تریبون که سهم من از انقلاب کجاست؟من یاد گرفته اگر با همه وجودت به کار و اعتقادت باور نداشته باشی،ول معطلی!******خدایا بهمون یاد بده قشنگ دعا کنیم.بهمون یاد بده بهت اعتماد داشته باشیمبهمون یاد بده باورت کنیمکمک کن باور کنیم دوستمون داری.*****توکل کردن چه شکلیه؟******باید یک دور خودم را تکه تکه کنم،آب دهم،گل کنم،دوباره بسازم.*****امان از عادت….****خدایا نذار با عادت بمیریم.****مرز در عقل و جنون، باریک استکفر و ایمان؛ چه به هم نزدیک استعشق هم در دل ما سردرگم؛ مثل ویرانی و بهت مردم!

منبع

Author: admin

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *